شهرکنشینان صهیونیست بازوی خاکستری اشغالگری رژیم صهیونیستی
در اواخر سال ۲۰۲۲، یاگیل لوی، استاد جامعهشناسی سیاسی و سیاستگذاری عمومی و رئیس «موسسه مطالعات روابط غیرنظامی-نظامی» در دانشگاه آزاد رژیم صهیونیستی، به تغییری در درون ارتش رژیم صهیونیستی اشاره و اظهار کرد: ارتش اسرائیل در قبال فلسطینی ها، عملا به ۲ ارتش مجزا تقسیم شده است؛ در کنار ارتش رسمی، نیرویی با ماهیت پلیسی در کرانه باختری تحت کنترل اسرائیل پدید آمده است؛ نیرویی که پیوندهای عمیق اجتماعی و فکری با جنبش شهرکسازی و جریان راستگرای افراطی صهیونیستی دارد.
لوی در ادامه تصریح کرد: نتیجه این وضعیت، جانبداری آشکار ارتش به نفع شهرکنشینان است؛ ارتش نسبت به برپایی پایگاههای شهرکنشینیِ غیرمجاز چشمپوشی میکند، خشونت خودسرانه و شبهنظامیوار علیه فلسطینیها را نادیده میگیرد و گاه حتی خود در آن مشارکت میکند.
به گزارش +۹۷۲، چهار سال بعد، آن ارتش پلیسی که لوی شناسایی کرده بود، کاملا تثبیت شده و به تشدید خشونت شهرکنشینان و افزایش آوارگی فلسطینیها در کرانه باختری تا سطوحی بیسابقه دامن زده است.
از آغاز سال ۲۰۲۶، دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل OCHA بیش از هزار و ۶۰۰ مورد حمله شهرکنشینان در ۲۷۵ جامعه فلسطینی را ثبت کرده است؛ یعنی بهطور میانگین ۶.۷ حمله در روز، که بالاترین میزان ثبتشده از زمان آغاز گردآوری این آمار محسوب میشود؛ همچنین از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲)، شهرکنشینان بیش از ۱۵۰ پاسگاه جدید برپا کرده و با همکاری ارتش، دستکم ۷۶ جامعه فلسطینی را بهطور کامل آواره و اخراج کردهاند.

این تشدید تنشها توجه گسترده بینالمللی را به خود جلب کرده و اوایل همین ماه به اوج خود رسید؛ زمانی که اد میلیبند، وزیر خارجه انگلیس، با اشاره به اقدامهای تروریستهای صهیونیست و پاکسازی قومی فلسطینیها در کرانه باختری، تحریمهای گستردهای را علیه محصولات تولیدی در شهرکهای صهیونیست نشین اعلام کرد.
در عین حال، خشم فزاینده جهانی منجر به محکومیتهای شدید و کمسابقهای از درون ساختار سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی شده است؛ سرلشکر آوی بلوت، فرمانده منطقه مرکزی ارتش رژیم صهیونیستی و عالیرتبهترین مقام نظامی در کرانه باختری، بارها هشدارهای جدی درباره خشونت شهرکنشینان صادر کرده و حتی برای مهار آن تلاشهایی انجام داده است؛ او استدلال میکند که این خشونتها حاکمیت رژیم صهیونیستی در کرانه باختری را بیثبات کرده و پروژه شهرکسازی را تضعیف میکند.
این محکومیتها گواهی بر تنشهای دیرینهای در اردوگاه راستگرایان رژیم صهیونیستی است که اکنون به نقطه جوش رسیده است؛ هر ۲ گروه، حملههای آشکار و خودسرانه علیه جوامع فلسطینی را تهدیدی برای روند تدریجی سلب مالکیت از فلسطینیها و الحاق دوفاکتوی (عملی) اراضی میدانند.
لوی این تضاد درونی را نه به مثابه گسستی میان ارتش و جنبش شهرکنشینان، بلکه پیامد ادغام و درهمتنیدگی چندیندههای آنها میبیند.
به استدلال او، از زمان طرح خروج یا عقبنشینی رژیم صهیونیستی از غزه در سال ۲۰۰۵، ارتش این رژیم آموخته است که خشونت شهرکنشینان را بهعنوان ابزاری برای پیشبرد الحاق اراضی تحمل کند و در عین حال، هرگاه این خشونت اقتدار نظامی در کرانه باختری را به خطر میاندازد یا توجه ناخواسته بینالمللی را جلب میکند، برای مهار آن میکوشد.
لوی توضیح داد که چگونه این ارتش با کارکرد پلیسی همچون بازوی خاکستری کابینه عمل میکند، یعنی با توسل به خشونت، اهدافی را پیش میبرد که نهادهای رسمی رژیم صهیونیستی نمیتوانند آشکارا دنبال کنند؛ چرا تلاشهای ارتش برای مهار خشونت مخرب شهرکنشینان نه با هدف پایان دادن به سلب نظاممند مالکیت فلسطینیها بر زمینهایشان، بلکه برای بازپسگیری کنترل بر این روند صورت میگیرد.
- بیشتر بخوانید:
- بهروزرسانی پایگاه داده حقوق بشری سازمان ملل درباره شهرکسازی رژیم صهیونیستی
- شهرکسازی با ابزار خشونت مرگبار شهرکنشینان؛ نقض آشکار حقوق بینالملل بشردوستانه
انتهای پیام/