ارث دیجیتال؛ چالشهای شناسایی و انتقال اموال متوفی
مهنوش قورچیان، عضو مرکز وکلای قوه قضاییه و کانون قراردادنویسان ایران در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرار داد، نوشت: گسترش فناوریهای دیجیتال، شیوه نگهداری و انتقال اموال را تغییر داده است، امروزه بخشی از سرمایه و حقوق مالی اشخاص علاوه بر اموالی مانند ملک، خودرو و موجودی حسابهای بانکی در قالب رمزارز، کیف پول، حسابهای دارای ارزش اقتصادی، درآمدهای حاصل از فعالیت در پلتفرمها، مطالبات ناشی از قراردادهای الکترونیکی و سایر حقوق مالی مرتبط با فضای مجازی قرار دارد، در چنین شرایطی با فوت مالک، موضوع تنها به شناسایی وراث و تقسیم اموال شناختهشده محدود نمیشود بلکه باید مشخص شود چه حقوق و اموالی در فضای دیجیتال برای وی باقی مانده و چگونه میتوان آنها را به صاحبان حق منتقل کرد.
در مورد اموالی مانند ملک، خودرو و موجودی حسابهای بانکی، وجود سند، سابقه ثبتی یا سوابق مالی در بسیاری از موارد شناسایی مال را امکانپذیر میکند، اما بخشی از سرمایه شخص ممکن است در قالب رمزارز یا در یک کیف پول دیجیتال نگهداری شود، بدون آنکه اطلاعات مربوط به آن در اسناد و مدارک معمول زندگی وی ثبت شده باشد؛ در نتیجه این بخش از ترکه میتواند بدون اطلاع خانواده از فرآیند رسیدگی خارج بماند.
با این حال، آگاهی وراث از وجود رمزارز یا سایر حقوق مالی متوفی در فضای مجازی، لزوماً امکان دسترسی و انتقال آنها را فراهم نمیکند، فرض کنیم وراث اطلاع دارند متوفی رمزارز داشته و در کدام کیف پول نگهداری میشده است، اما کلید خصوصی یا عبارت بازیابی در اختیار آنان نیست در چنین وضعیتی ممکن است تعلق رمزارز به متوفی با مدارک و مستندات قابل اثبات باشد، اما امکان انتقال آن وجود نداشته باشد، بنابراین در این حوزه باید میان اثبات مالکیت و امکان دسترسی تفاوت قائل شد.
این مسئله به نوع نگهداری رمزارز نیز ارتباط دارد اگر موجودی نزد صرافی یا یک پلتفرم متمرکز قرار گرفته باشد، شخص یا مجموعهای وجود دارد که سوابق حساب را در اختیار دارد و میتوان پس از احراز فوت و سمت وراث، تعیین تکلیف موجودی را از آن مجموعه درخواست کرد، اما در کیف پول شخصی، ممکن است هیچ واسطهای وجود نداشته باشد و تنها راه انتقال موجودی، در اختیار داشتن کلید خصوصی باشد، اگر این کلید از بین رفته باشد حتی حکم یا سندی که مالکیت متوفی را تأیید کند، لزوماً امکان برداشت را ایجاد نمیکند.
همین ویژگی نشان میدهد که ارث دیجیتال صرفاً یک مسئله مربوط به تقسیم ترکه نیست، بلکه موضوع شناسایی، اثبات مالکیت و دسترسی نیز مطرح است، به عبارت دیگر ممکن است حق وراث از نظر حقوقی وجود داشته باشد، اما ابزار لازم برای اعمال آن حق در اختیارشان نباشد.
میراث دیجیتال تنها به رمزارز محدود نمیشود، شخص ممکن است از طریق یک فروشگاه اینترنتی، صفحه تجاری، پلتفرم آموزشی، فعالیت حرفهای یا تولید محتوا درآمد داشته باشد همچنین ممکن است قراردادهای الکترونیکی منعقد کرده و بر اساس آنها طلب یا حق مالی برای او ایجاد شده باشد، چنین حقوقی صرفاً به دلیل اینکه منشأ آنها فضای مجازی است از ترکه خارج نمیشوند و باید امکان شناسایی و پیگیری آنها پس از فوت وجود داشته باشد.
یکی از مهمترین اقدامات در این خصوص برنامهریزی در دوران حیات است، هر شخصی که در فضای دیجیتال دارای اموال یا مطالبات است میتواند اطلاعات مربوط به آنها را به شکل امن ثبت کند همچنین میتواند فردی مورد اعتماد یا وصی را برای پیگیری این امور پس از فوت تعیین کند، چنین شخصی قرار نیست در دوران حیات مالک، اختیار برداشت از دارایی را داشته باشد بلکه پس از فوت، مسئولیت او میتواند پیگیری مراحل قانونی و انتقال مال به صاحبان حق باشد.
با این حال، تعیین وصی یا شخص مورد اعتماد هنگامی مؤثر خواهد بود که نحوه دسترسی به دارایی نیز از پیش مشخص شده باشد، اگر مالک رمزارز خود را در کیف پول شخصی نگهداری میکند، باید اطلاعات لازم برای دسترسی پس از فوت را به شیوهای امن پیشبینی کند، این اطلاعات نباید در دوران حیات در اختیار اشخاص دیگر قرار گیرد و امکان برداشت غیرمجاز ایجاد کند، اما باید ترتیبی وجود داشته باشد که پس از احراز فوت و مشخص شدن صاحبان حق، امکان استفاده از آن فراهم شود، در غیر این صورت حتی آگاهی وراث از وجود رمزارز نیز ممکن است نتیجه عملی نداشته باشد.
در سطح عمومی نیز میتوان ایجاد و راهاندازی یک سامانه امن برای ثبت وجود داراییهای دیجیتال را مورد توجه قرار داد، فرد میتواند در دوران حیات مشخص کند که دارای رمزارز، کیف پول و سایر حقوق مالی دیجیتال است و اطلاعات کلی مربوط به آنها را در سامانه مربوطه ثبت کند که پس از فوت مرجع صالح بتواند با استعلام از این سامانه، از وجود چنین اموالی مطلع شود و در صورت احراز وراث، فرآیند قانونی تعیین تکلیف آنها آغاز شود، البته چنین مرکزی نباید به محلی برای نگهداری مستقیم رمز عبور یا کلید خصوصی تبدیل شود؛ نقش آن بهتر است به ثبت دارایی، شناسایی محل نگهداری و فراهم کردن امکان استعلام و پیگیری آن پس از فوت محدود شود، اطلاعات محرمانه دسترسی میتواند به شکل امن و جداگانه نگهداری شود تا تنها پس از تحقق شرایط مشخص، امکان استفاده از آن فراهم شود.
برای داراییهایی که نزد صرافیها و پلتفرمهای متمرکز قرار دارند نیز میتوان فرآیندی روشن پیشبینی کرد که پس از ارائه گواهی فوت، مدارک مربوط به وراثت و احراز هویت، مجموعه مربوطه بتواند موجودی متوفی را شناسایی و مطابق مقررات به صاحبان حق منتقل کند، وجود چنین فرآیندی باعث میشود وراث برای دریافت دارایی، با مجموعهای از رویههای نامشخص و متفاوت مواجه نشوند.
البته باید توجه داشت که هیچ سازوکاری نمیتواند کلید خصوصی از بین رفته را ایجاد کند، اگر شخصی دارایی خود را در کیف پولی نگهداری کرده باشد و هیچ اطلاعاتی درباره آن باقی نگذاشته باشد و کلید نیز برای همیشه از دست رفته باشد، صرف اثبات مالکیت برای برداشت کافی نخواهد بود، بنابراین مهمترین اقدام در مورد چنین اموالی، پیشبینی امکان دسترسی پس از فوت در زمان حیات مالک است.
در مجموع، ارث دیجیتال را نباید صرفاً با این پرسش بررسی کرد که آیا رمزارز یا سایر حقوق مالی موجود در فضای مجازی قابل انتقال به وراث هستند یا خیر، مسئله اساسی آن است که این اموال چگونه شناسایی شوند، تعلق آنها به متوفی چگونه اثبات شود، حریم خصوصی وی چگونه حفظ شود و پس از احراز حقوق وراث، امکان دسترسی واقعی به مال چگونه فراهم شود، اگر تنها وجود مال مشخص شود، اما مسیر دسترسی و انتقال پیشبینی نشده باشد.
حق قانونی وراث ممکن است در عمل بلااستفاده باقی بماند، ازاین رو ساماندهی میراث دیجیتال نیازمند ترکیبی از برنامهریزی در زمان حیات، ثبت امن اطلاعات، تعیین شخص مسئول برای پیگیری امور پس از فوت و ایجاد مسیر روشن برای انتقال دارایی است، چنین سازوکاری باید به گونهای طراحی شود که از یک سو امنیت و محرمانگی اطلاعات مالک را حفظ کند و از سوی دیگر پس از فوت و احراز صاحبان حق، مانع فنی یا اداری برای دریافت اموال باقی نگذارد، در غیر این صورت بخشی از اموال اشخاص ممکن است نه به دلیل نبود وارث یا فقدان حق قانونی، بلکه صرفاً به دلیل ناشناخته ماندن یا غیرقابل دسترس بودن، عملاً به وراث منتقل نشود.
انتهای پیام/