آداب انتقاد؛ مستندسازانی که بعد از جنگ مطالبهگر شدند
شما به عنوان انسان امروز، فرصت این را دارید که در انواع شبکههای اجتماعی تریبون داشته و نظر و آرای خود درباره شخصیتهای سیاسی، رخدادهای تاریخی و هنری و هزار ماجرای دیگر به اشتراک بگذارید. نقد عملکرد دولتمردان و مدیران بالایی و میانه هم که باب روز است و میتواند به تماشاگر، حس امنیت و آرامش بدهد و گوینده را در جایگاه منتقدی شجاع و برجسته و غیروابسته نشان بدهد. تا اینجای کار هم ایرادی ندارد اما مسئله این است که نقد چگونه باید باشد؟ نقدهای این روزها که درباره اغلب برنامهها و سریالهای نمایش خانگی است، نشان از پولپاشی و ایجاد فضایی برای تولیدکنندگان این آثار است.
این نقدها، با نقدهای اصولی که سه دهه پیش در مجله فیلم یا هفته نامه سینما و سروش منتشر میشد، بسیار فرق دارد. سابقه نویسنده و محل رشد و ظهور و بروزش در رسانه را که نمیتوان ردیابی کرد، از اعتبار و قدرت قلم هم نمیشود صحبت کرد اما یک عنصر مهم تکرار شوند در اغلب این گونه نقدها و منتقدها وجود دارد؛ تعریفها و سرزنشهای تند و آتشین که منشا و محل آن، حمایت مالی تولیدکننده و هدف گرفتن پروژه بعدی است. با وجود رو شدن دست این منتقدها، سفارش دهندگان همچنان میکوشند از طریق این نقدها، تماشاگران را مرعوب و افکار عمومی را به دست بگیرند.
نوع دیگری از نقد، نقد مدیران و نهادهاست. طبیعی است که رسانه به نقد زنده است و خبرنگار و روزنامهنگاری که با مدیران دولتی پیوند نزدیگ و روابط پشت پرده دارد، نمیتواند منتقد شایستهای باشد. از سوی دیگر، منتقدان همه سیاستهای دولت، معترضان به همه نهادها یا آنان که هیچ روزنه امیدی نمیبینند و در هر دولت، شمشیر انتقاد به دست گرفته و همه را از لبه تیغ میگذارنند هم نمونههای عجیبی هستند. گروهی از فیلمسازان در شبکههای اجتماعی همیشه منتقدند، اما در تلویزیون و سینما پرکارند، در همایشها و جشنوارهها داورند، کارشناسند یا به دبیران و مدیران مشاوره میدهند. گروهی دیگر، به هر پدیدهای میتازند و همکاران و همصنفانشان را هم از گزند انتقادهای بیمنطق در امان نمیدارند.
نکته به وفور دیده شده در این روزها، انتقاد تعدادی از مستندسازان درباره ساخت فیلم درباره جنگ رمضان است، مستندسازان دور از مرکز و عافیتنشین در طول جنگ ۴۰ روزه که در سابقه کاریشان هم فیلم جنگی یا مرتبط دیده نمیشود، گویی در روزهای آرامش از کنج عافیت بیرون آمده و مستندسازانی را که درباره جنگ فیلم ساختهاند، آماج حمله قرار میدهند. نکته قابل توجه در این مورد این است که بنیاد سینمایی فارابی متولی تولید فیلم بلند، در یک سال اخیر کوشیده همزمان با ادامه تولیدات غیرجنگی به آثار مرتبط با جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه بپردازد.
این یادداشت درباره کیفیت این آثار صحبت نمیکند، اما انتقاد از توجه به تولید چنین آثاری از پایه خطاست. اهمیت این رخداد، آنقدر است که سینمای ایران به ویژه در بخش دولتی و حاکمیتی معطوف به این موضوع و تبعات اجتماعی و انسانی آن شود. از یک سو، مستندسازان در این برهه باید حضوری پررنگ و موثر داشته باشند. این که مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و سازمان رسانهای اوج یا حوزه هنری پای کار آمدند تا درباره جنگ رمضان فیلم بسازند، بدیهی و قابل توجیه است. همان طور که تمرکز بخش خصوصی به سینمای کمدی و آثار عامهپسند حتی زمان جنگ برداشته نشد، اما جالب اینجاست که بعضی مستندسازان که در شهرهای جنگزده و در پایتخت نبودند، حالا منتقد شده و علیه ساخت فیلم در این باره موضع میگیرند. در حالی که زنان و مردان مستندساز متعلق به جبهههای فکری مختلف در تهران و میناب و لامرد، ساخت فیلم را در همان روزهای سخت شروع کردند و مردم ایران را تنها نگذاشتند.
این جو و فشار که همه آثار تصویری امسال درباره جنگ است، بیهوده و نادرست است. در هر سازمان و نهاد، سبد تولید متنوع است. این از اصول آن سازمان است و دولت و حاکمیت هم بر این تنوع اصرار دارد؛ کما این که جشنواره فیلم فجر که سال گذشته برگزار شد با وجود ضعیف بودن فیلمها، آثاری متنوع درباره مسائل مختلف داشت. به نظر میرسد چالش مدیران فرهنگی در امسال و این روزها، بازگرداندن جایگاه یک نهاد فرهنگی و تاثیر آن در تولید آثار هنری قابل اعتناست، منتقدان مصلح، روزنامهنگاران پیگیر و خبرنگاران جسور میتوانند این مسیر را هدایت کنند. همان طور که در روزهای اخیر موضعگیری رسانهها درباره بلیت ۵ میلیون تومانی یک تئاتر، سازندگان این اثر را به واکنش واداشت.
نکته مشهود دیگر حضور خبرنگاران در نشست رسانهای رئیس سازمان سینمایی و اشاره به نکات درست و جزئیات بود. اگر چه تعداد این خبرنگاران زیاد نبود، اما کیفیت همین سوالها بود که به جلسه جان داد. پس رابطه رسانه، مدیر و منتقد سه ضلع از یک مثلث است، مدیران نباید فراموش کنند که جایگاه، پاسخگویی را ضروری میکند و رسانهایها هم باید بدانند که قرابت با مدیران، این چرخه معیوب را رقم زده است که حقیقت و واقعیت از دست رفته و اعتماد به رسانه اندک شده است و فعالان رسانههای فیک یا قلم به مزدهایی که در هر دوره و دولت، به گروهی میتازند تا پروژه و حقوق ماهیانه دریافت کنند، به میدان بیایند و عرضه اندام کنند.
هنرمندان، فیلمسازان و تهیهکنندگان هم باید برای نقش خود به عنوان منتقد و معترض احترام قائل باشند. نمیشود با نهادهای حاکمیتی همکاری کرد و به نهادهای دولتی تاخت، نمیشود از بودجههای دولتی فیلم پشت فیلم ساخت و در هر تریبون در ایام بیکاری به همان مراکز و نهادها انتقاد کرد و مقابل مدیران با گردن کج پروژه گرفت. فضای امروز رسانه با همه غبارآلودگی این چهرههای ملون را دفع میکند. انتقاد زمانی سازنده است که منتقد، مصلح و صادق باشد و بداند از موضع گیریاش چه میخواهد.
انتهای پیام/