۳ سال فاجعه انسانی در غزه و مسئولیت بینالمللی حامیان رژیم صهیونیستی
روز چهارشنبه، ۷ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۵ مهر)، ۳ سال از آغاز سهمگینترین فاجعه معاصر در نوار غزه میگذرد. آنچه در این ۳ سال بر غزه گذشت، تنها برشمردن آمار شهدا نیست؛ بلکه داستانی تلخ از شهادت دهها هزار انسان بیدفاع، ناپدید شدن هزاران نفر زیر خروارها آوار و پرپر شدن کودکانی است که هرگز فرصت بزرگ شدن نیافتند.
غزه امروز چشماندازی از ویرانی مطلق است؛ محلههایی که ویران شدهاند، بیمارستانهایی که به آوار تبدیل شدهاند و زیرساختهایی که کاملا از میان رفتهاند. مردم این سرزمین در این ۳ سال، نه تنها در برابر بمباران سنگین، بلکه در جنگی فرسایشی علیه گرسنگی، تشنگی و بیماریهای واگیردار مقاومت کردهاند. آوارگیهای مکرر و بیانتها، لکهننگی بر پیشانی قطبنما و وجدان بشریت باقی گذاشته است.
در همین رابطه مهدی شکیبایی، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با میزان به تشریح بحران انسانی و سهم کشورهای غربی از نسلکشی مردم غزه پرداخت.
آتشبس به تنهایی به معنای پایان بحران انسانی نیست
شکیبایی با بیان اینکه پیامدهای انسانی جنگ غزه بسیار فراتر از آمار شهدا و مجروحان است، گفت: علاوه بر بیش از ۷۴ هزار شهید و بیشتر از همین رقم مجروح و معلول، میلیونها فلسطینی با آوارگی، تخریب خانهها و زیرساختها و بحران در دسترسی به آب، غذا، درمان و سرپناه مواجه شدهاند. در واقع بخش بزرگی از زندگی عادی مردم غزه در جریان این جنگ از بین رفته است.
وی اضافه کرد: از سوی دیگر آتشبس به تنهایی به معنای پایان بحران انسانی نیست. تا زمانی که محاصره، محدودیت ورود کمکهای بشردوستانه و ناامنی ادامه داشته باشد و امکان بازسازی فراهم نشود، رنج و مشکلات مردم غزه ادامه خواهد داشت؛ بنابراین باید میان توقف درگیری و پایان بحران انسانی واقعا تفاوت قائل شد.
مسئله فلسطین نیز با این جنگ از بین نرفته است
شکیبایی در بخشی دیگر درباره شکست رژیم صهیونیستی در دستیابی به اهداف خود در جنگ غزه، تصریح کرد: ممکن است که رژیم اشغالگر قدس توانسته باشد ویرانی گستردهای در غزه ایجاد کند و بخشهایی از این منطقه را تحت اشغال نظامی خود درآورد، اما اگر هدف اصلی، حذف مقاومت و پایان دادن به مسئله فلسطین بوده باشد، نمیتوان گفت چنین هدفی محقق شده است.
وی تاکید کرد: مقاومت همچنان یکی از بازیگران اصلی معادله فلسطین است و مسئله فلسطین نیز با این جنگ از بین نرفته است. واقعیت این است که برتری نظامی الزاما به پیروزی سیاسی منجر نمیشود. یک ارتش میتواند سرزمینی را تخریب یا حتی اشغال کند، اما نمیتواند صرفا با ابزار نظامی یک مطالبه تاریخی و سیاسی را از میان ببرد. ادامه بحران غزه نیز نشان میدهد که مسئله همچنان حلنشده باقی مانده است.
مسئله مسئولیت بینالمللی حامیان رژیم صهیونیستی باید مورد توجه قرار گیرد
این کارشناس در بخشی دیگر با بیان اینکه آمریکا مهمترین حامی سیاسی و نظامی رژیم اشغالگر قدس بوده و حمایتهای تسلیحاتی و دیپلماتیک واشنگتن در توان ادامه جنگ این رژیم نقش مهمی داشته است، توضیح داد: البته نباید همه کشورهای غربی را با یک سطح از حمایت ارزیابی کرد، اما نقش حمایتهای سیاسی و نظامی غرب در این جنگ قابل چشمپوشی نیست. با این وجود حمایت واشنگتن از تلآویو بسیار پررنگ دیده میشود، تا جایی که جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا با اینکه دو سال از دوره ریاستجمهوریاش گذشته بود، اما حاضر به ملاقات با نتانیاهو و یا سفر به اراضی اشغالی نشده بود؛ اما به محض انجام عملیات طوفان الاقصی سراسیمه و بدون دعوت عازم این سرزمینها شد تا حمایت کامل خود را از اسرائیل اعلام کند. در این سفر بایدن صراحتا اعلام کرد که اگر اسرائیل وجود هم نداشت، آمریکا یک اسرائیل در این منطقه ایجاد میکرد.
وی اظهار کرد: نکته مهم این است که حمایت از یک طرف درگیر جنگ، فقط یک موضع سیاسی نیست؛ زمانی که این حمایت شامل تسلیحات و امکانات نظامی میشود، طبیعی است که درباره مسئولیت حامیان در قبال نحوه استفاده از این امکانات نیز پرسش مطرح شود. به همین دلیل، مسئله مسئولیت بینالمللی حامیان اسرائیل نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
مواجهه اعتبار ادعاهای غرب درباره حقوق بشر با چالشی جدی در بین افکار عمومی جهان
شکیبایی در پاسخ به این پرسش که «چرا با وجود گزارشهای متعدد نهادهای حقوق بشری ازجمله سازمان ملل مبنی بر نقض حقوق بشر گسترده و انواع و اقسام جنایتهای جنگی، همچنان حمایتهای غرب، بهویژه آمریکا، از رژیم صهیونیستی ادامه دارد؟»، تصریح کرد: پاسخ به این پرسش را باید در تفاوت میان ارزشهای اعلامی و منافع ژئوپلیتیک غربی جستوجو کرد. اسرائیل برای آمریکا یک متحد راهبردی در غرب آسیاست و روابط دو طرف فقط به مسئله فلسطین محدود نمیشود؛ بنابراین ملاحظات امنیتی و راهبردی در سیاست واشنگتن وزن بسیار بالایی دارد.
وی اضافه کرد: همین مسئله باعث شده گزارشهای نهادهای حقوق بشری، بهتنهایی نتوانند سیاست آمریکا را را تغییر دهند. اتفاقا پرسش مهم افکار عمومی جهان نیز همین است که اگر حقوق بشر و قوانین بینالمللی اصولی بهاصطلاح جهانشمول هستند، آنگونه که دولتهای غربی ادعا میکنند، پس چرا اجرای آنها در مورد ملت فلسطین و یا دیگر ملتها با چنین استانداردهای متفاوتی مواجه میشود؟
کارشناس مسائل بینالملل در پایان، گفت: این دوگانگی، اعتبار ادعاهای غرب را درباره حقوق بشر با یک چالش جدی در بین افکار عمومی جهان، بهویژه کشورهای اسلامی، مواجه کرده است.
انتهای پیام/