یک بام و دو هَوای تاج با نیمکت تیمهای ملی؛ از رفتار دوگانه تا ناکامیهای سریالی!/ هُشدار جدی در آستانه جام ملتهای آسیا
تیم ملی فوتبال ایران بعد از پایان جام جهانی ۲۰۲۶ قرار بود وارد مرحلهای تازه شود؛ مرحلهای که در آن فرصت برای اصلاح اشتباهات، جوانگرایی و ساختن تیمی آماده برای جام ملتهای آسیا وجود داشت. اما نخستین خروجی جدی این مسیر در فیفادی مهرماه چیزی جز ۲ شکست نبود. ایران ابتدا مقابل ازبکستان ۳ بر یک شکست خورد و سپس در کازان با نتیجه ۲ بر صفر مغلوب روسیه شد تا در فاصله چند روز ۵ گل دریافت و فقط یک بار دروازه حریفان را باز کند.
این نتایج زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم ازبکستان در دوران حضور امیر قلعهنویی روی نیمکت ایران به رقیبی بسیار دشوار تبدیل شده است. ایران در هشت تقابل با این تیم تنها یک پیروزی داشته، ۲ بار شکست خورده و ۵ دیدار نیز با تساوی تمام شده است. این دیگر یک اتفاق مقطعی نیست که بتوان آن را صرفاً به یک اشتباه فردی یا یک روز بد نسبت داد. وقتی یک رقیب منطقهای چنین رکوردی مقابل تیم ملی ایران ثبت میکند باید درباره روند فنی و کیفیت تصمیمگیری روی نیمکت سؤال پرسید.

روسیه هم دوباره برنده شد
شکست برابر روسیه نیز نخستین هشدار نبود. ایران در مهرماه سال گذشته هم برابر روسیه ۲ بر یک شکست خورده بود و حالا یک سال بعد دوباره در یک مسابقه دوستانه با نتیجه ۲ بر صفر بازنده شد. ۲ بازی، ۲ شکست و ۳ گل خورده آن هم مقابل تیمی که به دلیل محرومیتهای بینالمللی سالها از حضور در رقابتهای رسمی بزرگ دور بوده است. با این حال، قلعهنویی پس از شکست اخیر از مفید بودن مسابقه و کمک آن به شناسایی نقاط ضعف سخن گفت و حتی تأکید کرد که ۲ تیم از نظر امید گل شرایط برابری داشتهاند.
مشکل دقیقاً همینجاست؛ اگر قرار است هر شکست با عبارتهایی مانند «بازی تدارکاتی بود»، «نقاط ضعف را شناسایی کردیم» یا «برای دیدارهای بعدی مفید است» توجیه شود، پس نقطه پایان ارزیابی کجاست؟ تیم ملی برای آزمون و خطا فرصت نامحدود ندارد. جام ملتهای آسیا از ۱۹ دی ماه آغاز میشود و کمتر از ۴ ماه دیگر ایران باید وارد مهمترین تورنمنت قارهای شود.
حمایت تاج تا کجا پیش میرود؟
مهدی تاج پیش از این نیز موضع خود را درباره ادامه همکاری با قلعهنویی روشن کرده بود. رئیس فدراسیون فوتبال در مردادماه اعلام کرد قصد دارد قرارداد سرمربی تیم ملی را برای جام ملتهای آسیا تمدید کند و حتی تأکید کرد که با قلعهنویی در جام ملتها به دنبال بهترین نتیجه خواهد بود. در همین مقطع هیئترئیسه فدراسیون نیز درباره قرارداد بلندمدت موضع محتاطانهتری داشت و با پیشنهاد قرارداد بلندمدت مخالفت کرد.

حالا سؤال این است که بعد از ۲ شکست متوالی، آن حمایت قرار است تا کجا ادامه پیدا کند؟ هیچکس نمیگوید با یک یا ۲ شکست دوستانه باید سرمربی تیم ملی را کنار گذاشت؛ مسئله تجمیع نتایج و روند است. تیم ملی در جام جهانی از گروهش صعود نکرد، مقابل ازبکستان و روسیه شکست خورد و حالا در آستانه جام ملتها هنوز درباره سبک بازی، ترکیب اصلی، جوانگرایی و آینده برخی بازیکنان پرسشهای جدی وجود دارد. ایران در جام جهانی مقابل نیوزیلند ۲ بر ۲ و برابر بلژیک بدون گل مساوی کرد و در بازی پایانی نیز مقابل مصر به تساوی یک بر یک رسید و در نهایت از صعود بازماند.
عبدی رفت؛ اما چرا برای قلعهنویی نسخه دیگری نوشته میشود؟
مقایسه رفتار فدراسیون با تیم امید و تیم بزرگسالان، بیش از هر چیز یک پرسش درباره معیارهای ارزیابی ایجاد میکند. تیم امید پس از شکست ۴ بر یک مقابل کره شمالی در همان مرحله گروهی ناگویا حذف شد؛ تیمی که پیش از آن امارات را ۳ بر یک برده و برابر چین به تساوی بدون گل رسیده بود. حسین عبدی پس از بازگشت به ایران استعفا کرد و مهدی تاج نیز پذیرش استعفا را تأیید کرد. البته تفاوت شرایط ۲ تیم را باید دید؛ اما نمیتوان از کنار تفاوت واکنش مدیریتی گذشت. عبدی مسئولیت نتیجه را پذیرفت و از تیم امید جدا شد، در حالی که برای تیم بزرگسالان پس از ناکامیهای متعدد همچنان نسخه «فرصت بیشتر» پیچیده میشود. حتی قلعهنویی پس از شکست برابر روسیه از مردم خواست برای ساختن تیمی قدرتمند به او فرصت بدهند.
این دقیقاً همان نقطهای است که تاج باید پاسخ بدهد که معیار فدراسیون برای ادامه همکاری با سرمربیان تیمهای ملی چیست؟ آیا نتیجه تعیینکننده است یا نام و جایگاه سرمربی؟ اگر شکست ۴ بر یک برابر کره شمالی برای پایان همکاری کافی است، چرا شکستهای پیاپی تیم بزرگسالان صرفاً بخشی از فرآیند آمادهسازی تلقی میشود؟ و اگر قرار است به قلعهنویی فرصت داده شود، این فرصت دقیقاً بر چه مبنایی تعریف شده و قرار است با چه شاخصی ارزیابی شود؟
این بار دیگر فرصتسوزی جایز نیست
مسئله امروز فقط امیر قلعهنویی نیست؛ مسئول اصلی تصمیم درباره نیمکت تیم ملی مهدی تاج و مجموعه مدیریتی فدراسیون فوتبال هستند. اگر فدراسیون معتقد است قلعهنویی بهترین گزینه برای جام ملتهاست، باید شفاف بگوید چرا و چه انتظاری از او دارد. اگر هم نشانههای فنی موجود مدیران فوتبال را قانع نمیکند اکنون آخرین فرصت برای تصمیمگیری است نه زمانی که تیم ملی وارد جام ملتها شده باشد.

رتبه ایران در ردهبندی جهانی نیز در حال حاضر ۲۳ است و بنابراین نمیتوان از همین حالا با قطعیت از سقوط مشخص در رتبهبندی سخن گفت، اما شکستهای متوالی بدون تردید برای امتیازات و جایگاه آینده تیم ملی بیاهمیت نیست.
حالا توپ در زمین تاج است؛ همان مدیری که پس از ناکامی تیم امید خیلی سریع به پایان همکاری رسید، اما برای نیمکت تیم بزرگسالان همچنان فرصت میخرد. جام ملتهای آسیا نزدیک است و دیگر نه «فرصت بیشتر» بهتنهایی پاسخ محسوب میشود و نه شکست بعدی میتواند صرفاً به حساب یک بازی تدارکاتی نوشته شود. اگر قرار است خانهتکانی انجام شود زمان آن پیش از آغاز جام ملتهاست و اگر قرار است قلعهنویی بماند، فدراسیون باید مسئولیت کامل این انتخاب و نتیجه آن را نیز بپذیرد.
انتهای پیام/