واقعیت تغییرناپذیر سیاستهای ضد مهاجرتی آمریکا
انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶ برگزار شد و دموکراتها توانستند کرسیهای سنتی جمهوریخواهان را در ایالتهای عمیقا جمهوریخواه ازجمله تگزاس، کانزاس، کارولینای جنوبی و آیووا تصاحب کرده و کنترل هر ۲ مجلس سنا و نمایندگان را در اختیار بگیرند؛ اتفاقی که از آن با عنوان یکی از بزرگترین موجهای آبی blue wave یا حتی blue tsunami تاریخ معاصر آمریکا یاد شد.
مفهوم موج/ سونامی آبی به موفقیت حزب دموکرات آمریکا در انتخابات میاندوره این کشور اشاره دارد.
نتیجه انتخابات میاندورهای آمریکا نتیجه قابل پیشبینی سیاستهای بحثبرانگیز ۲ سال نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ بود؛ ترامپ در این ۲ سال حضور مجدد در اتاق بیضی شکل کاخ سفید، سیاستهایی را اتخاذ کرد که به جنگ نظامی، جنگ اقتصادی، مداخله نظامی و ... در عرصه خارجی و تورم، سیاستهای مهاجرت غیرانسانی، ... در داخل منجر شد.
رأیدهندگان لاتین تبار که در ۲۰۲۴ به سمت ترامپ متمایل شده بودند، به سمت دموکراتها بازگشتند و خروجی نظرسنجیها نشان داد که سیاستهای مهاجرتی تهاجمی یکی از عوامل نارضایتی بود.

به گزارش گاردین، در دوران دوم ترامپ، سیاست مهاجرتی آمریکا بر اخراج انبوه (mass deportation) متمرکز شد؛ طبق برآوردهای Migration Policy Institute، حدود ۹۸۰ هزار اخراج در ۱۸ ماه نخست ریاست جمهوری وی انجام شد و بودجههای عظیم نزدیک به ۲۴۰ میلیارد دلار در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ برای گسترش بازداشتگاهها، استخدام افسران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا ICE و تکمیل دیوار مرزی اختصاص یافت.
در عین حال، هدف روزانه ۳ هزار دستگیری تعیین شد و عملیاتها اغلب افراد بدون سابقه کیفری را هدف قرار میدادند؛ این رویکرد در شهرهای دموکراتنشین و جوامع لاتین تبار با مقاومت و تصاویر بحثبرانگیز همراه شد و نظرسنجیها نشان داد بسیاری از رأیدهندگان از جمله بخش قابل توجهی از جمهوریخواهان و اکثریت لاتینتبارها آن را «بیش از حد تهاجمی» میدانند.
نتیجه موج آبی به جای نرمشدن سیاستهای ضد مهاجرتی، تثبیت و حتی تشدید رویکرد سختگیرانهتر بود؛ ترامپ فقط چند روز پس از انتخابات، استفن میلر، معمار اصلی سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی دولتش، ازجمله اخراج انبوه و تلاش برای پایان دادن به شهروندی براساس محل تولد را به سمت رئیس ستاد کاخ سفید منصوب کرد.
انتصاب وی به جای سوزی وایلز شد، از سوی تحلیلگران بهعنوان دوبلداون (doubling down) و نشانهای از عدم عقبنشینی تفسیر شد؛ گاردین، رویترز، آتلانتیک و بوستون گلوب گزارش دادند که میلر بلافاصله پس از شکست انتخاباتی، در تماسهای داخلی بر ادامه برنامه سختگیرانه مهاجرتی تاکید کرده و هیچ اشارهای به تعدیل نداشته است.
همزمان، مارکوین مولین، وزیر امنیت داخلی، به صراحت اعلام کرد: اخراجها ادامه خواهد یافت؛ این بیانیه ۳ کلمهای در شبکههای اجتماعی، بلافاصله پس از نتایج منتشر شد؛ این در حالی است که بودجه پیشتامینشده تا سال ۲۰۲۹ به دولت آمریکا اجازه میدهد عملیاتها را بدون نیاز به تصویب جدید کنگره ادامه دهد.
این واکنش در چارچوب منطق سیاسی ترامپ قابل توضیح است؛ وی اغلب در برابر شکستها به جای تعدیل، پایگاه خود را با موضع سختتر تقویت میکند؛ انتصاب میلر که بهعنوان یکی از وفادارترین و رادیکالترین چهرههای تیم شناخته میشود، پیامی روشن به حامیان MAGA بود که برنامه مهاجرتی تغییر نمیکند.
ترامپ در اظهارات عمومی از امکان همکاری با دموکراتها در برخی حوزهها ازجمله مهاجرت صحبت کرد، اما انتخاب میلر نشاندهنده اولویت دادن به تقابل و ادامه مسیر قبلی است.
کارشناسان میگویند این رویکرد ممکن است تنشها را افزایش دهد، عملیاتهای اداره مهاجرت و گمرک را در مناطق دموکراتنشین تشدید کند و تمرکز بیشتری بر کارفرمایان استخدامکننده مهاجران یا محدودیتهای بیشتر بر مهاجرت قانونی ایجاد کند.

پیامدهای بلندمدتتر نیز در این چارچوب قابل توجه هستند؛ موج آبی شاید منجر به تحقیقاتی درباره روشهای اجرایی اداره مهاجرت و گمرک، مرگ در بازداشتگاهها یا نقض حقوق رویهای شود، اما این امر، دستکم تا پایان دوره ترامپ که تا سال ۲۰۲۹، کنترل اصلی دستگاه اجرایی را در دست دارد، به نتیجه نخواهد رسید.
ضمن اینکه نمیتوان تفاوت چندان میان سیاستهای مهاجرتی دموکراتها و جمهوریخواهان قائل شد؛ کارنامه هر ۲ حزب در زمینه مهاجرت مملو از نقضهای گستره حقوق بشری است.
موضوع مهاجرت و حقوق مهاجران در سیاست آمریکا دهههاست که به کارت بازی هر ۲ حزب اصلی تبدیل شده است؛ دموکراتها و جمهوریخواهان، فارغ از شعارهای انسانی یا امنیتیشان، بارها از این مسئله برای جذب پایگاه رأی، کمکهای مالی و امتیازگیری سیاسی بهره بردهاند و در عمل حقوق اساسی مهاجران را به شکل گستردهای نادیده گرفتهاند.
جمهوریخواهان معمولا مهاجرت را بهعنوان تهدید امنیتی و اقتصادی مطرح میکنند؛ از دوران ریگان تا ترامپ، شعارهای «مرز امن» و «اخراج انبوه» ابزار قدرتمندی برای جذب رأیدهندگان سفیدپوست طبقه متوسط و کارگری بوده است.
دموکراتها نیز از این قاعده مستثنی نیستند؛ آنها اغلب خود را حامی حقوق مهاجران و پناهجویان معرفی میکنند و از تصاویر خانوادههای جداشده یا کودکان در قفس برای حمله به جمهوریخواهان استفاده میکنند؛ با وجود این، در عمل، دولت باراک اوباما رکورد اخراجهای بالایی ثبت کرد و دولت بایدن نیز پس از افزایش ورودیهای مرزی، سیاستهای سختگیرانهتری ازجمله محدودیت درخواست پناهندگی و اخراج سریع را اجرا کرد.
این امر باعث شده است تا حقوق مهاجران ازجمله حق دادرسی عادلانه، دسترسی به وکیل و شرایط انسانی بازداشت، بارها قربانی محاسبات انتخاباتی شود؛ هر ۲ حزب از ترس و امید مهاجران سوءاستفاده میکنند.
جمهوریخواهان با ایجاد وحشت از تهاجم رأی جمع میکنند و دموکراتها با وعده حمایت، جوامع مهاجر را به پای صندوقها میکشانند؛ در هر دو حالت، نتیجه برای خود مهاجران اغلب یکسان است: بلاتکلیفی طولانیمدت، بازداشتهای طولانی و نقض حقوق اولیه.
گزارشهای سازمانهایی مانند دیدهبان حقوق بشر، ACLU و Migration Policy Institute نشان میدهد که شرایط بازداشتگاهها، جداسازی کودکان و محدودیت دسترسی به خدمات درمانی و حقوقی در دورههای مختلف هر دو حزب تکرار شده است.
موج آبی ۲۰۲۶ نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ دموکراتها از نارضایتی عمومی نسبت به سیاستهای تهاجمی ترامپ بهره بردند تا کنگره را پس بگیرند، اما تاریخ نشان میدهد که پیروزی آنها به بهبود پایدار حقوق مهاجران منجر نمیشود.
ترامپ هم با انتصاب چهرههای سختگیر، نشان داد که حتی پس از شکست انتخاباتی، از این کارت برای حفظ پایگاه خود دست نمیکشد؛ در نهایت، مهاجران بیش از آن که سوژه حمایت واقعی باشند، مهرههایی در بازی قدرت ۲ حزب هستند؛ بازیای که حقوق انسانی آنها را بارها قربانی محاسبات کوتاهمدت سیاسی کرده است.
این الگو تا زمانی که مهاجرت بهجای مسئله انسانی و اقتصادی، به ابزار قطبیسازی تبدیل شود، ادامه خواهد داشت.
- بیشتر بخوانید:
- بازداشت کودک ۸ ساله؛ دستبند اداره مهاجرت آمریکا بر دست دانشآموز بیسرپرست
- سگهای رباتیک وارد ارتش آیس شدند؛ فناوری علیه مهاجران در آمریکا
انتهای پیام/