اروپا در زمین آمریکا؛ تکرار تحریمها و از بین رفتن کارآمدی غرب
عابد اکبری، کارشناس مسائل بینالملل طی یادداشتی برای میزان به همراهی کشورهای غربی در برابر ایران در زمینههای مختلف پرداخته است.
متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
در سالهای اخیر، یکی از تحولات قابل توجه در سیاست خارجی غرب در قبال ایران، افزایش هماهنگی میان آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در استفاده از ابزارهای فشار است.
تحولات اخیر و بهویژه اقدام انگلیس در تشدید محدودیتها و تحریمهای مرتبط با ایران، بار دیگر این واقعیت را برجسته کرده است که بخشی از اروپا، برخلاف دورههایی که تلاش میکرد میان سیاست خود و واشنگتن فاصله ایجاد کند، اکنون در برخی حوزهها به مواضع آمریکا نزدیکتر شده است.
اهمیت این روند را نباید صرفاً در افزایش تعداد تحریمها جستوجو کرد. مسئله مهمتر، شکلگیری نوعی همگرایی در استفاده از ابزارهای اقتصادی، مالی، فناوری، حملونقل و سیاسی علیه ایران است. انگلیس، فرانسه و آلمان در موضوع هستهای نیز طی سالهای اخیر مواضع هماهنگتری اتخاذ کردهاند و این روند نشان میدهد که تهران باید تحولات غرب را نه فقط در قالب روابط دوجانبه با آمریکا، بلکه در چارچوب وسیعتر مناسبات فراآتلانتیکی مورد ارزیابی قرار دهد.
با این حال، از این واقعیت نباید به این نتیجه رسید که ایران در برابر چنین فشاری فاقد قدرت مانور است. اتفاقاً تجربه بیش از یک دهه تحریم نشان داده است که جمهوری اسلامی ایران توانسته است بخش مهمی از ظرفیتهای اقتصادی، تجاری و دیپلماتیک خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و در بسیاری از حوزهها، سازوکارهای جایگزین ایجاد کند. ایران امروز با ایران سالهای نخست تحریمها یکسان نیست؛ شبکه گستردهتری از روابط منطقهای و آسیایی دارد، تجربه بیشتری در مدیریت محدودیتهای مالی و تجاری به دست آورده و از ظرفیتهای مهم ژئوپلیتیکی، انرژی، ترانزیتی و اقتصادی برخوردار است.
بنابراین، مسئله اصلی برای تهران نباید صرفاً چگونگی مقابله با تحریم جدید باشد؛ بلکه باید این باشد که چگونه از ظرفیتهای موجود برای افزایش قدرت انتخاب ایران استفاده کند. تحریم زمانی میتواند به ابزار مؤثر فشار تبدیل شود که یک کشور گزینههای محدودی در اختیار داشته باشد. هرچه گزینههای ایران در تجارت، انرژی، سرمایهگذاری، فناوری، حملونقل و دیپلماسی بیشتر باشد، امکان اثرگذاری سیاست فشار کاهش خواهد یافت.
تهران میتواند ضمن حفظ روابط خود با قدرتهای شرقی و کشورهای همسایه، از ظرفیتهای موجود برای گفتوگو با اروپا (البته باید توجه داشت که اروپا فقط شامل آلمان و فرانسه و انگلیس نیست) نیز استفاده کند. هدف، انتخاب میان شرق و غرب نیست؛ هدف، افزایش دامنه انتخابهای ایران است.
در واقع، یکی از مهمترین اصول دیپلماسی در جهان امروز، «تنوع شرکا» است. روابط با چین، روسیه، هند، کشورهای آسیای مرکزی، همسایگان، اعضای بریکس و سازمان همکاری شانگهای، در کنار حفظ کانالهای ارتباطی با اروپا، میتواند به ایران امکان دهد که در برابر فشارهای خارجی از ظرفیت مانور بیشتری برخوردار باشد.
در این میان، عضویت و حضور فعال ایران در سازمانهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای را نباید صرفاً دستاوردهای تشریفاتی تلقی کرد. اگر این ظرفیتها به شبکههای واقعی تجارت، سرمایهگذاری، حملونقل، انرژی، فناوری و همکاریهای مالی تبدیل شوند، میتوانند بخشی از معادله فشار غرب را تغییر دهند. موقعیت جغرافیایی ایران نیز یک مزیت مهم است؛ کشوری که در نقطه اتصال خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز و مسیرهای ارتباطی شرق و غرب قرار گرفته، صرفاً یک «هدف تحریمی» نیست؛ بلکه یک بازیگر دارای ظرفیت ژئوپلیتیکی قابل توجه است.
تحریمهای اخیر انگلیس علیه ایران، از این منظر، باید بیش از آنکه موجب تغییر محاسبات راهبردی تهران شود، موجب بازنگری در روشهای بهرهبرداری از ظرفیتهای ملی شود. ایران تجربه کافی برای مواجهه با فشار خارجی دارد و اکنون میتواند یک گام فراتر بردارد: تبدیل تجربه مدیریت تحریم به یک مزیت راهبردی.
ایران باید منافع هر کشور را به صورت مستقل بسنجد و با هر بازیگر بر اساس هزینه و فایده واقعی رابطه برقرار کند.
از سوی دیگر، غرب نیز باید بداند که فشار فزاینده علیه ایران لزوماً به نتیجه سیاسی مورد نظر آن منجر نمیشود. ایران کشوری با ظرفیتهای گسترده انسانی، اقتصادی، انرژی و ژئوپلیتیکی است و تجربه سالهای گذشته نشان داده است که فشار خارجی میتواند تهران را به سمت توسعه روابط با اقتصادهای نوظهور و تقویت ظرفیتهای بومی سوق دهد. بنابراین، تحریم اگر از نقطهای به بعد صرفاً تکرار شود، ممکن است بیش از آنکه رفتار ایران را تغییر دهد، به فرسایش کارآمدی خود ابزار تحریم منجر شود.
سیاست هوشمندانه، شناخت دقیق فشار، خنثیسازی نقاط اثرگذاری آن و همزمان فعال کردن ظرفیتهایی است که میتواند دست ایران را در معادلات منطقهای و جهانی بازتر کند.
دیپلماسی فعال با همه طرفها، توسعه روابط با آسیا و همسایگان، بهرهگیری از موقعیت ترانزیتی و انرژی، گسترش همکاریهای فناوری و اقتصادی و حفظ کانالهای گفتوگو با اروپا، مجموعهای از ابزارهایی هستند که میتوانند دامنه انتخاب ایران را افزایش دهند.
اروپا ممکن است امروز بیش از گذشته در زمین آمریکا بازی کند؛ اما این به معنای آن نیست که ایران باید زمین بازی خود را محدود به غرب تعریف کند. هنر دیپلماسی ایران، ساختن زمینی است که در آن هیچ قدرتی نتواند به تنهایی قواعد بازی را تعیین کند.
- بیشتر بخوانید:
- سیاست تحریمی ترامپ در نقطه شکست؛ متحدان واشنگتن راه خود را جدا میکنند
- جهان چندجانبه در برابر قدرت یکجانبه
انتهای پیام/