کلید موفقیت درمان لوسمیهای حاد؛ ردیابی سلولهای سرطانی پس از فروکش علائم
قرارگیری بیمار در یک مسیر درمانی یکپارچه شامل تشخیص بهموقع، شناخت نوع بیماری، گزینش روش درمانی مناسب و ارزیابی مستمر پاسخ به درمان هدف نهایی نظام سلامت را برای ارتقای شانس بهبودی و حفظ کیفیت زندگی مبتلایان محقق میکند. با این حال آغاز درمان به معنای پایان کار آزمایشگاه نیست؛ حتی با بهبود کامل علائم و منفیشدن تستهای عادی، بقایای پنهان سلولهای سرطانی میتوانند مسیر درمان را تغییر دهند.
بهزاد پوپک، متخصص هماتولوژی در گفتوگو با میزان با بیان این راهبرد، نقش آزمایشگاه را پس از شروع درمان حیاتی دانست و گفت: آغاز پروسه درمان نقطه پایان کار آزمایشگاه نیست؛ زیرا با وجود رفع نشانههای بالینی و منفی شدن آزمایشهای متداول، احتمال باقیماندن مقادیر بسیار جزئی از سلولهای سرطانی وجود دارد که سنجش دقیق این بقایا، در گرو بهرهگیری از ابزارهای پیشرفته تشخیصی است.
وی با تبیین کارکرد این بررسیها یادآور شد که آگاهی از میزان پاسخ به درمان و کشف بیماری باقیمانده، مبنای اصلی تصمیم پزشک برای تداوم یا اصلاح پروتکل درمانی است؛ از این رو، توفیق در درمان صرفاً به معنای عدم مشاهده سلولهای سرطانی در روشهای عادی نبوده و ردیابی کوچکترین ذرات فعال بیماری نیز سرنوشتساز است.
پوپک با اشاره به تحولات علمی نوین، داروهای نوظهور و درمانهای شخصیسازیشده خاطرنشان کرد که اگرچه پاسخدهی در برخی گروهها مانند لوسمیهای کودکان بسیار امیدبخش ارزیابی میشود، اما به دلیل تفاوت شرایط فردی، تعمیم نتایج میان بیماران ناممکن است. همچنین با ارتقای حساسیت تستها، عواملی نظیر آمادهسازی دقیق نمونه، استاندارد تجهیزات، کنترل کیفی و مهارت تحلیلگران اهمیت دوچندان مییابد تا نتیجه نهایی دقیق، معتبر و زمانبندیشده در اختیار تیم درمان قرار گیرد.
این متخصص هماتولوژی با تأکید بر لزوم پیوند تنگاتنگ میان پزشک و آزمایشگاه به دلیل کوتاهی زمان طلایی میان مراجعه و آغاز درمان لوسمیهای حاد تصریح کرد: اتکای صِرف به میکروسکوپ و تستهای منفرد منسوخ شده و اکنون تلفیق بررسیهای مغز استخوان با شیوههای مدرن به شناخت تفکیکی ماهیت بیماری کمک میکند؛ چراکه ممکن است دو بیمار با تابلوی بالینی یکسان، به علت تمایزهای پنهان بافتی، نیازمند مسیرهای کاملاً متمایز درمانی و مراقبتی باشند.
انتهای پیام/