تخریب سرمایههای اجتماعی، کاهش مناسبات سیاسی و تضعیف ارزشها مهمترین پیامد حوادث اسیدپاشی

: حمله با سلاح اسیدی؛ به قصد انتقام و ایجاد وحشت اقدامی بوده که طی سالهای گذشته بارها در اتفاق افتاده است. اما حوادث اسیدپاشی اصفهان که اخیرا رخ داده وجه دیگری به خود گرفته است، به گونه ای که در این شهر تاریخی زنان از تردد ترس دارند، درها بسته و شیشه خودروها بالا کشیده شده است. این هراس عمومی با توجه به رصد شرایط بین الملل و نیز اقتصاد در ایران با هر انگیزه ای که انجام شده باشد آثار و تبعاتی دارد که نیاز به مداخله قاطع و جدی دستگاه قضائی و دولت را می طلبد، در غیر این صورت این حوادث تکرار می شوند.این ها بخشی از سخنان محمد امین قانعی راد، رئیس انجمن جامعه شناسی ایران است که در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی میزان به آنها اشاره می کند. در ادامه مشروح این گفت و گو را می خوانید.
در اقدام به اسید پاشی علاوه بر انگیزه های شخصی چه انگیزه های دیگری می تواند دخیل باشد؟
دولت در پی آزادی های مشروع اجتماعی و تلطیف فضا است. در نتیجه اعتمادی بین مردم و دولت در حال شکل گیری است، اما برخی به دنبال خدشه دار کردن این اعتماد هستند تا دلسردی ایجاد کنند، زیرا با ایجاد چنین حوادثی مردم می گویند دولتی که نمی تواند امنیت را برای ما ایجاد کند دولت شایسته ای نیست.
بخشی از این اقدامات را نیز با هدف بی اعتبار کردن دستگاه قضائی انجام می دهند، زیرا با مشاهده چنین حوادثی مردم تصور می کنند نظم مناسبی وجود ندارد و امور در دست قوه قضائیه و ضابطان آن نیست. در نتیجه نیروهایی خودسری وجود دارند که فضای انجام چنین اقداماتی را پیدا می کنند. این خودسری امنیت اجتماعی را تحت شعاع قرار می دهد. توجه داشته باشید که مردم نیز تامین امنیت اجتماعی را از دولت و قوه قضائیه انتظار دارند. البته نباید این حقیقت را نادیده گرفت که طی سال های گذشته تا به امروز دستگاه قضایی کشور به خوبی توانسته وظایف خود را ایفا کند. هرچند هرزگاهی برخی ها سعی کرده اند در این زمینه اختلال ایجا کنند اما متولیان امر توانسته اند به خوبی بر آن فائق آیند.
از سوی دیگر برخی از افرادی نیز وجود دارند که بیش از قصد سیاسی در رفتارهای خود دچار نوعی تند روی شده اند که این موضوع نیز سردرگمی مردم را در پی دارد.
این موارد به نوعی در برگیرندهانگیزه خاطیان است، حال این سئوال مطرح می شود که در چه شرایطی چنین شخصیت هایی در اجتماع شکل می گیرند؟
در شکل گیری چنین افرادی کنشگران سیاسی مقصر هستند زیرا شرایطی فراهم شده است که برخی تصور می کنند می توانند به صورت خودسرانه اقداماتی را انجام دهند. در این میان افرادی با اختلالات روانی وجود دارند که نقابی به ظاهر اخلاقی به چهره می زنند.
برخی سخنانی که در جامعه عنوان می شود منجر به ایجاد احساس مسئولیت در افراد و اقدام به امر به معروف و نهی از منکر سوء می شود. در این میان برخی سوء برداشت می کنند. اما هدف چنین افرادی این نیست که کار اخلاقی انجام دهند، بلکه می خواهند عقده های نهفته خود را تحت عناوین مشروع تخلیه کنند. در نتیجه باید گفت در واقع کنشگران سیاسی ما بد عمل می کنند وگرنه در جامعه تغییر خاصی صورت نگرفته است. در صورتی که حاکمیت برخورد با هر نوع تخطی از ضوابط اجتماعی را در انحصار خود قرار ندهد و بیان نکند که تنها قوه قضائیه و ضابطان قضائی با حکم قضائی می توانند با مردم برخورد کنند باید منتظر برخی از خودسری ها باشیم.
چنین حوادثی علاوه ایجاد ترس یا اثراتی در مقیاس ملی آیا در سطوح بین الملل برای کشور آسیب رسان باشد؟
در حال حاضر مشکلات ایران با غرب تا حدودی در حال برطرف شدن است تا بدین صورت ایران بتواند به حقوق از دست رفته اقتصادی خود دست یابد. برخی از این اقدامات تصویر منفی و اشتباه از ایران می سازند، زیرا افکار عمومی در سطح جهان تصور می کنند دولت نمی تواند امنیت را برقرار کند.
از سوی دیگر این دست اقدامات در مباحثی چون توریسم نیز اثر گذار است. افراد خارجی احساس می کنند ایران امن است با فضای ایجاد شده طبیعی است احساس نا امنی کنند.زیرا امکان دارد تصور کنند گروه های سازمان یافته به منظور مقابله با دولت، حتی ایجاد تشنج در سیاست خارجی مسائلی را ایجاد کنند و به همین دلیل برخوردها به برخی از توریست ها نیز کشیده شود.
پس نتیجه آن علاوه بر بروز احساس ناامنی وارد آمدن شوک به افراد و جامعه خواهد بود؟
همیشه ممکن است افرادی با اختلالات روحی و روانی وجود داشته باشند که اقدام به آزار و اذیت دیگران کنند، اما زمانی بحران ایجاد و از یک اعوجاج عادی تبدیل به مسئله واقعی می شود که مردم دچار هراس شوند. زمانی که به درست یا غلط این تصور ایجاد می شود که این پدیده یک رگه مذهبی یا سیاسی دارد و اهداف برنامه ریزی شده در پشت آن وجود دارد، منجر به شوک اجتماعی می شود که این موضوع خود بی اعتمادی به حاکمیت را ایجاد می کند.
شوک اجتماعی را ما در شرایطی داریم که در بعد دیگر وقوع این اتفاقات با شایعات مواجه هستیم، کمی درباره روند شکل گری شایعه در اتفاقاتی چون اسیدپاشی در اصفهان و نیز دلایل آن توضیح دهید؟
شایعه نحوه تفسیر مردم از رویدادها است و زمانی ایجاد می شود که مردم اطلاعات و آگهی در خصوص یک موضوع حساس ندارند.گاهی با انجام چند مورد از این اقدامات موج بی اعتمادی ایجاد می شود و نا امنی جریان می یابد، در این حالت شایعه نیز تکثیر می شود.
در چنین شرایطی مردم به شدت به حاکمان جامعه بی اعتماد می شوند و اطلاعات و آماری را که ارائه می شود را نمی پذیرند. این بی اعتمادی اجتماعی منجر به شکل گری شایعات می شود، هدف خاطیان نیز ایجاد شایعه و گسترش بی اعتمادی اجتماعی است.
آسیب هایی که جامعه از رهگذر این شوک های اجتماعی می بیند چیست؟
این موضوع برای حاکمیت و اخلاق مردم خطرناک است به این دلیل که ضمن ایجاد بی اعتمادی بین مردم و حاکمیت مردم نیز نسبت به ارزش های اخلاقی بی باور یا باور آنها تضعیف می شود، زیرا احساس می کنند برخی به نام اخلاق در حال آسیب رساندن به مردم هستند.
به طور مثال اگر افراد زمانی احساس کنند مسئله ای چون حجاب سیاسی است نسبت به آن دچار تردید می شوند، بنابراین عملکرد متخلفان به شیوه ای که منجر به معناسازی توسط مردم شود که به علت کاوی های سیاسی منجر شود، خطرناک است.
به طور کلی این دست اقدامات سرمایه اجتماعی را تخریب می کند، مناسبات سیاسی را کاهش می دهد، باور به ارزش ها و اخلاقیات را تضعیف می کند.
با این اوصاف از دید شما بهترین راهکار برای مقابله با تکرار چنین حوادثی و خروج جامعه از هراس چیست؟
طبیعی است که خانواده ها فرزندان خود را از عبور و مرور در خیابان منع کنند و در صورت الزام به عبور و مرور انواع تذکر و توصیه ها را به آنان ارائه دهند و بگویند به کسی اعتماد نکن. چنین فضایی هراس اجتماعی به وجود می آورد و نمی توان به جامعه و خانواده ها گفت که چرا دچار هراس شده اید اما می توان شرایط را به گونه ای مدیریت کرد که مردم از حالت هراس خارج شوند. این مدیریت شامل جدیت و قاطعیت در برخورد با چنین حوادثی است.
مسئولان باید بر این دست اتفاقات تامل کنند تا ببینند چه راهبردی باید اندیشید که چنین اتفاقاتی رخ ندهد و در صورت بروز چنین اتفاقاتی چه راهکارهایی را باید در پیش بگیرند تا جامعه از شوک خارج شود. حتی اگر آن افراد خودسر هم باشند تفسیر عمومی ممکن است به صورت دیگری باشد بنابراین فرض حاکمیت چنین باشد که این دست اقدامات نه به صورت خودسرانه بلکه به شیوه سازمان یافته انجام شده است.
لذا مهمترین راهکار بیان صریح دولت و قوه قضائیه مبنی بر این است که هیچ نیرویی تحت هیچ عنوانی نمی تواند با مردم برخورد کند و تنها این انحصار در دست قوه قضائیه و ضابطان قضائی با حکم قضائی است.
در صورتی که به صراحت بیان شود افرادی که حتی با نیت ارشاد تخطی می کنند با آنها برخورد می شود چنین موضوعاتی تکرار نمی شود.
برای تکرار نشدن ین اتفاقات ظابطان قضائی چه اقداماتی باید انجام دهند؟
از سوی دیگر دولت و قوه قضائیه بدانند که اعمال خشونت مشروع به نیابت از مردم تنها در دستان آنها است. در صورتی که با چنین افرادی با حکم مفسد فی الارض برخورد شود، دیگر شاهد تکرار چنین جنایت هایی نیستیم .طبق اطلاع بنده تعریفی که فقها از مفسد فی الارض دارند این است که شخصی با یک سلاح به مردم حمله کند و بخواهد آنها را بترساند این در حالی است که این افراد با سلاح اسیدی به مردم حمله کرده اند و مردم ترسیده اند. در نتیجه طبق تعرف فقها این افراد مفسد فی الارض هستند و دیگر مهم نیست که نیت درونی آنها چیست زیرا در ارتباط با عمل انجام شده حکم صادر می شود.
ازسوی دیگر نخبگان فرهنگی و سیاسی باید دست به کار شوند، زیرا مردم تحت تاثیر هراسی که دارند عمل می کنند. رسانه ها، روحانیت و قوه قضاییه می توانند مهم ترین نقش را در ایجاد آرامش جامعه داشته باشند.
قربانیان چنین حوادثی و خانواده هایشان به طور معمول از نظر اجتماعی دچار چه آسیب هایی می شوند؟
قربانیان چنین جنایت هایی بیش از اینکه تبدیل به افراد مخرب در اجتماع شوند به افراد رانده شده از اجتماع، منزوی و افسرده تبدیل می شود و به یک طرد اجتماعی خود خواسته دست می زنند، اما پیامد چنین رفتاری ممکن است منجر به رادیکالیزم اجتماعی در بین اطرافیان این قربانیان شود و دچار روحیه تخریبی شوند. این امر ممکن است درگیری های اجتماعی را به همراه داشته باشد.
حال چه اقداماتی باید برای التیام این قربانیان انجام داد؟
قربانیان اسید پاشی باید مدام از نظر پزشکی و روانپزشکی تحت نظر قرار گیرند .از نظر پزشکی باید تامین مخارج به صورت رایگان و کامل از سوی دولت صورت گیرد. از سوی دیگر این افراد باید روانشناس و مشاور تمام وقت داشته باشند تا با آنها گفت و گو کنند. علاوه بر این باید شرایط توانمند سازی این افراد و ایجاد شرایط اشتغال و تحصیل آنها به نحو مناسب فراهم شود، دولت تمام مسئولیت های ذکر شده را در برابر قربانیان اسید پاشی برعهده دارد.

