«ضد دیپلماسی» ترامپ؛ نگاهی حقوقی به تهدیدهای رئیسجمهور آمریکا
از زمان آغاز دومین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵، استفاده از تهدیدهای نظامی و ژئوپلیتیکی به یکی از ویژگیهای بارز سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است؛ براساس گزارشهای منابع معتبر ازجمله نیویورکتایمز، سیانان، واشنگتنپست و گاردین، ترامپ در از ژانویه ۲۰۲۵ تا سپتامبر ۲۰۲۶ علیه حدود ۱۵ کشور جهان تهدید به اقدام نظامی یا الحاق ارضی کرده یا عملا حمله انجام داده است.
این رقم معادل تقریبا یک کشور از هر ۱۳ کشور جهان است و جمعیت این کشورها حدود یکیازدهم جمعیت جهان را تشکیل میدهد.
تهدید یکی از ابزارهای اصلی و شناختهشده در حوزه ضد دیپلماسی anti diplomacy محسوب میشود؛ ضد دیپلماسی به رفتارهایی اطلاق میشود که برخلاف اصول سنتی دیپلماسی مانند مذاکره، مصالحه و گفتوگو بر پایه فشار، ارعاب، اولتیماتوم و بهکارگیری یا تهدید به استفاده از زور استوار است.
تهدیدهای ترامپ؛ از تجاوز نظامی تا الحاق ارضی
تهدیدهای ترامپ در طیف وسیعی از مکانها و بسترها مطرح شدهاند؛ وی در کاخ سفید و جلسههای کابینه در مه ۲۰۲۶ عمان را تهدید به منفجر کردن کرد؛ در هواپیمای ریاستجمهوری ایر فورس وان، تهدیدهایش علیه کلمبیا، کوبا، مکزیک و گرینلند را در ژانویه ۲۰۲۶ مطرح کرد.
ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۶، از تریبون رسمی این نهاد بینالمللی از زبان تهدید ادعایی خود علیه ایران استفاده کرد؛ شبکههای اجتماعی مانند تروث سوشال، مصاحبههای تلویزیونی مانند فاکسنیوز، سخنرانیهای عمومی و نشستهای خبری هم مکررا به محلی برای تهدیدهای ترامپ تبدیل شدهاند.
این پراکندگی مکانی نشاندهنده استفاده عمدی از تهدید بهعنوان ابزار دیپلماسی اجباری coercive diplomacy است.
در عین حال، تهدیدهای ترامپ در بازه زمانی ژانویه ۲۰۲۵ تا سپتامبر ۲۰۲۶ طیف گستردهای از موضوعها را شامل میشود.
تهدید به حمله نظامی مستقیم یکی از شکلهای تهدیدهای ترامپ است؛ شدیدترین مورد در این رابطه، تهدید علیه ایران بود که در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ (۳۱ شهریور ۱۴۰۵) روی داد.
این تهدید در ادامه تهدیدهای مطرحشده در جریان تجاوز نظامی آغازشده در فوریه ۲۰۲۶ با مشارکت رژیم صهیونیستی مطرح شد؛ تهدید ترامپ در جریان این تجاوز نظامی شامل هدف قرار دادن تاسیسات هستهای صلحآمیز، نیروگاههای برق، پلها و زیرساختهای غیرنظامی بود؛ کارشناسان این امر را نزدیک به تهدید نسلکشی تفسیر کردند.
تهدید به مداخله نظامی نیز بخشی از تهدیدهای ترامپ در بازه زمانی یادشده را تشکیل میدهد؛ در ژانویه ۲۰۲۶ پس از عملیات دستگیری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور قانونی ونزوئلا در این کشور، ترامپ تهدید کرد که کلمبیا بهزودی هدف قرار میگیرد؛ وی در ادامه تهدید مشابهی را علیه کوبا مطرح کرد.
رئیسجمهور آمریکا درباره مکزیک هم با تهدید از ارسال نیرو برای مقابله ادعایی با کارتلها سخن گفت؛ این در حالی است که براساس جدیدترین گزارش ها، حدود ۷۱ درصد از تسلیحات باندهای جنایتکار سازمانیافته در مکزیک از صنعت تسلیحات آمریکا تغذیه میشود.
ترامپ درباره کانادا هم بارها در چارچوب ادبیات تهدیدی از تبدیل آن به ایالت ۵۱ آمریکا سخن به میان آورد.
تهدید به الحاق ارضی و کنترل استراتژیک توسط ترامپ به شکل ویژه علیه گرینلند مطرح شد؛ وی بارها خواهان تصاحب گرینلند، سرزمین خودمختار دانمارک شد و استفاده از زور را منتفی ندانست.
رئیسجمهور آمریکا همچنین در تهدیدهای ادعای خود مدعی شد که کانال پاناما را «پس میگیرد»، تنگه هرمز را «سرزمین آمریکا» اعلام میکند و حتی عمان را تهدید کرد که «آن را منفجر میکنیم».
تهدیدهای مرتبط با مبارزه ادعایی با مواد مخدر و تروریسم، بخش مرگباری از ضد دیپلماسی ترامپ را تشکیل میدهند؛ حمله به ۶۰ قایق در کارائیب و اقیانوس آرام با بیش از ۱۹۰ کشته و تهدید به حمله به نیجریه به بهانه حمایت از مسیحیان از آن جمله هستند.
- بیشتر بخوانید:
- تنگه هرمز تا گرینلند؛ ادعاهای ترامپ و چالش منشور ملل متحد
- تهدید از تریبون سازمان ملل؛ تعارض ادبیات ترامپ با قواعد آمره حقوق بشر
گستردگی بیماری تهدید ترامپ
براساس تحلیل سیانان در مه ۲۰۲۶ (اردیبهشت سال جاری) و بهروزرسانیهای بعدی، دستکم ۱۵ کشور هدف تهدید یا حمله قرار گرفتهاند.
این کشورها شامل ایران، ونزوئلا، کوبا، کلمبیا، مکزیک، کانادا، گرینلند (دانمارک)، پاناما، عمان، نیجریه، عراق، سوریه، سومالی، یمن بودهاند.
ضمن اینکه ترامپ دیوان بینالمللی کیفری ICC را تهدید کرد و ساختار سازمان را با ادبیاتی تهدیدگونه مورد انتقاد قرار داد.
پیامدهای مخرب کوتاهمدت و بلندمدت ضد دیپلماسی ترامپ
ضد دیپلماسی ترامپ در چارچوب تهدید پیامدهای مخرب مختلفی دارد؛ ازجمله پیامدهای کوتاهمدت میتوان به افزایش هزینههای نظامی برای آمریکا اشاره کرد؛ بهعنوان مثال، آمریکا در تجاوز نظامی به ایران تا اواسط سال ۲۰۲۶ متحمل هزینهای بیش از ۳۷ میلیارد دلار شد.
تشدید تنشها در آمریکای لاتین یکی دیگر از پیامدهای کوتاهمدت تهدیدهای ترامپ است؛ افزایش تنش با متحدان و کاهش اعتماد به تعهدات امنیتی آمریکا از دیگر پیامدهایی هستند که میتوان به آنها اشاره کرد؛ درپی تهدیدهای یادشده موجی از انتقادهای داخلی و خارجی، ازجمله هشدار کارشناسان درباره احتمال جنایت جنگی به ویژه در تهدید ادعایی به نابودی زیرساختهای غیرنظامی ایران متوجه ترامپ و آمریکا شد.
از پیامدهای مخرب بلندمدت تهدیدهای ترامپ میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
• تضعیف نظام چندجانبهگرایی و حقوق بینالملل؛ عادیسازی تهدید به زور بهعنوان ابزار سیاست خارجی.
• افزایش رقابت بازیگران در مناطق مختلف جهان.
• پیامدهای انسانی گسترده شامل آوارگی، تلفات غیرنظامی و بیثباتی منطقهای که سالها ادامه خواهد داشت.
• احتمال تشدید مسابقه تسلیحاتی و کاهش آستانه استفاده از زور در روابط بینالملل.
نگاهی حقوقی به استفاده از تهدید
پس از پایان جنگ جهانی دوم و تاسیس سازمان ملل، جامعه بینالمللی تلاش کرد با تدوین قواعد الزامآور، توسل به زور و حتی تهدید به آن را بهشدت محدود کند؛ چراکه تهدید به استفاده از زور یکی از حساسترین و بنیادیترین مباحث حقوق بینالملل عمومی محسوب میشود.
ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد بهعنوان سنگبنای این نظام حقوقی، به صراحت مقرر کرده است: کلیه اعضا در روابط بینالمللی خود از تهدید به زور یا استفاده از آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور یا به هر نحو دیگری که با اهداف ملل متحد ناسازگار باشد، خودداری خواهند کرد.
این ماده ۲ عنصر کلیدی را ممنوع میکند: تهدید به زور و استفاده از زور؛ برخلاف تصور رایج که فقط حمله مسلحانه واقعی را نقض حقوق بینالملل میداند، حقوق بینالملل معاصر تهدید به زور را نیز بهخودیخود ممنوع میشمارد.
دیوان بینالمللی دادگستری ICC در رأی تاریخی شکایت نیکاراگوئه علیه آمریکا ۱۹۸۶ تاکید کرد که تهدید به زور، حتی اگر به حمله واقعی منجر نشود، میتواند نقض ماده ۲ (۴) باشد؛ دیوان در قضیه شکایت جمهوری دموکراتیک کنگو علیه اوگاندا، ۲۰۰۵ نیز همین موضع را تکرار و اعلام کرد که تهدید به زور، بهویژه زمانی که جدی، مشخص و از سوی مقامهای عالیرتبه صادر شود، مغایر با تعهدات منشور است.
این ممنوعیت نهتنها یک قاعده قراردادی است، بلکه به مرتبه قواعد آمره jus cogens ارتقا یافته است؛ قواعد آمره هنجارهایی هستند که هیچگونه تخطی از آنها مجاز نیست و هر معاهده یا عرف مخالف آن باطل محسوب میشود.
کمیسیون حقوق بینالملل سازمان ملل بارها تاکید کرده که ممنوعیت تهدید و استفاده از زور جزء این دسته از قواعد است؛ در عین حال، حقوق بینالملل میان تهدیدهای کلی و مبهم با تهدیدهای مشخص، علنی و قابلاجرا تمایز قائل است.
هنگامی که رئیس یک کشور از تریبون رسمی سازمان ملل یا کاخ سفید تهدید به «نابودی کامل» یک کشور یا ... میکند، این تهدید از مرز دیپلماسی فراتر رفته و وارد قلمرو نقض جدی ماده ۲ (۴) میشود.
چنین تهدیدهایی میتوانند علاوه بر نقض منشور، مشمول ممنوعیت تهدید به ارتکاب جنایتهای جنگی براساس اساسنامه رُم دیوان بینالمللی کیفری یا حتی تهدید به نسلکشی طبق کنوانسیون ۱۹۴۸ پیشگیری و مجازات جرم نسلکشی نیز شوند، زیرا نابودی عامدانه یک جمعیت غیرنظامی، هسته اصلی تعریف نسلکشی است.
علاوه بر این، اصل حسننیت در روابط بینالمللی و تعهد به حل مسالمتآمیز اختلافها براساس ماده ۲ بند ۳ منشور نیز تحت تاثیر تهدیدهای مکرر و علنی قرار میگیرد؛ تهدید مداوم، اعتماد متقابل را از بین میبرد، مذاکرات دیپلماتیک را مختل میکند و میتواند به مسابقه تسلیحاتی یا اقدامهای متقابل غیرقانونی منجر شود.
در سطح عرفی نیز، رویه قضایی و دکترین حقوقی تقریبا متفقالقولاند که تهدید به الحاق ارضی بدون رضایت دولت مربوطه، یا تهدید به استفاده از سلاحهای کشتار جمعی، فاقد هرگونه مشروعیت حقوقی است.
الگوی تهدیدهای مکرر و علنی ترامپ در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ نشان میدهد که چگونه استفاده ابزاری از تهدید میتواند نظم حقوقی بینالمللی مبتنی بر منشور ۱۹۴۵ را با چالش جدی مواجه کند.
انتهای پیام/