نگاه رهبر شهید به فرهنگ مصرف/ از هدر دادن نان تا تفاخر به مارک خارجی
اگر نگاهی به بیانات رهبر فقید انقلاب اسلامی بیندازیم، درمییابیم که اصلاح الگوی مصرف یکی از محوریترین مفاهیم در منظومه فکری ایشان به شمار میآید. این مسئله آنقدر اهمیت دارد که ایشان آن را یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی معرفی کردند و فرمودند: «مسئله مدیریت مصرف، یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی است؛ یعنی مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر». از نگاه ایشان، اقتصاد مقاومتی دقیقاً به معنای مقاومسازی و محکمسازی پایههای اقتصاد کشور است و این مهم، بدون اصلاح رفتار مصرفی مردم، از مسئولان گرفته تا آحاد جامعه، ممکن نیست.
رهبر شهید انقلاب در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی را ابلاغ کردند و اصلاح الگوی مصرف را بهعنوان یکی از بندهای اصلی این سند راهبردی گنجاندند. ایشان با تأکید بر اینکه الگوی اقتصاد بومی، بر لزوم پیروی از الگویی علمی و بومی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی تصریح کردند. در واقع، ایشان مصرف تولیدات داخلی و پرهیز از اسراف را نه فقط یک توصیه اخلاقی، بلکه یک ضرورت ملی و یک راهبرد اساسی برای بیاثر کردن تحریمهای اقتصادی و حفظ استقلال کشور میدانستند.
یکی از عبارات تأملبرانگیز رهبری در این زمینه، تشبیه اسراف به کاری است که دشمن با کشور انجام میدهد. ایشان فرمودند: «اسراف همان کاری را با کشور میکند که دشمن میخواهد! ببینید اسراف چهکار میکند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانی، اسراف در انواع و اقسام کالاهای گوناگون، اسراف در اسباببازی بچه و در وسایل تجملاتی! عزیزان من! این اسراف همان کاری را با کشور میکند که دشمن میخواهد! او از آن طرف به وسیله نفت، بهوسیله تحریم اقتصادی و انواع و اقسام ضربهها بر ملت ایران ضربه وارد میکند؛ از این طرف هم خود ما با اسراف و صرفهجویی نکردن، ضربه او را تکمیل میکنیم!». از این منظر، هر ریخت و پاشی در واقع کمک به جبهه دشمن تلقی میشود و هر صرفه جویی، یک حرکت جهادی برای تقویت جبهه خودی است.
در اندیشه رهبری، مبارزه با اسراف نیازمند یک کار تحولی است و با نصیحت و توصیههای جزئی نمیتوان از پس آن برآمد. ایشان به درستی به ریشههای فرهنگی اسراف اشاره میکنند، عادات غلط، روشهای نادرست، مسابقه تجمل و ریختوپاشهای اشرافیگرانه ای که به طبقات غیر اشرافی هم سرایت کرده است. این نگاه دقیق، نشان میدهد که مشکل اسراف یک مشکل سطحی و موقتی نیست، بلکه ریشه در سبک زندگی و باورهای فرهنگی جامعه دارد.
از نمونههای بارز اسراف که رهبری بارها به آن اشاره کردهاند، اسراف در آب، نان، گاز، بنزین، برق و مواد غذایی است. ایشان در یکی از بیانات خود با تأکید فرمودند: «یکی از مهمترین خطرها و ضررها برای کشور، اسراف است. اگر اسراف نباشد اوضاع کشور خیلی بهتر از این خواهد بود». ایشان حتی به مصداق عینی این اسراف اشاره کرده و از هتلهایی میگویند که به بهانه بهداشت، غذاهای باقیمانده از مهمانیهای بزرگ را در سطل آشغال میریزند و میپرسند: «این مناسب یک جامعه اسلامی است؟ اینجوری میشود به عدالت رسید؟».
نکته قابلتوجه دیگر، نگاه متوازن رهبری به این مسئله است. ایشان تأکید میکنند که دعوت به صرفهجویی به معنای دعوت به «ریاضت اقتصادی» نیست. ایشان با صراحت میفرمایند: «من در پیام گفتم که مردم را به ریاضت اقتصادی دعوت نمیکنم؛ ابداً! چه ریاضتی؟ بحمدالله ملت ما احتیاج به ریاضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفهجویی و به اسراف نکردن دعوت میکنم. اسراف، حرام است». قناعت، یعنی زندگی کردن با داشتهها بدون زیادهروی، نه محرومیت و زهد افراطی. این نگاه واقع بینانه، نشان میدهد که ایشان به خوبی از شرایط زندگی مردم آگاه هستند و خواهان یک تحول تدریجی و پایدار هستند.
در کنار پرهیز از اسراف، حمایت از کالای ایرانی رکن دیگر الگوی مصرف مطلوب در نگاه رهبری است. ایشان مصرف محصولات داخلی را یک «وظیفه شرعی» و «تکلیف ملی» معرفی کردند. ایشان چند سال را به نام «حمایت از کالای ایرانی» نامگذاری کردند و فرمودند: «واردات کالاهایی که در داخل بهقدر کافی تولید میشود، باید بهصورت یک حرام شرعی و قانونی شناخته شود». ایشان با ذکر دلایل اقتصادی و اجتماعی روشن، این حمایت را توجیه کردند، ایجاد استقلال اقتصادی و سیاسی، ایجاد کار و اشتغال، افزایش ابتکارات تولیدکنندگان، افزایش ثروت ملی و کاهش تورم.
یکی از عواملی که رهبری آن را مانع مصرف کالای ایرانی میدانستند، تفاخر به مارک خارجی است. ایشان در این باره میفرمایند: «این تفاخر غلطی است که ما مارکهای خارجی را در پوشاکمان، در وسایل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمرهمان، در خوراکیهایمان ترجیح بدهیم به مارکهای داخلی؛ در حالی که تولید داخلی در خیلی از موارد بسیار بهتر است». ایشان حتی به یک پدیده نادرست اشاره میکنند که تولید داخلی را با مارک خارجی میفروشند و میفرمایند: «اگر همینجا بفروشند، ممکن است خریدار ایرانی رغبت نکند؛ اما چون مارک فرانسوی دارد، خریدار ایرانی همان لباس را، همان کت و شلوار را، همان دوخت را انتخاب میکند؛ این غلط است».
در نقطه مقابل، آثار سوء مصرف کالای خارجی را اینگونه ترسیم میکنند: «شما یک کارگر ایرانی را بیکار میکنید و یک کارگر غیر ایرانی را به کار وادار میکنید. خوب، مگر بیکاری امروز، مشکل عمده جامعه ما نیست. وقتی شما اینطور کردید، نتیجه چیست؟ نتیجه، ورشکستگی کارخانه داخلی، بیکاری کارگر داخلی و در نهایت باعث ناامیدی سرمایهگذار داخلی میشود. بیکاری هم که به دنبال خودش اعتیاد، فساد و اختلافات خانوادگی میآورد و به دنبال آن، حوادث سیاسی و اجتماعی فراوان به وجود میآید». این یک هشدار جدی است که هزینه اجتماعی مصرف کالای خارجی را فراتر از یک انتخاب شخصی نشان میدهد.
در نهایت، رهبر شهید انقلاب معتقد بودند اصلاح الگوی مصرف یک «جهاد فرهنگی» است که از خانواده و از کودکی باید آغاز شود. ایشان به صراحت میگویند: «این را باید از کودکی به این جوان و نوجوان یاد داد». ایجاد یک «انقلاب در رفتار مصرفی»، علاوه بر حکمرانی خوب و قانونگذاری صحیح، نیازمند تغییر نگرش عمومی است. سبک زندگی ساده، پرهیز از اسراف، قناعت و اولویت دادن به تولید داخلی، با فرهنگ عاشورا، اسلام ناب محمدی و آموزههای اهلبیت (ع) پیوندی ناگسستنی دارد.
انتهای پیام/

