از توهم دستاورد تا سیلی واقعیت/ لزوم بازنگری در ترکیب و حتی نیمکت تیم ملی فوتبال پیش از تکرار فاجعه
تیم ملی فوتبال ایران با ۳ تساوی برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر، بدون شکست به کار خود در جام جهانی ۲۰۲۶ پایان داد، اما در نهایت از همان مرحله گروهی حذف شد. حالا هفتهها پس از پایان مسابقات، به جای آنکه افکار عمومی شاهد بررسی دقیق دلایل این ناکامی، آسیبشناسی فنی و ترسیم نقشه راه آینده باشد، بیشتر سخن از «موفقیت»، «ثبت رکورد» و «عملکرد قابل دفاع» به میان میآید؛ روایتی که با واقعیت نتایج و آنچه در زمین مسابقه رخ داد، فاصله قابل توجهی دارد.
هیچکس منکر دشواری شرایط آمادهسازی تیم ملی پیش از جام جهانی نیست. محدودیتهای ایجاد شده، لغو برخی دیدارهای تدارکاتی و اتفاقات خارج از فوتبال، بیتردید روی روند آمادهسازی اثر گذاشت، اما آیا این مسائل میتواند تمام نقدهای فنی را کنار بزند؟ آیا حذف از مرحله گروهی، آن هم در نخستین جام جهانی ۴۸ تیمی که فرصت صعود برای تیمهای بیشتری فراهم شده بود، باید به عنوان یک دستاورد معرفی شود؟
واقعیت این است که تیم ملی نه تنها موفق به صعود نشد، بلکه حتی یک پیروزی نیز به دست نیاورد. ۳ امتیاز از ۳ مسابقه، هرچند بدون شکست، در نهایت هیچ ارزش عملی برای فوتبال ایران نداشت؛ چرا که مقصد نهایی، حذف از رقابتها بود. در فوتبال حرفهای، معیارِ موفقیت، عبور از موانع و رسیدن به مراحل بالاتر است، نه ثبت آماری که تغییری در سرنوشت تیم ایجاد نکرده باشد.
اما شاید مهمترین نگرانی، فراتر از نتایج جام جهانی باشد. پرسش اصلی این است که فوتبال ایران از این تورنمنت چه چیزی برای آینده به دست آورد؟ پاسخ، دستکم تا امروز، چندان امیدوارکننده نیست. جام جهانی میتوانست بهترین فرصت برای آماده کردن نسل آینده فوتبال ایران باشد؛ فرصتی برای میدان دادن به بازیکنان جوان، افزایش تجربه بینالمللی آنها و ساختن تیمی که چند سال آینده ستون اصلی فوتبال کشور باشد، اما چنین اتفاقی رخ نداد.

میانگین سنی بالای تیم ملی، یکی از مهمترین انتقادهایی بود که حتی پیش از آغاز مسابقات نیز مطرح میشد. بسیاری از بازیکنانی که سالهاست پیراهن تیم ملی را بر تن دارند، همچنان بار اصلی تیم را به دوش کشیدند و سهم بازیکنان جوان در این تورنمنت بسیار محدود بود. نتیجه این رویکرد آن است که اکنون، در فاصله نهچندان زیاد تا جام ملتهای آسیا، همچنان هیچ نشانه روشنی از آغاز یک فرآیند واقعی جوانگرایی دیده نمیشود.
نگرانکنندهتر اینکه پس از حذف از جام جهانی نیز نشانهای از تغییر رویکرد مشاهده نمیشود. نه صحبت جدی از اصلاح ساختار فنی مطرح شده، نه برنامه مشخصی برای تزریق نسل جدید ارائه شده و نه حتی چشمانداز متفاوتی برای آینده ترسیم شده است. برعکس، مواضع اخیر مدیران فدراسیون نشان میدهد که تصمیم بر ادامه همین مسیر گرفته شده و امیر قلعهنویی همچنان با حمایت کامل به کار خود ادامه خواهد داد.
البته ادامه همکاری با یک سرمربی، ذاتاً تصمیم اشتباهی نیست؛ به شرط آنکه بر پایه یک برنامه روشن، اهداف مشخص و اصلاح ایرادهای گذشته باشد. مسئله اینجاست که هنوز توضیح قانعکنندهای درباره این پرسش اساسی ارائه نشده است؛ تیم ملی قرار است با چه تغییراتی وارد جام ملتهای آسیا شود؟ اگر قرار باشد همان ترکیب، همان تفکر و همان مسیر ادامه پیدا کند، چه تضمینی وجود دارد که نتیجه متفاوتی رقم بخورد؟
جام ملتهای آسیا، برخلاف جام جهانی، تورنمنتی است که از فوتبال ایران انتظار قهرمانی یا حداقل حضور در فینال میرود. تحقق چنین هدفی بدون پوستاندازی، بدون استفاده از استعدادهای جوان و بدون ایجاد رقابت واقعی برای پوشیدن پیراهن تیم ملی، بسیار دشوار خواهد بود. فوتبال آسیا نیز مانند فوتبال جهان در حال تغییر است و تیمهایی که امروز روی نسل جوان سرمایهگذاری کردهاند، فردا رقبای سرسختتری خواهند بود.

هیچ تیمی با گذشته زندگی نمیکند. افتخارهای قبلی، نتایج مقدماتی و آمارهای ظاهری، جای خالی برنامهریزی برای آینده را پر نمیکنند. امروز آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، پاسخ به این سؤال است که تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی چه دستاوردی برای سالهای آینده به همراه آورده است؟ اگر پاسخ فقط «شکست نخوردیم» باشد، باید پذیرفت که این برای فوتبال ایران کافی نیست.
افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری منتظر پاسخهای فنی است؛ پاسخی درباره چرایی حذف، چرایی تداوم میانگین سنی بالا، چرایی کمرنگ بودن جوانگرایی و مهمتر از همه، برنامهای که بتواند امید را به آینده تیم ملی بازگرداند. زیرا حذف از مرحله گروهی، حتی بدون شکست، زمانی که فرصت تاریخی صعود در اختیار فوتبال ایران قرار داشت، نمیتواند به عنوان موفقیت یا دستاورد ماندگار معرفی شود.
انتهای پیام/