هشدار یک مدرس دانشگاه درباره عادیسازی اعتیاد در شبکه نمایش خانگی
به گزارش ستاد مبارزه با مواد مخدر؛ احمد کارخانه، کارشناس حوزه رسانه و مدرس دانشگاه، با بیان اینکه رسانهها صرفاً منعکسکننده واقعیت نیستند، بلکه در بازتعریف واقعیت اجتماعی نقشآفرینی میکنند، اظهار کرد: نحوه بازنمایی مصرف مواد مخدر در آثار نمایشی، بهویژه در شبکه نمایش خانگی، میتواند نگرش مخاطبان، بهویژه نوجوانان و جوانان را تحت تأثیر قرار دهد.
شکلگیری نگرش نادرست از طریق بازنمایی جذاب
این مدرس دانشگاه با اشاره به نظریه «ساختگرایی اجتماعی» گفت: مشکل زمانی ایجاد میشود که بازنمایی مصرف مواد مخدر، جذابتر و منسجمتر از واقعیتِ مخرب آن به تصویر کشیده شود. هنگامی که مصرف مواد بهعنوان ابزاری برای رهایی از تنهایی، کسب پرستیژ یا نمایش عصیانگری معرفی میشود، پیوند زیباییشناختی میان «شخصیت محبوب» و «ماده مخدر» شکل میگیرد که میتواند به شکستن قبح مصرف در ذهن مخاطب منجر شود.
وی که دارای دکتری علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است، با استناد به «نظریه شناخت اجتماعی» آلبرت بندورا افزود: نوجوانان و جوانان در مرحله شکلدهی به هویت مستقل خود ممکن است با شخصیتهای طغیانگر و قانونشکن همذاتپنداری کنند و از طریق یادگیری مشاهدهای، احساس قدرتِ ناشی از مصرف مواد را درونی کنند.
کارخانه همچنین با اشاره به نظریه «کاشت» جورج گربنر تصریح کرد: اثرگذاری این آثار در تغییر تدریجی جهانبینی مخاطب نمایان میشود؛ چراکه تماشای مستمر آثاری که مواد مخدر را راهی برای فرار از واقعیت نشان میدهند، منجر به شکلگیری نگرشهای نادرست درباره مصرف خواهد شد.
مرز میان بازنمایی واقعیت و عادیسازی آسیب
این کارشناس ارشد علوم ارتباطات، مرز میان بازنمایی واقعیت اجتماعی و ترویج آسیب را در نحوه روایت دانست و تأکید کرد: اگر مصرف مواد برای شخصیت داستان «پاداش دراماتیک» ایجاد کند و او را به آرامش یا حل مسئله برساند، اثر در مسیر عادیسازی قرار دارد؛ اما اگر پیامدهای شناختی، جسمی و اجتماعی مصرف بهصورت واقعی و بدون شعارزدگی تصویر شود، میتوان آن را بازنمایی واقعگرایانه نامید.
وی پیشنهاد کرد نویسندگان و کارگردانان به سمت «دراماتورژی سلامتمحور» حرکت کنند تا بدون اتکا به مواد مخدر، کشمکشهای دراماتیک خلق کنند.
لزوم پاسخگویی رسانهای به جای تنظیمگری دستوری
کارخانه با تأکید بر مسئولیت اجتماعی هنرمندان بهعنوان «دروازهبانان محتوا»، تصریح کرد: پلتفرمهای نمایش خانگی در چارچوب «اقتصاد توجه» فعالیت میکنند و گاهی برای جذب مخاطب بیشتر، محتواهای تکاندهندهای تولید میکنند؛ بنابراین ضرورت دارد بهجای تنظیمگری صرفاً دستوری، به سمت نظام پاسخگویی رسانهای حرکت کرد.
وی پیشنهاد داد: ایجاد مشوقهای حمایتی برای آثاری که پیوست سلامت دارند و تعریف سازوکارهای مسئولیتپذیری برای تولیداتی که بدون ضرورت دراماتیک به عادیسازی آسیب میپردازند، میتواند راهکار مؤثری باشد.
ناکافی بودن هشدارهای سنی بدون سواد رسانهای
این مدرس دانشگاه با اشاره به ردهبندی سنی آثار گفت: هشدارها و ردهبندیهای سنی زمانی اثربخش هستند که بخشی از یک برنامه جامع «سواد رسانهای» باشند. تأکید افراطی بر ممنوعیت ممکن است با واکنش روانی مخاطب مواجه شده و کنجکاوی نوجوان را تشدید کند؛ لذا باید مخاطب را به تحلیل انتقادی آثار دعوت کرد.
کارخانه، نقش خانوادهها را در این میان کلیدی دانست و خاطرنشان کرد: محدودسازی بهتنهایی راهبرد مؤثری نیست. والدین باید با استفاده از «میانجیگری فعال» و طرح پرسشهای تحلیلی درباره رفتار شخصیتها، به فرزندان کمک کنند تا فیلتر شناختی و انتقادی در برابر محتوای رسانهای ایجاد کنند.
اولویتبندی سیاستگذاری فرهنگی
این کارشناس ارتباطات، سه اولویت را برای سیاستگذاری فرهنگی در این حوزه ضروری برشمرد و گفت: اولویت نخست توانمندسازی زنجیره تولید از طریق برگزاری کارگاههای تخصصی برای نویسندگان با حضور متخصصان علوم ارتباطات و روانشناسی است. همچنین تولید محتوای مکمل برای پلتفرمها مانند نقدها و پادکستهای تحلیلی از دیگر موارد سیاستگذاری فرهنگی در این خصوص است.
کارخانه در پایان اولویت سوم را حرکت از نظارت صرف دولتی به سمت نظارت و مشاوره مشارکتی با حضور نخبگان سینما، دانشگاهیان و نمایندگان جامعه برشمرد که در مرحله پیشتولید، ضمن حفظ خلاقیت هنری، از تبدیل بازنمایی آسیب به ترویج آن جلوگیری شود.
انتهای پیام/