چوب تر تا بسترسازی ناخواسته برای بروز رفتارهای نابهنجار

: وقتی تنبیه در مدارس برای دانشآموزان یک عادت میشود تارو پود خشونت در وجودشان گره میخورد و شخصیتشان را میبافد. با آنها بزرگ میشود به نوعی در وجودشان ریشه میدواند. نتیجه میشود زن یا مردی که خود میتوانند فاعلی برای فعل خشونت کردن یا همان بروز رفتارهای خشمگینامه در مواجه با سایر افراد باشند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی میزان، شاید اولیاء و معلمان آگاهانه یا ناآگاهانه اقدام به رفتارهایی کنند که نتیجه آن تنبیه و تخریب شخصیت نوجوان در بین دیگر دانشآموزان باشد تا به این ترتیب آنها را وادار به ترک برخوردهای اشتباه و عذرخواهی کنند
اما واقعیت این است که این افراد نمیدانند با تخریب شخصیت وی آن هم به بدترین نحو نخستین قدم را برای گرایش او به رفتارهای ناصحیح، غلط به زبان ساده تر رفتارهای خشونت آمیز فراهم می آورند که نتیجه آن بروز اغتشاش در روح و روان فرد خواهد بود. همان فردی که می تواند در آینده خود فاعلی برای بروز رفتارهای نابهنجار در جامعه باشد.
پیامدهایی که از آن غافلیم
جریحهدار کرد عواطف و احساسات فرد، ایجاد کینه در ذهن وی، از بین رفتن عاطفه و مواردی از این قبیل شاید ساده ترین نتایج یا معلول ناشی از علتی به نام بروز رفتارهای خشونت آمیز با نوجوانان در خانه یا مدرسه باشد. مواردی که پیامد آن پرورش افراد عاصی و مجرم در جامعه و به تبع بروز مشکلات بعدی در جامعه است.
اگر پای صحبت یکی دو نسل قبل بنشینیم برایمان شاید از تنبیه های آن روزگار مدرسه بگویند و اینکه
در دهه 40 تا 50 مواردی مانند فشار دادن خودکار بین انگشتان دست تا بلند کردن دانشآموزان و در هوا نگه داشتن با موی سر یا زدن با ضربه با خط کش روی دست و صورت از معمول ترین تنبیهات در برخی مدارس بوده است. در زمان قاجار هم برای تنبیه دانشآموزان پایشان را به فلک می بستند و با انواع چوب و بندهای چرمی ضربه هایی به پایشان می زدند تا جایی که فرد تا مدتی توان راه رفتن از تورم و تاول پا را نداشت.
اما امروز که قواعد و نظریات تربیتی شکل نوینی به خود گرفته است دیگر از این رفتارهای نادرست خبری نیست و سال هاست که قرار نیست دانش آموزی به دلیل رفتار اشتباهی که عمدی یا سهوی داشته اند، تنبیه بدنی شود. این را قاعده و قانونی همچنین عرف و هنجارها می گوید و بر ان صحه می گذرارد. با این وجود اما هنوز هم در
برخی موارد شاهد انتشار اخبارهایی هستیم که حکایت از بروز چنین برخوردها و شاید هم نبود نظارت دقیق مسئولان در این زمینه را به رخ شان می کشد.
به عنوان مثال می توان به تنبیه دانش آموز نه ساله با شلاق توسط معلم در زاهدان اشاره کرد که موجب پارگی رگ و عفونت دست وی شد و او را روانه بیمارستان کرد، یا تنبیه نوجوان 15 ساله ای که نتیجه این رفتار با وی رای شود او به بیمارستان بود.
این نوجوان که دچار بیماری قلبی بوده است توسط معلم ادبیات تنبیه شده و معلم تنها با ضربه پا به اندام تناسلی این دانشآموز او را راهی مرکز درمانی کرد. زمان وقوع هر دو اتفاق آنقدر ها هم دور نیست و مربوط به نخستین روزهای ماه جاری می شود. اتفاقاتی که دانش اموز را راهی بیمارستان کرده است و رسانه ای نیز شده است. به طور قطع این امکان وجود دارد که چنین حوادثی روزانه در برخی مراکز آموزشی به وقوع بپیوندد و بدون اینکه رسانه ای شود یا انقدرها شدید باشد که دانش آموز را راهی بیمارستان کند.
اما اینکهچرا باید شاهد خشونت معلم و دانشآموزان در مدارس باشیم؟ برخوردی که اگر موجب بروز رفتارهای خشنونت آمیز در دانش آموز نشود تا پایان عمر حس بد ناشی از آن در فرد باقی خواهد بود. به طور نمونه
مجید صفار نیا، رئیس انجمن روانشناسی اجتماعی ایران از درد تنبیه خود در مقطع دوم ابتدایی میگوید اینکه ناظم به دلیل دویدن من در مدرسه به نحوی من را تنبیه کرد که هنوز درد تنبیه را با یاد آن روز احساس میکنم.
وی بر این باروز است که طی سال های گذشته با پیگیری و مطرح کردن چنین اتفاقاتی در جامعه و مدارس توسط اصحاب رسانه ها همچنی وضع قوانین با روکرد تقبیح چنین رفتارهایی تا حدی از آمار بروز این رفتارها کاسته شده است. در گذشته تا مقطع راهنمایی این امکان وجود داشت که فرد توسط معلم و ناظم مدرسه تنبیه شود و چون چنین رفتارهایی بازگو نمیشد معلم و ناظم مدرسه تنبیه بدنی را شیوه ای برای تربیت و جریمه کردن دانش آموزان می دانستند و براین اساس هر بار جرعت می کردند از هر تنبیهی استفاده کنند. این رویکر متاسفانه موجب شده بود دانشآموزان از مدیر مدرسه وحشت داشته باشند.
والدین هم مقصرند
می توان گفت تنبیه در مدرسه نشانگر این است که وزارت آموزش و پرورش نیازمند راه اندازی کارگروهی یا کمیته ای تحت عنوان روانشناسی اجتماعی و تعلیم و تربیت در مدرسه است. به عبارتی بهتر است مفاهیم روان شناسی اجتماعی در تعلیم و تربیت نه تنها در کتاب درس بلکه در تمامی فضای آموزش و پروش استفاده و به کار گرفته شود. موضوعی که
رئیس انجمن روان شناس ساختار پرورشی نیز آن را ضروری می داند . از سوی دیگر باید به این نکته اشاره کرد که خشونت در اشکال مختلف می تواند در مدارس وجود داشته باشد، موضوعی که چنان با اعتراض والدین مواجه نمی شود.
مادری که از پس تربیت فرزند خود بر نمیآید او را به دست معلم مدرسه میسپارد تا جایی که میگوید،در خانه تکالیفش را به درستی انجام نمی دهد و حرفایم را گوش نمی کند. شما هر طور دوست دارید رفتار کنید و اینجاست که از دل رحمی معلم کم شده و با تنبیه های مختلف زبانی حتی فیزیکی دانشآموز را تخریب و موجب تشویش هویت در فرد میشود.
شاید مادری که تنبیه و تربیت فرزندش را به معلم میسپارد نمی داند تنبیه در خانه کمتر موجب تخریب شخصیت فرد می شود زیرا تنبیه در مدرسه در جلوی جمعی از همکلاسی ها اتفاق می افتد و موجب سرافکندگی فرد می شود.
رفتاری که می تواند موجب شکل گیری چنین برخوردهایی در وی شود تا او خود به عاملی برای تنبیه کردن فرزندان و سایر افرد بدل شده و در اینده با دیگران هم چنین برخوردی داشته باشد.
نهادهای دیگر به کمک بیایند
اما گاهی نیز ورق باز می گردد و ما شاهد خشنونت و رفتارهای غیر قابل انتظار از سوی دانش آموز هستیم که خود می تواند به گذشته وی و شرایطی که تجربه کرده است بازگردد. به عنوان مثال می توان به کشته شدن معلم بروجردی اشاره کرد. همه این رخدادها نشان می دهد شاید آموزش و پرورش نیازمند همکاری سایر نهادها در این زمینه باشند. نهادهایی که کارکردشان بررسی رفتارهای افارد در گروه های شنی مختلف و آسیب شناسی انهاست.
شابد به همین دلیل است که معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان از اعلام همکاری واحد متبوعش با وزارت آموزش و پرورش سخن می گوید و اینکهآمادگی داریم تا به مشاورانی که در مدارس سراسر کشور فعالیت می کنند، آموزش های لازم در زمینه کنترل بر خشم را آموزش دهیم تا بتوانند از بروز رفتارهای خشونت آمیز در دانش آموزان جلوگیری کنند.
محمودی گلزاری بر این باور است که نوجوانی که می خواهد خود را در میان اعضای خانواده و دوستان مطرح کند و براین اساس می خواهد با ابزار برخی سخنان یا رفتارها توجه ها را به خود جلب کند یا تبحر در بیان و صحت استدلال هایش را درباره برخی موضوعات به نمایش بگذارد، نباید به هر دلیلی مورد تحقیر و تنبیه قرار گیرد.
او سنین نوجوانی را بروز رفتارهای خشونت آمیز می داند و اعتقاد دارد؛ تقویت خشونت در این سن ممکن است منجر به بروز حوادث دلخراش و ناراحت کننده ای شود. براین اساس با توجه به اینکه افراد ساعت های زیادی از روز را در مدارس سپری می کنند و این نهاد آموزشی مسئولیت ارائه آموزش و تربیت افراد را بر عهده دارد به نظر میرسد اگر مشاوره در این سیستم آموزش های لازم را دیده باشند و بتوانند شیوه های مدیریت و کنترل خشم را به دانش آموزان بیاموزانند به طور قطع این رفتارها تا حد زیادی اصلاح خواهد شد و احتمال بروز چنین حوادثی نیز کاهش می یابد.
براین اساس گلزاری خطاب به مسئولان وزارت آموزش و پرورش و در قالب یک پیشنهاد اعلام می کند از آنجا که فراگیری کنترل بر خشم نیاز به آموزش های تخصصی در این زمینه دارد آماده هستیم تا بسته آموزشی کنترل بر خشم را در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار دهیم.
اعمال تنبیه بدنی در مدارس جرم است
عوامل و نیروهای فرهنگی شاغل در مراکز آموزشی اگر کوچک ترین تنبیهی درباره دانش آموزان در مدارس اعمال کنند، از نظر قانونی مجرم شناخته میشوند.
حجت الاسلام سید محمد علی موسوی، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی میزان تاکید می کند که تنبیه دانشآموزان در مدارس حتی کوچک ترین مورد، غیر قانونی است. در صورت بروز چنین رفتاری کمترین اغماضی درباره مجازات فرد خاطی نخواهد شد. به عبارتی وی نیز مانند بسیاری از افراد معتقد است که فردی که در مدرسه با دانشآموز چنین برخوردی داشته باشد، مجرم محسوب می شود.
در قوانین جمهوری اسلامی ایران پاسخ به هیچ رفتاری در مدرسه تنبیه بدنی نیست و به طور حتم معلم که فردی تحصیل کرده است نیز به این قوانین اشراف کامل دارد. بنابراین از این فرد چنین انتظاری نمی رود.
دیگر اینکه مدیر مدرسه مسئول برقرار نظم و نظارت بر رفتار و برخوردهای سایر کارکنان مرکز آموزشی تحت مدیریت خود با دانش آموزان است، بنابراین در صورت مشاهده چنین مواردی در این زمینه به مدیر و مسئولان آموزشی تذکر جدی داده خواهد شد. توجه داشته باشید که این قبیل رفتارها نباید در مدرسه که محلی برای آموزش نسل آینده کشور بوده و مکانی فرهنگی به شمار میرود، رخ دهد. به عبارتی اعمال هرگونه تنبیهی ممنوع بوده و باید بروز چنین رفتارهایی مورد بررسی قرار گرفته و با خاطیان به طور جدی برخورد شود. براین اساس در صورت بروز این رفتارها به معلم تذکر داده می شود البته اگر این برخورد موجب شود تا دانش آموز به مرکز درمانی فرستاده شود، معلم از مدرسه اخراج خواهد شد.
در این شرایط به نظر می رسد با وجود یک میلیون معلم و فرهنگی در کشور و تعداد کم متخصصان روانشناسی که در مدارس مسئولیت بررسی شرایط رفتاری دانش آموزان و معلمان را بر عهده دارند. با رمسئولیت این کار نیز بر معلمان پرورشی تحمیل شده است تا جایی که این معلمان هم نمی توانند به صورت تخصصی به مشکلات تربیتی و رفتاری دانشآموزان در مدارس بپردازند. بنابراین به نظر می رسد باید متصدیان بزرگترین نهاد آموزش عمومی در کشور در درون ساختار این وزارتخانه به فکر ایجاد کمیته ای برای بررسی دلایل بروز چنین رفتارهایی باشند تا بتوانند گره از این امر بازکنند پیش از اینکه شاهد پیامدهای ناخوشند این رفتارها در جامعه باشیم.
گزارش: سارا حبیب الهی

