باقریها: قلعهنویی توان استفاده از بازیکنان تیم ملی را ندارد/ گواردیولا هم نمیتواند فوتبال ایران را نجات دهد/ برای پول از پرسپولیس رفتم؛ هنوز حسرت میخورم
نبیالله باقریها، مدافع اسبق پرسپولیس، به گفتوگویی مفصل و صریح با خبرگزاری میزان نشست. مشروح این مصاحبه به شرح زیر است:
عملکرد تیم ملی با هدایت امیر قلعهنویی را چطور ارزیابی میکنید؟
من معتقدم قلعهنویی توان استفاده درست از بازیکنان فعلی تیم ملی را ندارد. ۳ سال و نیم است که هدایت تیم ملی را بر عهده دارد، اما تغییر نسل اتفاق نیفتاده است. شما ببینید چند بازیکن جوان به ترکیب اصلی اضافه شدهاند؟ چرا همیشه باید یکسری بازیکن مشخص بازی کنند؟ مگر نیازمند دروازهبان بدی است که نباید به او فرصت داد؟ مربی باید شهامت تغییر داشته باشد.
مشکل دیگر این است که قلعهنویی انتقادپذیر نیست. هر کسی صحبت میکند، بحث حسادت مطرح میشود. مگر میشود تیم ملی نتیجه نگیرد و کسی پاسخگو نباشد؟ من با احترام به بازیکنان میگویم که اگر سردار آزمون و مهدی طارمی را از این تیم بگیرید، تیم ملی ما به تیمی کاملاً معمولی تبدیل میشود.
فکر میکنید مشکل اصلی فوتبال ایران مربیان هستند یا ساختار مدیریتی؟
با این وضعیت، حتی گواردیولا هم نمیتواند به فوتبال ایران کمک کند! فوتبال ما ساختار درستی ندارد. وقتی مدیری پاسخگو نیست، طبیعی است که بینظمی به وجود بیاید. بازیکنی که ۵ میلیارد ارزش دارد، با کمک بعضی مدیران و مدیران برنامه قیمتش به ۴۰ میلیارد میرسد. این قیمتگذاریها فوتبال ما را نابود کرده است.
باید یک مسئله مهم دیگر را هم بیان کنم. در کشوری مثل ژاپن، نهایتاً ۱۵۰ نفر مدرک مربیگری A دارند؛ آن وقت در ایران آنقدر سالانه مدرک مربیگری صادر میشود که حتی شیرینیفروشی میشناسم که مربی شده است و در فوتبال پایه تیمداری میکند. هر ارگان یا سازمانی، مقررات خاص خودش را دارد، اما متاسفانه هیچ نظارتی به صدور پرتعداد این مدارک مربیگری در رده پایه نیست.
شما سالها در فوتبال پایه فعالیت کردهاید. چرا معتقدید استعدادسازی در فوتبال ایران از بین رفته است؟
ما فوتبال را به یک ورزش لوکس تبدیل کردهایم! زمانی که من در ردههای پایه بازی میکردم، باشگاه به بازیکن پول میداد، اما حالا بازیکن باید به باشگاه پول بدهد. امروز امتیاز بعضی تیمهای پایه ۸، ۹ یا ۱۱ میلیارد تومان قیمت دارد. کسی که چنین پولی هزینه کرده، مجبور است برای تأمین مخارجش از بازیکنان پول بگیرد.
قبلاً اگر تیمی ۲۷ بازیکن داشت، هر ۲۷ نفر از نظر فنی انتخاب شده بودند، اما الان ممکن است از ۲۷ نفر فقط ۱۵ نفر واقعاً بازیکن فنی باشند. این یعنی استعدادهای زیادی از بین میروند. البته نمیتوان تمام تقصیر را گردن مربیان و مدیران باشگاههای پایه انداخت؛ خودمان فوتبال را به این سمت بردهایم.
خودتان مسیر عجیبی از فوتبال روستایی تا پرسپولیس طی کردید. چطور به این جایگاه رسیدید؟
من بچه روستایی در منطقه عمارلوی رودبار هستم. ما اصلاً مربی نداشتیم و هر چیزی که یاد گرفتیم، از تماشای فوتبال در تلویزیون بود. باور میکنید زمانی که به اردوی تیم ملی امید دعوت شدم، اصلاً باشگاه نداشتم؟ حتی نمیدانستم استوک چیست و با همان کفشهایی که شمالیها به آن «گالش» میگویند، فوتبال بازی میکردم!
وقتی به کرج آمدم، یک زیرزمین اجاره کردم که فکر نمیکنم ۱۵ متر هم بود. حمام نداشت و هفتهای یک بار به حمام عمومی میرفتم. مادرم بهشدت مخالف فوتبالیست شدنم بود، اما پدرم همیشه حمایتم میکرد. آن زمان در روستا کسی فوتبال را شغل نمیدانست و خیلیها مسخرهام میکردند.
انتقال به پرسپولیس چطور رقم خورد؟
وقتی در تراکتور بودم، فرشاد پیوس گفت که محمود خوردبین با من تماس میگیرد. برای گرفتن رضایتنامه از تراکتور واقعاً سختی کشیدم. حتی پیش مدیر کارخانه رفتم و گریه کردم! وقتی کارها درست شد، خودم را به تهران رساندم.
در اولین تمرین پرسپولیس، یک بازی دوستانه برگزار شد. من توپ را به عقب پاس دادم، حریف توپ را گرفت و گل زد. با خودم گفتم تمام شد، همین اول کار خط خوردم! بعد صدایم کردند و گفتند ما میخواستیم ببینیم سالم هستی و میتوانی فوتبال بازی کنی یا نه، نه اینکه اینقدر محتاط باشی! بعد هم مرا پسندیدند و با من قرارداد بستند.
از قهرمانی خاطرهانگیز با افشین قطبی بگویید. چه چیزی او را متفاوت میکرد؟
به نظر من آن قهرمانی حاصل کنار هم قرار گرفتن چند عامل بود؛ از مدیریت حبیب کاشانی تا زحمات حمید استیلی و نوع مربیگری افشین قطبی. قطبی ادبیات متفاوتی داشت و به بازیکنان اعتمادبهنفس میداد. حتی وقتی به دقیقه ۹۰ رسیده بودیم، هنوز باور داشت که قهرمان میشویم.
یک خاطره جالب هم از بازی قهرمانی مقابل سپاهان دارم. قطبی به من مأموریت داده بود که مراقب عمادرضا باشم و از جایم تکان نخورم، اما در یک صحنه جلو رفتم و دیگر برنگشتم! بعد از قهرمانی، وقتی همه خوشحال بودند، قطبی در رختکن به من گفت: سال بعد اولین بازیکنی که اخراج میکنم تویی! چون حرف من را گوش نکردی. برایم جالب بود که حتی وسط آن همه خوشحالی، چنین جزئیاتی را فراموش نکرده بود.
اما ظاهراً اعتقاد دارید قطبی از فصل دوم تغییر کرد. درست است؟
بله. او از فصل دوم یکسری چیزها یاد گرفت و رویکردش تغییر کرد. انتخابها، نوع صحبت و تصمیماتش ناگهان تغییر کردند. حتی در تیم ملی هم انتخابهای عجیبی داشت و حتی از لیگ یک، به تیم ملی بازیکن دعوت کرده بود.
با وجود موفقیت در پرسپولیس، چرا تصمیم گرفتید به مس کرمان بروید؟
اگر بخواهم صادق باشم، به خاطر پول رفتم. حمید استیلی بغلم کرد و گفت نرو؛ تو جزو بازیکنان خوب تیم هستی، اینجا بمان و میتوانی به یکی از چهرههای ماندگار پرسپولیس تبدیل شوی. اما پیشنهادی که از مس داشتم، اختلاف مالی بسیار زیادی با قرارداد پرسپولیس داشت.
خانوادهام همیشه برایم اولویت بودند و آن زمان مستأجر بودند. با پولی که از مس گرفتم، توانستم برایشان خانه بخرم. از این بابت پشیمان نیستم، اما از نظر فوتبالی همیشه حسرت جدایی از پرسپولیس را میخورم. نباید از آن مسیر خارج میشدم. وقتی به کرمان رفتم، تازه فهمیدم پرسپولیس چه جایگاه بزرگی دارد. پیروز قربانی آنجا همتیمی من بود، و به من گفت بعداً متوجه میشوی چه اشتباه بزرگی کردی.
در دوران بازیگری خودتان با ماجرای جادوگری یا تبانی هم مواجه شدید؟
تبانی را شخصاً ندیدم، اما جادوگری را دیدهام! در یکی از تیمهایی که بازی میکردم، سرپرست به بازیکنان گفت باید داخل رختکن ادرار کنید تا طلسم باطل شود! این اتفاق در پرسپولیس نبود. آن مسابقه هم مساوی شد. متأسفانه چنین باورهایی در فوتبال وجود داشت و هنوز هم بعضیها به این مسائل اعتقاد دارند.
در پایان، اگر بخواهید از بازیکنان جوان پرسپولیس یک نفر را بهعنوان استعداد آیندهدار معرفی کنید، انتخابتان کیست؟
امیرحسین محمودی. او ۲ سال شاگرد من در رده نونهالان پرسپولیس بود. وقتی توپ زیر پایش است، واقعاً اعجوبه است و از نظر تکنیکی توانایی فوقالعادهای دارد. البته یک مشکل بزرگ دارد و آن بازی بدون توپ است. از نظر شخصیتی هم باید روی بعضی مسائل کار کند. اگر این نقاط ضعف را برطرف کند، میتواند به فوتبالیست بسیار بزرگی تبدیل شود. از نظر روانشناسی هم باید روی خود کار کند.
یک انتقاد دیگری هم به فوتبال ایران دارم و آن استفاده حداقلی از روانشاس متخصص در کنار تیمهاست. این یکی از مشکلات ورزش ماست که از روانشناسانی که مشورت مناسب بدهند، استفاده نمیکنیم. یک خاطره هم بگویم که یادم است در دورا نبازیگری، برای یکی از تیمهای ما یک روانشناس آوردند و بعد از یک هفته، گفت همه شما دیوانه هستید و وسایلش را جمع کرد و رفت! امیدوارم در حوزه روحی و روانی هم فوتبالمان پیشرفت کند؛ چرا که استفاده از روانشناس دائمی در کنار تیمها، یکی از الزامات فوتبال اروپاست.
انتهای پیام/