سیروس مقدم در جشنواره فیلم ۱۰۰ از جزئیات، استوریبورد و تجربههای فیلمسازی گفت
سیروس مقدم، کارگردان سینما و تلویزیون، در کارگاه «صدراه» پانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم ۱۰۰، با اشاره به یکی از تجربههای خود در سالهای ابتدایی فعالیتش گفت: «جملهای که باعث شد بتوانم کارم را ادامه بدهم و لطف خدا شامل حالم شود، جملهای بود که ناصر تقوایی به من گفت: «تا وقتی که کارگردان نشسته، تو نباید بنشینی.» راست میگفت؛ او هنوز داشت کار میکرد و من داشتم خستگی درمیکردم. آن زمان از این برخورد ناراحت شدم و با خودم گفتم جوان بودم، اما بعد که به آن فکر کردم، دیدم در واقع درسی برای زندگی به من داده است.»
او ادامه داد: «این درس را به من داد که تا وقتی تجربهها را در کنار هم قرار میدهم و چیزهایی را یاد میگیرم، نباید دست از تلاش بردارم. بچهها، دوستان و عزیزان، از تلاش کردن نباید دست برداشت. تلاش چیزی است که یک انسان را از یک انسان متمایز میکند.»
مقدم با اشاره به امکانات جدید در اختیار فیلمسازان گفت: «امروز امکانات بسیاری فراهم شده و اتفاقات جدیدی در حال رخ دادن است. ما استعدادهایی را در فضای مجازی میبینیم؛ در بخش بازیگری، بازسازی صحنهها و نوآوری.»
این کارگردان درباره اهمیت جزئیات در روایت تصویری گفت: «یکی از چیزهایی که دوست داشتم با بچهها درباره آن صحبت کنم، این است که چگونه میشود از اجزا به تعریف یک کل درست رسید و چرا نباید جزئیات را حذف کرد، از آنها پرهیز کرد یا چشم پوشید.»
او با اشاره به پیوند میان نقاشی و سینما توضیح داد: «هنر نقاشی سالها زودتر از هنر تصویر و سینما به وجود آمد. در نقاشی، قاببندی، پرسپکتیو و نقطه طلایی شکل گرفت و بعدها این عناصر در سینما نیز مورد استفاده قرار گرفتند. کنار هم قرار گرفتن اجزا، کلی را تعریف میکند.»
مقدم افزود: «در نقاشی، خط، نقطه، نور، سایه، روشنایی و پرسپکتیو به ساخت یک مفهوم کمک میکنند. در سینما هم همه اینها به شما کمک میکنند تا یک مفهوم را در یک صحنه بازسازی کنید. حتی تاریکی معنا پیدا میکند و در یک صحنه میتواند حامل حرف اصلی آن صحنه باشد.»
او تأکید کرد: «اگر فیلمهای خوب و موفق را دوباره بررسی کنید، متوجه میشوید که نور چه ارزشی دارد؛ ابتدا در نقاشی و بعد در هنر سینما. همه این جزئیات کمک میکنند آنچه را در ذهن دارید، به تصویر بکشید.»
مقدم استوریبرد را یکی از ارکان فیلمسازی دانست و گفت: «استوریبرد به نظرم یک رکن جداییناپذیر از فیلمسازی شما خواهد شد. یک بار باید از طریق هنر نقاشی، آنچه را در ذهن دارید با تمام جزئیات بسازید. شما به عنوان یک خالق، آنچه را در ذهن دارید خلق میکنید و بعد در اجرا و فیلمبرداری، نقایص برطرف میشود و اجزا تبدیل به یک روایت تصویری میشوند.»
او ادامه داد: «استوریبرد یعنی تصویری کردن آنچه در ذهنتان میگذرد؛ از صحنه و سکانس گرفته تا اتفاقاتی که قرار است در آن رخ دهد.»
مقدم با اشاره به تجربه خود در ساخت صحنه حمله خرس به یک اتوبوس گفت: «ما تجربهای داشتیم که قرار بود یک خرس به یک کمپر مسافرتی که ۱۲ نفر داخل آن هستند حمله کند و اتفاقات مختلفی رخ دهد. در ابتدا تجربهای برای چنین کاری نداشتیم و نمیدانستیم چگونه باید وارد اجرا شویم.»
او افزود: «استوریبرد به ما این امکان را داد که بدانیم از کجا وارد صحنه شویم، کاراکتر کجا قرار بگیرد، چه حرکاتی داشته باشد و چگونه این اتفاق اجرا شود. این استوریبرد به ما دیکته کرد که صحنه چگونه باید پیش برود.»
این کارگردان ادامه داد: «خرس واقعی یا بازیگری که نقش خرس را بازی کند، در اختیار نداشتیم و مجبور شدیم از ترکیبی از روشها استفاده کنیم. بخشی از اتوبوس به صورت ماکت ساخته شد و برای نماهایی که امکان اجرای واقعی آنها وجود نداشت، از تنپوش و جلوههای بصری استفاده کردیم. در نهایت همه اینها در کنار هم قرار گرفت تا صحنه باورپذیر شود.»
مقدم با اشاره به اینکه این تجربه مربوط به حدود ۳۰ سال پیش است، گفت: «امروز امکانات بسیار بیشتری وجود دارد، اما چیزی که هنر نقاشی به هنر تصویری کمک میکند همچنان اهمیت دارد. به همین خاطر میگویم بچهها حتماً یک خلق اولیه و مصور از فیلمی که میخواهند بسازند داشته باشند.»
او درباره اهمیت طراحی قاب و زاویه دوربین پیش از فیلمبرداری اظهار کرد: «تصویری که در ذهن شماست ممکن است با چیزی که در اجرا خلق میکنید تفاوت داشته باشد. مثلاً شما اتوبوس را به شکلی تصور کردهاید، اما اتوبوس واقعی ممکن است ترکیب متفاوتی داشته باشد یا اجرای یک اتفاق از نظر فنی و ایمنی امکانپذیر نباشد.»
مقدم ادامه داد: «وقتی این موارد را از قبل طراحی میکنید، میدانید چه زاویهای برای دوربین لازم است، چقدر باید از سوژه فاصله بگیرید و چه ابزاری برای ثبت تصویر مورد نیاز است.»
مقدم درباره فرایند انتخاب بازیگر نیز گفت: «من شاید از دوستانی باشم که بسیاری از بازیگران محبوب و دوستداشتنی امروز، اولین تجربههایشان را با من شروع کردهاند. فکر میکنم ضریب هوشی بدی نداشتم که تشخیص بدهم چه استعدادی میتواند خوب باشد.»
او با اشاره به انتخاب بازیگر سریال «مسافر» توضیح داد: «زمانی که میخواستم سریال «مسافر» را کار کنم، دنبال بازیگری میگشتیم که نقش منیژه را بازی کند. بازیگران شناختهشده و ناشناخته زیادی را دیدیم، اما نتیجه مطلوبی نگرفتیم.»
مقدم ادامه داد: «یک روز به صورت اتفاقی سر تمرین یک نمایش خانم گلاب آدینه را دیدم. وقتی برای نخستین بار او را دیدم، چون کاراکتر منیژه را از شخصیتی گرفته بودیم که به آدمی که میشناختم نزدیک بود، احساس کردم همه چیز منطبق است. در نهایت به این یقین رسیدم که او برای این نقش انتخاب مناسبی است و همانجا احساس کردم آینده درخشانی خواهد داشت.»
این کارگردان درباره هوش مصنوعی گفت: «هوش مصنوعی به نظر من یک همراه و مشاور عالی است، اما سرنوشتم را دست آن نمیدهم. به نظرم چیزی در ارتباط با همین دنیایی که ما داریم، کم دارد؛ چیزی مثل معصومیت و وجدان. اینها چیزهایی کاملاً شخصی و متعلق به انسان هستند و نمیشود چنین چیزی را از هوش مصنوعی توقع داشت.»
او افزود: «اما به عنوان مشاور و همراه، میتواند در بخشهایی کمککننده باشد.»
مقدم درباره تجربه فعالیت خود در تلویزیون و سینما اظهار کرد: «در تلویزیون، آن چیزی که من تا امروز تولید و ساختهام، حدود ۹۰ درصد همان چیزی بوده که خودم خواسته و فکر کردهام و ۱۰ درصد شرایط بوده است.»
او ادامه داد: «اما در سینما در این مدتی که تجربه کردم، از این فضا دور شدم؛ مسائلی مانند برگشت سرمایه، انتخاب قصه و شرایط تولید در آن تأثیرگذار است.»
مقدم درباره تفاوت این دو فضا گفت: «تلویزیون این قدرت را به من داده که بتوانم بازیگرانی را انتخاب کنم که شاید هنوز سابقه سلبریتی نداشته باشند. بسیاری از بچههایی که امروز شناخته شدهاند، از همین مسیر وارد کار شدهاند.»
او درباره شکلهای جدید تولید آثار تصویری نیز گفت: «با توجه به شتابی که در زندگی و ارتباطات ایجاد شده، کتاب، ارتباطات و سرعت دیدن و تصمیمگیری، بهخصوص در فضای امروز، همه نشان میدهد که شکل تماشای آثار در حال تغییر است. به نظرم ساخت سریالهای عمودی هم میتواند در آینده به طور قطع اتفاقی باشد که بیشتر شاهد آن باشیم.»
مقدم درباره استفاده از انیمیشن در مجموعه «پایتخت» گفت: «یکی از بچههایی که به تیم ما اضافه شده بود، یک فیلم به ما معرفی کرد که یک تیم بسیار خلاق آن را ساخته بود. به ما پیشنهاد کرد که از این ظرفیت استفاده کنیم. نمونهای آوردند و دیدیم تواناییهایشان فراتر از تیتراژ و نمایش اسامی است.»
او ادامه داد: «کابوسهای ارسطو اگر قرار بود واقعی ساخته شود، بسیار سخت بود. با استفاده از انیمیشن، فرم جدیدی را وارد «پایتخت» کردیم. یک تیم بازیگوش با افکاری که هنوز شکل کودکی خودشان را حفظ کرده بودند، این کار را انجام دادند. وقتی نتیجه را دیدیم، خیلی خوشمان آمد و به نظرم رسید که میتوانیم از آن برای نمایش خوابها و رویاهای ارسطو استفاده کنیم.»
مقدم تأکید کرد: «ما همیشه تلاش کردهایم نویسندهها چیزهایی را بنویسند که خروجی کارشان حرف تازهتری داشته باشد و تکرار نباشد. اینکه به یک ایده ناب برسیم که حداقل یک قدم جلوتر از «پایتخت»های قبل باشد، خط قرمز ماست.»
او درباره شیوه تصویربرداری «پایتخت» و ارتباط مخاطب با این مجموعه اظهار کرد: «من سعی کردم از دانستههای نقاشی در قاببندی، پیدا کردن نقاط طلایی، استفاده از تاریکی و روشنایی و انتخاب عمق میدان خوب استفاده کنم؛ عناصری که در تصویر ایجاد میشوند، نه فقط در کلام.»
مقدم افزود: «اولین وظیفه یک کار تصویری، ایجاد جذابیت و سرگرمی برای مخاطب است. در «پایتخت» هم خانوادهای معمولی، زندگی معمولی، رفتار معمولی و وسایل معمولی زندگی را میبینیم. شاید همین باعث شده مخاطب خودش را در آن خانواده ببیند و ارتباط نزدیکتری با سوژه داشته باشد.»
او درباره انتقادهایی که نسبت به سادگی این شیوه مطرح شده است، گفت: «این انتقاد دوستان را تا حدی میپذیریم و تلاش کردهایم تفاوتهایی در سبک فیلمبرداری ایجاد کنیم و جای دوربینها را تغییر دهیم.»
مقدم درباره هدایت بازیگر گفت: «این بحث کاملاً تخصصی است. تیتراژ فیلمهای بزرگ را که ببینید، متوجه میشوید هدایت بازیگر یک مقوله کاملاً جدی است. نمیشود گفت کسی که راننده خوبی است، حتماً کامیون، پراید و هواپیما را هم خوب میراند.»
او ادامه داد: «به نظر من باید بازیگر را درست انتخاب کنیم و با حداقل گفته به بیشترین نتیجه برسیم. اگر غلط انتخاب کردیم، گاهی باید بازیگر را عوض کنیم.»
مقدم افزود: «نمونههایی در کار خودم داشتهام که بازیگران را انتخاب کردیم، جلوی دوربین رفتند و بعد از چند روز فیلمبرداری متوجه شدیم که توانمندیهای لازم برای قرار گرفتن در قالب کاراکتری که انتخاب کردهایم، ندارند. باید نقاط قوت بازیگر را تقویت و نقاط ضعفش را در فیلمنامه، اجرا و میزانسن مدیریت کنیم.»
این کارگردان درباره روند تمرین با بازیگران نیز گفت: «به نظر من کارگردان، دومین فرد مهم یک فیلم یا سریال برای بازیگر است. تا قبل از اینکه دوربین شروع به کار کند، صحبتها درباره صحنه و اتفاقات انجام میشود. تمرین میکنیم، خروجی را بررسی میکنیم، اصلاحات انجام میشود و بعد جلوی دوربین میرویم.»
انتهای پیام/