نقض آتشبس در غزه، لبنان و ایران؛ ناکامی حقوق بینالملل در مواجهه با تداوم جنایتهای جنگی
رژیم صهیونیستی و لبنان چهارشنبه گذشته آتشبس دیگری را اعلام کردند؛ آنها در ۱۶ آوریل (۲۷ فروردین) بر سر آتشبس توافق کرده بودند؛ ایران و آمریکا هم از ۸ آوریل (۱۹ فروردین) آتشبس برقرار کردهاند؛ رژیم صهیونیستی و مقاومت فلسطین نیز از ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ (۱۸ مهر ۱۴۰۴) در غزه آتشبس داشتهاند.
با وجود این، حملههای رژیم صهیونیستی به لبنان بدون کنترل ادامه دارد و حملهها به مناطق ناقوره و نبطیه در جنوب لبنان در روز جمعه به شهادت دستکم یک لبنانی منجر شد؛ حملههای ناقض آتشبس آمریکا به ایران بهصورت دورهای انجام میشود و پاسخگویی ایران به این نقض آتشبس ادامه دارد؛ رژیم صهیونیستی در غزه، همچنان به انجام بمباران علیرغم آتشبس ادعایی با هدف پایان دادن به جنگ نسلکشی خود در سرزمین فلسطین ادامه میدهد، ازجمله بمبارانی که این هفته ۹ نفر را در یک ساختمان مسکونی قتلعام کرد.
بنابراین، برقراری آتشبس در حالی که جنگ ادامه دارد، به چه معناست؟ قوانین بینالمللی چه میگویند؟ و چرا نقض آتشبس بهندرت منجر به عواقب میشود؟
الجزیره در گزارشی به این موضوع پرداخته است.
آتشبس چیست؟
مارک کرستن، استادیار عدالت کیفری و جرمشناسی در دانشگاه فریزر ولی کانادا، توضیح داد: بهعبارت ساده، آتشبس، مکثی در جنگ است که برای ایجاد فضایی برای مذاکره طراحی شده است.
وی گفت: آتشبس در واقع توقف خصومتها است، اما معمولا بهعنوان یک آتشبس دائمی درک نمیشود.
مایکل لینک، استاد بازنشسته دانشگاه وسترن در کانادا، گفت: این آتشبس همچنین اغلب اساسا یک توافق سیاسی است تا یک ابزار قانونی قویا قابل اجرا.
لینک گفت: برخلاف معاهدههای صلح که اغلب ضامنانی مسئول نظارت و اجرا دارند، آتشبسها میتوانند با پیامدهای قانونی فوری کمی نقض شوند.
این امر بهویژه در غزه و لبنان صادق است، جایی که آمریکا بهعنوان واسطه و ناظر اصلی عمل کرده است؛ در حالی که برخی کشورها از حملههای رژیم صهیونیستی به لبنان انتقاد کردهاند، لینک میگوید فشار کمی بر واشنگتن به دلیل اجازه دادن به نقض مکرر آتشبس وجود داشته است.
وی تصریح کرد: تعدادی از کشورهای شمال جهان از حملههای مداوم اسرائیل به لبنان علیرغم آتشبس انتقاد کردهاند، اما آنها از آمریکا به دلیل اجازه دادن به اسرائیل برای نقض مکرر آتشبس در غزه و لبنان انتقاد نکردهاند.
آیا آتشبسها از نظر قانونی الزامآور هستند یا خیر؟
توبی کادمن، وکیل حقوق بشر بینالمللی انگلیسی، استدلال میکند که بله، الزامآور هستند، اما کادمن، مانند کرستن و لینک، گفت که آتشبسها که وی آنها را «تعلیق موقت، نظامی و دیپلماتیک عملیات نظامی» توصیف کرد، ذاتا شکننده هستند و برخلاف معاهدههای صلح، آتشبسها درگیری اساسی را حل نمیکنند یا به وضعیت قانونی جنگ پایان نمیدهند.
وی گفت: این آتشبس جنگ را متوقف میکند؛ به وضعیت درگیری مسلحانه پایان نمیدهد.
لینک گفت: در جایی که توافق صلح گستردهتری وجود دارد، مانند غزه، آتشبس نیز دستکم در تئوری بر پایه قویتری قرار دارد؛ طرح صلح غزه که با آتشبس همراه بود، از طریق قطعنامه ۲۸۰۳ توسط شورای امنیت سازمان ملل تایید شد که خواستار اجرای کامل، با حسن نیت و بدون تاخیر این توافقنامه است.
در تئوری، کشورها میتوانند از شورای امنیت بخواهند طرفهایی را که توافقنامه غزه را نقض میکنند، تحریم کند؛ لینک توضیح داد که در عمل، وتوی آمریکا در این نهاد به این معنی است که نه رژیم صهیونیستی و نه خود آمریکا، نمیتوانند به طور واقعبینانه مورد انتقاد قرار گیرند.
لینک گفت: به همین دلیل است که آتشبسها و معاهدهها صلح در نهایت اسناد سیاسی هستند، زیرا اجرای آنها به اراده سیاسی نیاز دارد.
- بیشتر بخوانید:
- نقض آتشبس توسط آمریکا زیر ذرهبین حقوق بینالملل، بشردوستانه و حقوق بشر
- ابعاد حقوقی نقض آتشبس در درگیریهای بینالمللی
چه کسی تصمیم میگیرد که چه زمانی آتشبس نقض شده است؟
فلسطینیها بارها به نقض آتشبس غزه توسط رژیم صهیونیستی اشاره کردهاند؛ ایران بارها آمریکا را به نقض آتشبس متهم کرده است؛ در لبنان نیز اعتراض به نقض آتشبس توسط رژیم صهیونیستی وجود دارد.
پس چه کسی تصمیم میگیرد که آیا آتشبس نقض شده است یا خیر؟
به گفته کادمن، پاسخ این است که هیچ داور بیطرفی وجود ندارد که بتواند با الزامآور بودن، تعیین کند چه کسی آتشبس را نقض کرده است.
سازوکارهای نظارتی وجود دارند، اما آنها عمدتا نهادهای سیاسی هستند که توسط همان کشورهایی که توافقها را میانجیگری و تضمین کردهاند، نظارت میشوند؛ در مورد غزه و لبنان، این مسئولیت بر عهده آمریکا است، اما واشنگتن جایگاه غیرمعمول میانجی، ضامن و نزدیکترین متحد نظامی و دیپلماتیک رژیم صهیونیستی را اشغال میکند.
به گفته کارشناسان، این بدان معناست که ادعاهای نقض اغلب از طریق محاسبات سیاسی فیلتر میشوند تا اینکه توسط یک مرجع قانونی مستقل ارزیابی شوند.
نگاه حقوق بینالملل به نقض آتشبس چیست؟
از نظر کرستن، غزه و لبنان یک تناقض اساسی را در نظام حقوقی بینالمللی آشکار میکنند؛ روی کاغذ، حقوق بینالملل موفق شده است اجماع گستردهای در مورد قانونی بودن آنچه در حال وقوع است، ایجاد کند.
بیشتر جهان اذعان دارند که آنچه در هر ۲ زمینه اتفاق میافتد نهتنها اشتباه است، بلکه غیرقانونی است، البته به لطف حقوق بینالملل؛ با وجود این، به رسمیت شناختن حقوق بینالملل کار چندانی برای توقف خشونت انجام نشده است؛ کار کمی برای نجات جان انسانها و توقف قتل عام انجام میشود.
نتیجه، شکاف فزایندهای بین یافتههای حقوقی و اقدامهای سیاسی است؛ دادگاهها میتوانند تحقیق کنند، شواهد جمعآوری کنند و احکامی صادر کنند، همانطور که دیوان بینالمللی کیفری ICC و دیوان بینالمللی دادگستری ICJ هر ۲ علیه رژیم صهیونیستی انجام دادهاند، اما این مانع از سقوط بمبها یا تضمین رعایت آنها در عمل نمیشود.
برای کرستن و لینک، مشکل فقدان استانداردهای حقوقی نیست، بلکه ناتوانی مداوم دولتها در اجرای آن ها، بهویژه هنگامی که بازیگران قدرتمند درگیر هستند، است.
لینک گفت: فقدان پاسخگویی موثر، حفرهای در قلب حقوق بینالملل و نظام سیاسی بینالمللی مدرن ماست؛ در عین حال، کرستن گفت: آنچه واضح است این است که قوانین بینالمللی بشردوستانه، قوانین حقوق بشر و قوانین بینالمللی کیفری در طول آتشبس کاملا قابل اجرا هستند؛ آتشبس هیچ پوشش قانونی برای ارتکاب جنایتها علیه غیرنظامیان فراهم نمیکند.
این بدان معناست که ادعاهای جنایات جنگی حتی در زمان اجرای آتشبس نیز قابل بررسی و پیگرد قانونی هستند.
آیا «دفاع از خود» توجیهی برای حملهها در طول آتشبس است؟
کادمن استدلال حقوقی را که اغلب برای توجیه حملههای مداوم رژیم صهیونیستی به غزه و لبنان و آمریکا علیه ایران استفاده میشود، برجسته میکند: دفاع از خود.
این استدلالها بر ماده ۵۱ منشور سازمان ملل استوار است که حق کشورها را برای اقدام نظامی یکجانبه علیه دیگر کشورها در صورت دفاع از خود، محفوظ میدارد، اما کادمن گفت که تفسیر این بند بهشدت مورد بحث است.
وی گفت: ماده ۵۱ به حمله مسلحانهای که اتفاق افتاده یا واقعا قریبالوقوع است، پاسخ میدهد؛ این مجوز دائمی برای حملههای پیشگیرانه نیست.
پس چرا کشورها احساس میکنند میتوانند در طول آتشبس از مجازات فرار کنند؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز چهارشنبه در پاسخ به این سوال خبرنگاران که با توجه به حملههای مداوم هرچند پراکنده آمریکا علیه ایران، آتشبس را چگونه تعریف میکند، گفت: میدانید، اینجا بخش متفاوتی از جهان است؛ به نظر من در آن بخش از آتشبس، زمانی است که شما به شیوهای معتدلتر تیراندازی میکنید.
اظهارات ترامپ بر آنچه کارشناسان حقوقی میگویند در قلب خشونتهای مداوم در غزه، لبنان و خلیج فارس است، تاکید میکند: فقدان هرگونه سازوکار اجرایی معنادار.
شورای امنیت با قدرت وتو محدود شده است؛ دیوان بینالمللی دادگستری میتواند دستورات الزامآور صادر کند، اما نمیتواند آنها را اجرا کند؛ دیوان بینالمللی کیفری میتواند حکم بازداشت صادر کند، اما برای اجرای آنها به کشورها وابسته است.
کادمن گفت: موضوع مشترک، نقص در اجرای احکام است؛ وی استدلال کرد: مشکل این نیست که قوانین بینالمللی فاقد قواعد هستند، بلکه این قواعد اغلب بهصورت گزینشی اعمال میشوند؛ قانون بهطور رسمی برای اسرائیل یا آمریکا تفاوتی ندارد؛ اجرای آن گزینشی است.
انتهای پیام/

