ای کاش حاتمی زنده می ماند و فیلم زندگی جهان پهلوان را می ساخت
: همه ساله به 17 دی ماه سالمرگ جهان پهلوان تختی که می رسیم این حسرت در دلمان زنده می شود که چرا علی حاتمی زنده نماند تا بتواند آخرین پروژه سینمایی زندگیش "جهان پهلوان" را هم ساخته و سپس کوچ کند؟!
به گزارش غلامرضا تختی چه در دوران حیاتش و چه در سالهای بعد از مرگش همواره به عنوان شخصیتی کاریزماتیک و البته مردمی مورد توجه طیفهای مختلف جامعه ایران بود. مرگ رازآلود این کشتی گیر که هیچ گاه علتش مشخص نشد و البته شایعات فراوانی که پیرامون درگیریهای سیاسی وی با رژیم سابق وجود داشت این نیاز را ایجاد می کرد که کارگردانی کارکشته به سراغ فرازهایی از زندگی وی رفته و آنها را سینمایی کند.
پروژه ناتمام
علی حاتمی به واسطه دلبستگی عجیب و استثنایی اش به تاریخ و توانایی بالایش در تصویرسازی اتفاقات تاریخی از جمله گزینه های موجه ساخت فیلم درباره تختی بود. حاتمی بعد از "دلشدگان" ایدهٔ سه پروژه بزرگ را در سر داشت؛ «ملکههای برفی» که به زندگی همسران محمدرضا پهلوی میپرداخت و «آخرین پیامبر» که زندگی محمد(ص) را روایت میکرد و «جهان پهلوان» که فرازهایی از زندگی تختی را روایت می کرد.
دو پروژه ابتدایی به دلیل موانع مالی و اجرایی به جایی نرسیدند و حاتمی به سراغ پروژه زندگی تختی رفت. جلب رضایت از خانوادهٔ تختی و حضور خسرو نظافت دوست که شباهتی فراوان با تختی داشت بعنوان بازیگر اصلی، حاشیههایی را به همراه داشت اما فیلم بالاخره با حضور عزت الله انتظامی و افسانه بایگان در سال 1373 کلید خورد.
خدایا علی رو از ما نگیر
اما کلید خوردن "جهان پهلوان" مصادف شد باشدت گرفتن سرطان حاتمی و همین کار را با وقفه مواجه کرد.
یکی از معدود صحنه هایی که حاتمی تصویربرداریش را انجام داد صحنهٔ به دنیا آمدن تختی بود. پدر تحتی(با بازی عزت ا.. انتظامی) که نگران زندگی همسر و فرزندش است ، باید به کناری میآمده و از خدا با گریه و زاری میخواسته که آنها را از او نگیرد.
انتظامی تعریف می کند که در آن ایام به قدری ذهنش درگیر درد و رنج حاتمی بوده که که موقع فیلمبرداری این صحنه با گریه میگوید: «خدایا علی رو از ما نگیر!» به هر حال اجل مهلت تمام کردن این فیلم را به حاتمی نداد.
بعدتر که بهروز افخمی اتمام این پروژه را بر عهده گرفت نیز فیلمی به کل متفاوت از فضای آثار حاتمی ساخت که بیشتر از آن که درباره سیر زندگی تختی باشد درباره شائبه هایی بود که درباره مرگ وی وجود داشته است.
محافظه کاری، بلای جان سینماگران
در حالی که بیشتر از 4 دهه از مرگ تختی می گذرد با این حال هنوز که هنوز است سینما و تلویزیون ما نتوانسته اند در درامی ولو نزدیک به واقعیت بخشهایی از زندگی این تاریخ ساز را روایت کنند. البته که همواره بودجه های کافی برای بریز و بپاشها و ساخت آثاری پرخرج چه در سینما چه در تلویزیون وجود داشته است اما متاسفانه مشکلی به نام محافظه کاری و واهمه نزدیک شدن به تختی این جرأت را از سینماگران ما گرفته است که درباره یکی از پدیده های ورزش ایران تصویرسازی کنند.
با این حال در حالی که به میانه دهه نود می رسیم باید این محافظه کاری را کنار گذاشته و دل به دریا بزنیم و برای ثبت در میراث تصویری مان هم که شده اثری باکیفیت درباره تختی بیافرینیم.

