زیان انباشته هنگفت استقلال؛ هزینه مدیریت باشگاه را چه کسی میدهد؟
از علی تاجرنیا، به عنوان یک دندانپزشک، لزوماً انتظار نمیرود متخصص مسائل مالی باشد؛ اما از فردی که هم ریاست ستاد انتخاباتی رئیسجمهور را بر عهده داشته و هم ریاست هیئتمدیره و سرپرستی مدیریت باشگاه استقلال را عهدهدار است، انتظار میرود درباره وضعیت مالی یکی از بزرگترین باشگاههای ایران با دقت و شفافیت بیشتری صحبت کند.
تاجرنیا در اظهارات تلویزیونی خود تأکید کرده استقلال بدهی ندارد و رقم چند هزار میلیارد تومانی مطرحشده، مربوط به «زیان انباشته» است. این تفکیک از نظر حسابداری قابل توجه است، اما سؤال اصلی دقیقاً از همینجا آغاز میشود: این زیان انباشته چگونه ایجاد شده، چه عواملی آن را به وجود آورده و قرار است در نهایت چه کسی و از چه محلی آن را جبران کند؟
واقعیت این است که زیان انباشته استقلال موضوع جدیدی نیست و بخش قابل توجهی از آن مربوط به دورههای مدیریتی پیش از حضور تیم فعلی است. صورتهای مالی باشگاه در مقاطع مختلف، زیان انباشته سنگینی را نشان داده و در صورتهای مالی منتهی به ۳۱ تیر ۱۴۰۴، این رقم حدود ۹۲۱ میلیارد تومان اعلام شده است. حتی در برخی منابع بر اساس صورتهای منتشرشده در سال ۱۴۰۴ زیان انباشته حدود هزار و ۴۴۷ میلیارد تومان نیز عنوان شده است؛ هرچند نمیتوان تمام این رقم را به مدیریت فعلی نسبت داد.
اما همین موضوع، مسئولیت مدیران فعلی را از بین نمیبرد؛ بلکه سؤال مهمتری ایجاد میکند: مدیریتی که با وعده اصلاح ساختار اقتصادی باشگاه روی کار آمده، برای جلوگیری از افزایش زیان و ایجاد درآمد پایدار دقیقاً چه کرده است؟
تاجرنیا پیشتر اعلام کرده بود که هلدینگ خلیج فارس با اقدامات مالی انجامشده، حدود ۹۰۰ میلیارد تومان از زیان انباشته استقلال کاسته است. اگر چنین است، باید برای افکار عمومی و سهامداران مشخص شود که وضعیت واقعی زیان انباشته امروز چقدر است، چه مقدار از آن تسویه شده و چه مقدار همچنان روی دوش باشگاه باقی مانده است.
موضوع مهمتر، اما به ارزش سهام و آینده اقتصادی باشگاه بازمیگردد. زیان انباشته صرفاً یک عدد روی کاغذ نیست؛ ادامهدار شدن زیان میتواند ساختار مالی شرکت را تحت تأثیر قرار دهد و ضرورت اصلاح سرمایه و تأمین منابع جدید را به وجود آورد. حتی صورتهای مالی استقلال در سال گذشته نشان میداد باشگاه با توجه به میزان زیان انباشته مشمول ماده ۱۴۱ قانون تجارت شده است.
اینجاست که باید یک سؤال جدی مطرح شود: اگر قرار است زیان انباشته استقلال از طریق تزریق منابع مالک جدید یا افزایش سرمایه جبران شود، هزینه این تصمیم را در نهایت چه کسی پرداخت میکند؟
هلدینگ خلیج فارس یک مجموعه اقتصادی است و منابعی که به استقلال تزریق میکند، در نهایت باید از محل منابع همان مجموعه تأمین شود؛ بنابراین طبیعی است که درباره بازده این سرمایهگذاری و نحوه اداره باشگاه سؤال شود.
با توجه به ساختار مالکیتی هلدینگ خلیج فارس و ارتباط آن با مجموعههای اقتصادی کشور، این پرسش نیز مطرح است که تزریق منابع به استقلال بر چه مبنای اقتصادی انجام میشود و بازده مورد انتظار این سرمایهگذاری چیست؟ اگر قرار باشد منابع یک مجموعه متعلق به بازنشستگان (صندوق بازنشستگی نفت) برای جبران زیانهای باشگاهی هزینه شود، باید پرسید این تصمیم بر چه مبنای اقتصادی گرفته شده و چه تضمینی وجود دارد که هزینه ناکارآمدی مدیریتی یک باشگاه ورزشی به جامعهای که خود با مشکلات معیشتی مواجه است منتقل نشود؟
مسئله استقلال فقط این نیست که «بدهی دارد یا ندارد». مسئله اصلی این است که مدل اقتصادی باشگاه چیست؟ درآمد پایدار استقلال از کجا تأمین میشود؟ چه میزان از هزینههای باشگاه از درآمد عملیاتی خود باشگاه تأمین میشود و چه میزان وابسته به تزریق پول مالک است؟ و اگر هر سال برای جبران هزینهها به منابع مالک نیاز باشد، این روند تا کجا میتواند ادامه پیدا کند؟
از مدیران استقلال انتظار میرود به جای تمرکز صرف بر اینکه «بدهی نداریم»، صورت کامل مسئله مالی باشگاه را برای افکار عمومی تشریح کنند: میزان زیان انباشته، بدهیهای جاری، تعهدات قراردادی، هزینههای فصل جاری، درآمدهای قطعی، درآمدهای پیشبینیشده و برنامه مشخص برای رسیدن به نقطه سربهسر.
در نهایت، موضوع فقط علی تاجرنیا نیست. سؤال بزرگتر درباره مدل اداره استقلال پس از خصوصیسازی است. اگر قرار باشد زیانهای گذشته با پول مالک جدید پوشش داده شود و هزینههای جدید نیز دوباره به همان منابع تحمیل شود، چه تفاوتی میان این مدل و همان شیوه مدیریتی گذشته وجود دارد؟
هوادار استقلال حق دارد بداند باشگاهی که میلیونها هوادار دارد و یکی از بزرگترین برندهای ورزشی ایران محسوب میشود، چرا همچنان برای جبران زیانهای مالی خود چشم به جیب مالک دارد و چه زمانی قرار است از یک باشگاه «هزینهبر» به یک مجموعه اقتصادی «درآمدزا» تبدیل شود.
مسئله امروز استقلال فقط میزان زیان انباشته نیست؛ مسئله این است که چه کسی مسئول جلوگیری از تکرار این زیان است و هزینه اشتباهات گذشته و امروز را چه کسی پرداخت خواهد کرد؟
انتهای پیام/