گزینههای ترامپ در برابر ایران رو به کاهش است
جنگ میان آمریکا و ایران از سر گرفته شده است؛ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا هفته گذشته گفت که آتشبس مورد توافق دو کشور «پایان یافته» است و از آن زمان، او به ارتش آمریکا دستور داده که حملات به ایران ازسر گرفته شود و محاصره دریایی اعمال شود.
رئیسجمهور آمریکا همچنین شروع به تکرار تهدیدهایی کرده است که پیش از این در جنگ مطرح کرده بود؛ این تهدیدها شامل حمله به اهداف غیرنظامی ایران است.
به گزارش کانورسیشن، امید در کاخ سفید برای دستیابی به توافقی بهمنظور رسیدگی به موضوع هستهای ایران در حال از بین رفتن است، اما ترامپ امیدوار است که اقدامات اخیرش ایران را مجبور به رها کردن کنترل تنگه هرمز کند و به بازارهای جهانی انرژی اجازه دهد به حالت عادی بازگردند.
اما یک مشکل وجود دارد؛ هیچ یک از این موارد تاکنون کارساز نبوده و هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور شود اکنون هم کارساز خواهند بود؛ در واقع، بازگشت ترامپ به همان دستورالعملی که پیش از این نتوانسته جنگ را با شرایط قابل قبول برای آمریکا به پایان برساند، نشان میدهد که گزینههای او تا چه حد محدود شده است.
جنگ با تلاش ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، برای آسیب رساندن به قابلیتهای هستهای ایران و اهداف دیگری آغاز شد و با این حال، مرکز ثقل درگیری از آن زمان تغییر کرده است.
مسائل هستهای به این موضوع که آیا کشتیرانی از طریق تنگه هرمز در آینده فقط تحت «ترتیبات ایرانی» انجام خواهد شد، اهمیت کمتری پیدا کردهاند؛ این بدان معناست که کشتیها فقط طبق شرایط تهران مجاز به عبور خواهند بود.
توانایی ایران برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز از ذخایر موشکها، پهپادها و قایقهای تندرو ناشی میشود؛ پنهان کردن و شلیک اینها نسبتا آسان است و سیا ارزیابی میکند که ایران هنوز ذخایر قابلتوجهی از آنها را در اختیار دارد.
برای متوقف کردن این قابلیتها، آمریکا باید بخش وسیعی از خاک ایران را تصرف کند و تلفات زیادی را به جان بخرد؛ و حتی در آن صورت، موفقیت تضمین شده نخواهد بود.
هر چقدر هم که حملات نظامی به اهداف غیرنظامی بدبینانه و غیرقانونی باشد، ترامپ شاید فکر میکند که ممکن است تهران را به پای میز مذاکره بکشاند، اما ایران خطر شروع دور جدیدی از جنگ را به جان بخرند که میتواند خسارات بسیار بیشتری به اهداف انرژی و غیرنظامی در سراسر خلیج فارس وارد کند.
- بیشتر بخوانید:
- چرا چتر امنیتی آمریکا دیگر از کشورهای خلیج فارس محافظت نمیکند؟
- چالش آمریکا در خلیج فارس؛ اهرم ایران در تنگه هرمز
نتایج دیپلماسی معمولاً منعکس کننده وضعیت میدان نبرد است؛ با توجه به اینکه آمریکا فاقد هرگونه گزینه نظامی معتبر برای خنثی کردن نفوذ ایران در تنگه هرمز است، دلیل کمی برای چشم پوشی تهران از آن وجود دارد.
توانایی کنترل کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، به ایران اهرم فشاری علیه آمریکا میدهد و بدون دلیل بسیار موجه، از این اهرم دست نخواهد کشید.
در حالی که محاصره برقرار است، بعید است ایران اجازه دهد نفت و گاز از مسیرها عبور کند؛ این امر قیمت جهانی انرژی را افزایش میدهد، که یک پیشنهاد سیاسی خطرناک برای ترامپ نیز است.
اعمال محاصره از یک جهت دیگر برای آمریکا پرهزینه است؛ اجرای آن نیاز به استقرار نظامی دائمی دارد و با توجه به درخواستهای رقابتی که از ارتش آمریکا از سوی مأموریتهای دیگر، مانند استقرار در اروپا و هند و اقیانوس آرام میشود، این محاصره را نمیتوان برای همیشه حفظ کرد.
با این حال، هنگامی که محاصره برداشته شود و نیروهای آمریکایی منطقه را ترک کنند، ایران همچنان از نظر فیزیکی در کنار تنگه هرمز خواهد بود و میتواند دوباره کشتیرانی را تهدید کند.
در نهایت، ترامپ خود را در بنبستی قرار داده است که ظاهراً هیچ راه فراری از آن وجود ندارد؛ با وجود تمام قدرت نظامی عظیمی که در اختیار آمریکا است، محدودیتهایی برای دستاوردهای آن وجود دارد و در این جنگ خودساخته، ترامپ به سرعت به سمت آنها میدود.
انتهای پیام/