میراث واکنش واشنگتن به حادثه ۱۱ سپتامبر برای آمریکاییها؛ بازگشت بومرنگ جنگهای بیپایان به خانه
در حالی که قربانیان حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ (۲۰ شهریور ۱۳۸۰) طی ۲۵ سال گذشته آموختهاند که چگونه با اندوه خود زندگی کنند، خودِ آمریکا درپی انتخابهای اشتباه، با تفرقه در داخل و کاهش اعتبار اخلاقی در عرصه بینالمللی مواجه شده است.
به گزارش گاردین، آمریکا درپی حادثه ۱۱ سپتامبر با ادعای تلاش برای نابودی القاعده به افغانستان حمله کرد؛ جنگی که ۲۰ سال به طول انجامید و رکوردی را ثبت کرد، اما در نهایت به عقبنشینی بینتیجه از افغانستان منجر شد؛ جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا سپس با این ادعای نادرست که صدام، سلاحهای کشتار جمعی در اختیار دارد، به عراق حمله کرد؛ اقدامی که به قیمت جان صدها هزار نفر تمام شد.
جنگ جهانی ادعایی آمریکا علیه تروریسم به عرصهای گسترده از مداخلههای نظامی، عملیاتهای اطلاعاتی، بازداشت و بازجویی بدل شد؛ برخی از مظنونان تحت شکنجههایی ازجمله با روش واتربوردینگ (شبیهسازی غرقشدگی) در سایتهای سیاه (بازداشتگاههای مخفی) سازمان سیا قرار گرفتند.
مورخان و کارشناسان سیاستگذاری بر این باورند که واکنش آمریکا به ۱۱ سپتامبر یک اشتباه محاسباتی راهبردی و عمیق بود.
بیل گالستون، مشاور سیاسی پیشین بیل کلینتون، رئیسجمهور اسبق آمریکا گفت: ۱۱ سپتامبر زمانی بود که اوضاع برای آمریکا رو به وخامت گذاشت؛ ما درپی مجموعهای از اشتباهها و قضاوتهای نادرست در عرصههای داخلی و خارجی، بخش بزرگی از نهتنها قدرت، بلکه اعتبار خود را از دست دادیم.
وی تاکید کرد: به اعتقاد من، ۱۱ سپتامبر سرآغاز یک دوره ۲۵ ساله حکمرانی نادرست در آمریکا بود و ما تا مدتی بسیار طولانی تاوان آن را خواهیم داد.
میراث جنگ ادعایی آمریکا علیه تروریسم در افغانستان زوال تدریجی و خودویرانگرانه (مشابه بیماریهای خودایمنی) در درون آمریکا است.
بن رودز، معاون پیشین مشاور امنیت ملی در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما، گفت: واکنش افراطی و نسنجیده آمریکا روند افول و تفرقه داخلی ما را تسریع کرد و باعث شد به روایتهای خود خیانت کنیم.
وی بهای ۲۵ سال جنگهای بیپایان را غیرقابلمحاسبه میداند؛ این جنگها باری سنگین بر دوش آمریکاییهایی گذاشت که در آنها جنگیده بودند و ناچار بودند با مشکلاتی گوناگون، از جراحتهای جنگی گرفته تا بحران مواد افیونی، دستوپنجه نرم کنند؛ این جنگها همچنین به فروپاشی نظم مبتنی بر قواعد بینالمللی دامن زدند.
سپس نوبت به عرصه داخلی میرسد؛ رودز گفت: به بینندگان شبکه فاکسنیوز در دوران ریاستجمهوری بوش، وعده پیروزیهای بزرگ بر دشمنان خارجی داده میشد؛ وقتی کشورها به چنین وعدههایی عمل نمیکنند و وقتی آن نوع ملیگرایی و بیگانهستیزی را دامن میزنید، اما در میدان نبرد موفق نمیشوید، تاریخ نشان میدهد که مردم به دنبال مقصرانی در داخل مرزهای خود میگردند.
دونالد ترامپ، یک دهه پیش، نخستین تلاش خود برای ریاست جمهوری را در پسزمینه این جستجوی مقصر آغاز کرد؛ وی با اهریمنی جلوه دادن مهاجران و وعده ساخت دیوار مرزی، با انتقاد از نخبگان سیاسی در گسستی آشکار از بوش و ارتدوکس جمهوریخواهان به خاطر جنگهای ابدی که ادعا میکرد متوقف خواهد کرد، از این مسیر عبور کرد.
رودز گفت: بدون ۱۱ سپتامبر هرگز دونالد ترامپ بهعنوان رئیسجمهور وجود نداشت، زیرا وی وارد آن جریان انحرافی از مردم شد و بیگانههراسی و ملیگرایی زشتی را که آزاد شده بود و خشمی را که مردم، بهویژه در جناح راست، از ۸ سال زیر فشار دولت بوش احساس میکردند، به دست گرفت.
رودز استدلال کرد که اکنون جنگ علیه تروریسم به خانه بازگشته است؛ وی گفت: ماموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا ICE استراتژیهای ضد شورش را در شهرهای آمریکا اجرا میکنند، با همان تجهیزات نظامی که ما برای جنگیدن استفاده میکردیم، اکنون در دست ماموران قانون است؛ ما اکنون در صحنه جنگ علیه تروریسم زندگی میکنیم و بدیهی است که این منبع ناراحتی فزایندهای برای بسیاری از آمریکاییها است.
- بیشتر بخوانید:
- ۲۵ سال پس از ۱۱ سپتامبر؛ آمریکا به دنبال اهداف جدید برای جنگ ادعایی با تروریسم
- حادثه ۱۱ سپتامبر و بحران حقوق بینالملل؛ روایتی از یک ربع قرن تجاوز نظامی
همزمان با گسترش بیش از حد مداخلههای آمریکا در خارج از کشور، ماشین جنگ بیپایان نیز به جبهه داخلی بازگشت و هنجارهای قانونی را که ادعا میکرد از آنها دفاع میکند، از بین برد.
جمیل جعفر، مدیر اجرایی موسسه متمم اول قانون اساسی نایت در دانشگاه کلمبیا آمریکا، استدلال کرد که بسیاری از مقامهای نظارتی ایجادشده پس از ۱۱ سپتامبر همچنان پابرجا هستند یا حتی گستردهتر شدهاند.
وی گفت: بسیاری از آنچه اکنون در حال وقوع است، به نهادها و مقامهایی که پس از ۱۱ سپتامبر ایجاد شدند و دادگاهها نتوانستند آنها را محدود کنند، قابل ردیابی است؛ استفاده از قوانین حمایت مادی برای پیگرد قانونی معترضان ضد اداره مهاجرت و گمرک در تگزاس، استفاده از قانون جاسوسی برای تهدید و ارعاب خبرنگاران و حتی دستگیریها و بازداشتها و تهدید به اخراج دانشجویان به دلیل اعتراض در محوطه دانشگاهها؛ این سیاست براساس احترامی بنا شده است که دادگاهها ۲۵ سال پس از ۱۱ سپتامبر به قوه مجریه اعطا کردند؛ ما کاملا با میراث این تصمیمها و سیاستهای وضعشده در سالهای پس از ۱۱ سپتامبر زندگی میکنیم.
خلیج گوانتانامو، جایی که ۷۸۰ مرد و پسر از ۱۱ سپتامبر زندانی شدهاند، به یکی از بارزترین نمادهای این دوران تبدیل شد؛ جنگ عراق رسوایی ابوغریب را به بار آورد، که در آن کارکنان و پیمانکاران آمریکایی، بازداشتشدگان را مورد سوءاستفاده، تحقیر و شکنجه قرار دادند.
پس از انتقادها به ناکامی اوباما در اجرای ادعای تعطیل کردن گوانتانامو، ترامپ به دلیل فرستادن مهاجران به این زندان با انتقادهای شدیدی روبهرو شده است.
جرمی وارون، استاد تاریخ در دانشگاه New School نیویورک و از اعضای ارشد گروه شاهد علیه شکنجه (Witness Against Torture) گروهی که برای تعطیلی گوانتانامو فعالیت میکند، گفت: آمریکا به برنامه و سیاستی مبتنی بر شکنجه متعهد شد که ناقض قوانین بینالمللی و قوانین داخلی خودِ این کشور بود و عنصری از بیرحمیِ غیرضروری و حتی سادیسم، عملا به بخشی از جنگ علیه تروریسم تبدیل شد؛ بخش زیادی از آن خشونت همچون بومرنگ عمل کرد و دشمنان جدیدی تراشید.
وی در ادامه گفت:، اما فراتر از کسانی که قربانی آن شدند، این روند، هرگونه تظاهری را درباره اینکه ما یک نظم مبتنی بر قانون اساسی هستیم که از حاکمیت قانون پیروی میکند و به معاهدات ملی احترام میگذارد، از بین برد؛ این امر دورانی از قدرت اجرایی را آغاز کرد که با مصونیت کامل و مصونیت از مجازات عمل میکند؛ بیقانونی ترامپ نتیجه کاملا قابل پیشبینی بیاعتنایی به حاکمیت قانون، نظارت، کنترل و توازن است که دولت بوش از خود نشان داد.
از نظر وارون، ارتباط روشنی بین روشهای وحشیانه جنگ جهانی ادعایی علیه تروریسم و افراطگراییهای اداره مهاجرت و گمرک آمریکا در دوران ترامپ وجود دارد؛ وی به بازداشتگاههای بدنام در تگزاس و نیوجرسی اشاره کرد که در آنها زندانیان بهطور معمول از بیتوجهی پزشکی رنج میبرند و گزارشهای اخیر از پروازهای دلخراش اخراج که در آنها مهاجران با غل و زنجیر به آفریقا منتقل میشوند.
وارون اظهار کرد: مردم به وکلا گزارش میدهند که در ترس و فلاکت بدون دسترسی به بهداشت اولیه زندگی میکنند؛ خانوادهها از هم پاشیدهاند و سطحی از تحمیل عمدی رنج وجود دارد که حیرتانگیز است و به نظر نمیرسد حتی بخش ضروری از استراتژی کلی مهاجرت باشد؛ باز هم این نیاز بیمارگونه وجود دارد که گروهها احساس میکنند باید بر کسانی که آنها را پایینتر میدانند، تسلط داشته باشند؛ مسلمانان جامعه بزرگی بودند که مورد سوءظن قرار داشتند و این جامعه تا حد زیادی توسط مهاجران قهوهای پوست از دیگر نقاط جهان جایگزین شده است؛ وقتی لفاظیهایی دارید که مردم را بهعنوان جنایتکار و غیرانسانی اهریمنی جلوه میدهد، باعث بدرفتاری با آنها میشود.
ثمره این مسیر ۲۵ ساله، از بین رفتن اعتماد به نهادهای عمومی آمریکا بوده است؛ وارون استدلال کرد که این محیط، وضعیت پساحقیقت را به وجود آورده است که در آن واقعیت تجربی کنار گذاشته شده و نظریههای توطئه رونق گرفتهاند.
رودز گفت: تریلیونها دلار صرف یک جنگ ابدی شد: این پول میتوانست صرف چه چیزی شود؟ تغییرات اقلیمی، مراقبتهای بهداشتی جهانی، آموزش عمومی؛ هزینه فرصت واقعی برای نحوه انتخاب ما برای صرف وقت و منابعمان وجود دارد؛ اگر از سیارهای دیگر به زمین میآمدید و میخواستید این واقعیت را درک کنید که آمریکا تریلیونها دلار صرف جنگ ادعایی علیه تروریسم کرده، آن هم در حالی که با مشکلات عظیمی همچون افول صنعتی، معضلات نظام آموزشی و پیامدهای تغییرات اقلیمی دستبهگریبان است، بیتردید تصور میکردید که این کشور دچار جنون شده است.
انتهای پیام/