«آزادی» در انتظار آزادی؛ بازسازی بیپایان ورزشگاه ملی/ خاک به جای چمن، وعدههایی که یکییکی بر باد میروند
استادیوم آزادی همچنان آماده نیست. خبری کوتاه، تکراری و تلخ برای ورزش ایران که دیگر از شنیدنش خسته شدهایم.
از آخرین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی، بیش از ۱۶ ماه میگذرد. ورزشگاهی که قرار بود از ابتدای فصل جاری لیگ برتر فوتبال، آماده میزبانی از سرخابیهای پایتخت باشد، اما هنوز به بهرهبرداری کامل نرسیده و خبر تلختر آن است که حتی نزدیک به بهرهبرداری هم نیست.
فارغ از آنکه روند بازسازی این استادیوم چندین سال است که در فازهای مختلف در حال انجام است، اما فاز نهایی آن به پروژهای طاقتفرسا، بیانتها و پایانناپذیر تبدیل شده است.
هنوز چمن را هم نیاوردند!
اگر بخواهیم نگاهی کوتاه به آخرین وضعیت این ورزشگاه داشته باشیم، به هیچ نکته امیدوارکنندهای نمیرسیم. نصب کامل صندلیها انجام نشده، برخی فضاهای مورد نیاز و الزامات زیرساختی AFC هنوز آماده نیست، اطراف زمین پر از آوار و خرابی است و مهمتر از همه اینکه عملیات کاشت چمن جدید نیز هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.
وعده داده شده بود بذرپاشی چمن هیبریدی از شهریور آغاز شود، اما در نیمه دوم مهر زمین آزادی همچنان خاکی است و خبری از آغاز کشت نیست. دلیل تاخیر در اجرای این فرایند باید به طور شفاف مشخص شود. این را هم نباید فراموش کرد که بعد از نصب چمن هم باید مدتی به آن استراحت داد تا مثل چمن یادگار امام (ره) تبریز، به مشکل نخورد. با این حساب، این ورزشگاه حالا حالاها آماده نیست و طبق برخی تخمینهای کارشناسان، حتی شاید به پایان سال هم نرسد.
مایه شرم و خجالت همه
شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی بهعنوان مجموعه مسئول اجرای پروژه، باید درباره تأخیرهای ایجادشده و آخرین زمانبندی تکمیل ورزشگاه توضیح دهد. مدتهاست که این پروژه در اختیار این شرکت است و بهجز وعدههای خیالی و اعلام تاریخهای جدید، چیزی از مدیران این مجموعه دیده نمیشود. پیگیریهای چندباره برای دریافت توضیح از محمدعلی ثابتقدم نیز تا زمان تنظیم این گزارش بیپاسخ مانده است؛ سکوتی که در شرایط فعلی، ابهامات پیرامون زمانبندی و روند تکمیل پروژه از سوی این شرکت را بیشتر میکند.
افزون بر این شرکت، باید به وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال هم خُرده گرفت. مگر میشود مهمترین ورزشگاه کشور بعد از گذشت این مدت طولانی، حتی وضعیتی امیدوارکننده نیز نداشته باشد و پیگیریهای وزارت و فدراسیون نیز موجب تسریع روند بازسازی نشده باشد؟ مگر جز این است که مجموعه ورزشی آزادی و ورزشگاه فوتبالش، از ویترینهای ورزش ایران است؟ مگر میشود ۳ مجموعه بزرگ این کشور برای بازسازی آن بسیج شده باشند و هماکنون این ورزشگاه به مخروبهای خاکی تبدیل شده باشد؟ روز گذشته هم که جمعی از کارگران و نیروهای خدماتی این ورزشگاه مقابل وزارت ورزش تجمع کردند و از عدم پرداخت مطالبات خود، حسابی شاکی بودند تا کلکسیون دستاوردهای وزارت ورزش در این پروژه، تقریباً تکمیل شود.
در پایان باید گفت هر روزی که میگذرد، بیشتر باید به حال ورزشگاه آزادی و روند طولانی بازسازیاش، حسرت خورد. حسرت برای ورزشگاهی که سالها به فوتبال ایران خدمت کرد و انگار این روزها کسی دوستش ندارد. مسئله دیگر فقط تأخیر چندماهه در بازسازی یک ورزشگاه نیست؛ مسئله این است که فوتبال ایران هنوز نمیداند مهمترین ورزشگاه کشور دقیقاً چه زمانی دوباره قابل استفاده خواهد بود. وقتی موعدهای تیر، مرداد، مهر و آذر، یکی پس از دیگری جابهجا شدهاند، شاید مطالبه اصلی دیگر اعلام یک تاریخ تازه نباشد؛ بلکه مطالبه اصلی، دلیل این قصور و دلیل اصلی این امروز و فرداهاست.
انتهای پیام/