جامعه آمریکا و انتخابات گرفتار در چرخه بیاعتمادی
عابد اکبری، کارشناس مسائل بینالملل طی یادداشتی برای میزان به تشریح فضای سیاسی آمریکا زمان با انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ پرداخته است.
متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
انتخابات در آمریکا را نباید صرفا رقابتی میان حزب دموکرات و جمهوریخواه یا جابهجایی قدرت میان دو جریان سیاسی تلقی کرد.
آنچه امروز در آمریکا جریان دارد، بازتاب بحرانی عمیقتر در ساختار اجتماعی و سیاسی این کشور است؛ بحرانی که در آن، شکافهای طبقاتی، تعارضهای فرهنگی، نابرابری اقتصادی، فرسایش اعتماد عمومی و بحران نمایندگی سیاسی به یکدیگر گره خوردهاند.
از این منظر، انتخابات آمریکا بیش از آنکه جشن دموکراسی و تجلی اراده آزاد شهروندان باشد، به صحنهای برای نمایش تناقضهای ساختاری جامعهای تبدیل شده است که خود را الگوی دموکراسی جهان معرفی میکند، اما در درون با یکی از عمیقترین بحرانهای انسجام اجتماعی خود مواجه است.
در جامعهشناسی سیاسی، مشارکت انتخاباتی معمولا یکی از شاخصهای مهم پویایی نظام سیاسی و میزان احساس تعلق شهروندان به ساختار قدرت تلقی میشود، اما بالا بودن مشارکت لزوما به معنای سلامت دموکراسی یا رضایت عمومی نیست.
گاهی شهروندان نه از سر اعتماد و امید، بلکه از سر خشم، نگرانی و ترس از پیروزی جریان رقیب پای صندوق رأی میروند؛ به نظر میرسد جامعه آمریکا بیش از هر زمان دیگری به چنین وضعیتی نزدیک شده است. رأیدادن برای بخش بزرگی از آمریکاییها دیگر فقط انتخاب یک برنامه سیاسی نیست؛ نوعی کنش دفاعی برای جلوگیری از قدرتگرفتن گروهی است که آن را تهدیدی علیه ارزشها، منافع یا سبک زندگی خود میدانند.
این تحول یک تناقض مهم را آشکار میکند؛ جامعهای که مشارکت سیاسی در آن همچنان اهمیت دارد، بهتدریج توانایی خود را برای شکلدادن به یک توافق اجتماعی حداقلی از دست میدهد.
- بیشتر بخوانید:
- تحلیل انتخابات کنگره آمریکا؛ بررسی سناریوها درباره وضعیت سیاسی ترامپ و جمهوریخواهان
- انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا
- بررسی انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا/ جمهوریخواهان و دموکراتها برای کنترل مجلس نمایندگان و سنا به چند کرسی نیاز دارند؟
شهروندان در انتخابات حضور دارند، اما در تعریف منافع ملی، درک واقعیتهای مشترک و حتی پذیرش مشروعیت سیاسی یکدیگر با دشواری روبهرو هستند. به این ترتیب، انتخابات بهجای آنکه سازوکاری برای حل مسالمتآمیز اختلافات باشد، گاهی به میدان بازتولید و تشدید همان اختلافات تبدیل میشود.
از نظر تاریخی، فرهنگ سیاسی آمریکا بر نوعی تصور فردگرایانه از شهروندی استوار بوده است؛ این تصور که هر فرد با رأی خود میتواند در تعیین سرنوشت سیاسی کشورش نقش داشته باشد. با این حال، این تصویر آرمانی همواره با واقعیت نابرابری در دسترسی به قدرت، نفوذ ثروت در سیاست، تبعیضهای اجتماعی و محدودیتهای مشارکت سیاسی همراه بوده است.
دموکراسی آمریکایی از ابتدا نیز صرفا عرصه رقابت برابر شهروندان نبوده، بلکه میدان تعامل و گاه تقابل قدرت اقتصادی، نهادهای سیاسی، گروههای ذینفوذ و جنبشهای اجتماعی بوده است. مسئله امروز آن است که این نابرابریها دیگر صرفا در حاشیه نظام سیاسی قرار ندارند؛ بلکه به بخش مهمی از تجربه روزمره شهروندان و منازعات انتخاباتی تبدیل شدهاند.
انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶، از این منظر اهمیت ویژهای دارد؛ در این انتخابات، همه کرسیهای مجلس نمایندگان، حدود یکسوم کرسیهای سنا و شماری از مناصب فرمانداری و مجالس ایالتی به رقابت گذاشته شدهاند.
این انتخابات در عمل به نوعی همهپرسی غیرمستقیم درباره عملکرد دونالد ترامپ در دو سال نخست دوره دوم ریاستجمهوریاش تبدیل شده است؛ رأیدهندگان نهتنها درباره ترکیب آینده کنگره، بلکه درباره حدود قدرت دولت آمریکا، جهتگیری سیاست داخلی و خارجی و میزان پذیرش اجتماعی برنامههای رئیسجمهور این کشور تصمیم میگیرند.
انتهای پیام/