نشست «تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ آخرین تحولات» برگزار شد
نشست آنلاین «تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ آخرین تحولات»، دوشنبه، ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ در مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی (IPIS) وزارت امور خارجه برگزار شد؛ در این نشست، جمعی از استادان، تحلیلگران و صاحبنظران، آخرین تحولات مرتبط با تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و پیامدهای سیاسی، راهبردی و منطقهای آن را بررسی کردند.
عباس باقرپور، مدیرکل امور حقوقی وزارت امور خارجه، علیرضا خداقلیپور، معاون پژوهشی مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی، محمد فرازمند، دیپلمات بازنشسته، سعیدی، استاد دانشگاه و الصراف، وزیر دفاع پیشین لبنان، در این نشست حضور داشتند و مهمترین تحولات جنگ و مذاکرات ایران و آمریکا و پیامدهای آن برای منطقه مورد بررسی قرار گرفت.
در آغاز نشست، با اشاره به ۱۶۸ اُمین روز مقاومت ملت ایران، یاد ۱۶۸ دانشآموز و کودک بیگناه که در جریان حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه در میناب مظلومانه به شهادت رسیدند، گرامی داشته شد؛ عددی که در این نشست بهعنوان نمادی از رنج انسانی و ایستادگی مردم ایران مورد تأکید قرار گرفت.
در ادامه، وضعیت و آینده تفاهمنامه ۱۷ ژوئن، روند تحولات پس از امضای آن، نقش کشورهای منطقه در میانجیگری مورد بحث قرار گرفت.
بخش مهمی از نشست به تحولات تنگه هرمز و خلیج فارس اختصاص داشت؛ از جمله ابعاد حقوقی تنگه، حاکمیت و حقوق حاکمیتی ایران و عمان و ضرورت شکلگیری ترتیبات جدید برای مدیریت تردد دریایی.
کارشناسان همچنین درباره تغییر نظم امنیتی منطقه، شکلگیری ائتلافهای جدید، کاهش اتکا به بازیگران فرامنطقهای و ضرورت ایجاد معماری امنیتی فراگیر و مبتنی بر گفتوگوی کشورهای منطقه دیدگاههای خود را مطرح کردند.
نقش رژیم صهیونیستی در سیاست خارجی آمریکا، اختلافهای داخلی واشنگتن درباره نحوه مواجهه با ایران و چشمانداز بازگشت به مسیر دیپلماسی و مذاکره نیز از دیگر محورهای این نشست بود.
در این نشست تلاش شد تصویری جامع از آخرین تحولات، پیامدهای جنگ و چشمانداز آینده امنیت و مناسبات منطقهای ارائه داده شود.
خداقلیپور، معاون پژوهشی مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی، گفت: دوشنبه ۱۷ آگوست، یکصدوشصتوهشتمین روز مقاومت قهرمانانه و میهندوستانه ملت ایران در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل است.
وی با بیان اینکه عدد ۱۶۸ دیگر صرفا یک عدد نیست، اظهار کرد: این عدد برای تمامی جهان معنای تازهای یافته است؛ این عدد، شمار کودکانی بیگناه و کمسنوسال است که درپی حملهای وحشیانه و عامدانه از سوی آمریکا به میناب، جان خود را از دست دادند؛ حملهای که به شهادت ۱۱۳ دانشآموز انجامید و جنایتی بود که اندوهی عمیق بر ملت ایران و تمامی مردم صلحدوست در سراسر جهان تحمیل کرد.
معاون پژوهشی مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی تصریح کرد: این اندوه عمیق اکنون به نمادی از وحدت برای همه ایرانیان در سراسر جهان، فارغ از تفاوتها و اختلافنظرهایشان، تبدیل شده است؛ این اندوه همچنین به نیروی محرکهای برای تلاشهای همه ایرانیان، چه در میدان نبرد و چه در میز مذاکره، تبدیل شده است؛ در چنین لحظاتی، واژهها هرگز برای بیان کامل عمق اندوه ما کافی نیستند؛ با وجود این، این یادآوری کوتاه بار دیگر بر ارزش جان هر انسان تاکید میکند و اهمیت شفقت و انسانیت را برای تمامی جهان یادآور میشود.
باقرپور، درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا و نقضهای متعدد آن از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، گفت: تفاهمنامه را میتوان در وضعیت «کما» توصیف کرد؛ بنابراین، هنوز امکان احیا و بازگرداندن آن وجود دارد، اما اگر بخواهم وارد جزئیات شوم، همانطور که میدانید، این سند در تاریخ ۱۵ ژوئن به امضای رئیسجمهوری اسلامی ایران و رئیسجمهور آمریکا رسیده است و از نظر برداشت من، دارای سه بخش اصلی است.
مدیرکل امور حقوقی وزارت امور خارجه گفت: بخش نخست، تاکید مجدد بر اصول بنیادین حقوق بینالملل است؛ آمریکا متعهد شده است که دیگر دست به تهدید نزند و از هرگونه تهدید یا استفاده از زور خودداری کند؛ همچنین متعهد شده است که عملیات نظامی را در تمامی جبههها متوقف کند، ازجمله از طریق رژیم اسرائیل و نیروهای نیابتی آن در لبنان و نیز به حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران احترام بگذارد.
وی با بیان اینکه این نخستین بخش است که به اعتقاد من، چه تفاهمنامه زنده باشد و چه نباشد، باید مورد احترام قرار گیرد، گفت: این یک تعهد از سوی آمریکا است، ازجمله تعهد به خودداری از توسل زور که براساس حقوق بینالملل تاکید شده است.
باقرپور در ادامه تصریح کرد: بخش دوم تفاهمنامه مربوط به مسئولیتها، تعهدات یا حقوقی است که بر مبنای اصل عمل متقابل و تعهدات متقابل پیشبینی شدهاند؛ برای مثال، آمریکا متعهد شده است محاصره یا محدودیتها را برطرف کند و همچنین متعهد شده است معافیتهایی را برای صادرات نفت خام ایران و برخی موارد دیگر صادر کند؛ بخش سوم نیز درباره چگونگی حرکت به سمت مرحله بعدی مذاکرات و نهایی کردن توافق نهایی است که در بند سوم و همچنین در بند دوازدهم پیشبینی شده است؛ دو طرف توافق کردهاند یک سازوکار اجرایی برای نظارت بر اجرای موفقیتآمیز توافق نهایی ایجاد کنند.
وی گفت: اگر میان این سه بخش تفاوت قائل شویم، همانطور که گفتم، بخش نخست باید برای آمریکا الزامآور باشد؛ چه تفاهمنامه پابرجا باشد و چه نباشد، اما درباره بخش دوم، از همان روز نخست میتوان گفت که تفاهمنامه هم از سوی آمریکا و هم از سوی رژیم اسرائیل نقض شده است؛ بهویژه اینکه آمریکا برخی تعهدات را از طرف رژیم اسرائیل پذیرفته بود؛ همچنین، آنها مدتی پیش معافیتهای خود را لغو کردند؛ بنابراین، آنها تفاهمنامه را نقض کردهاند، اما نقض تفاهمنامه، بهعنوان یک توافق، به این معنا نیست که تفاهمنامه خاتمه یافته یا مرده است.
مدیرکل امور حقوقی وزارت امور خارجه با بیان اینکه امکان احیای تفاهمنامه وجود دارد، گفت: ما برای چنین احیایی آمادگی داریم؛ مشروط بر اینکه آمریکا آماده باشد عادت خود به نقض تعهدات و همچنین تمایل خود به اعمال تحریمهای یکجانبه را کنار بگذارد؛ بنابراین، این تفاهمنامه میتواند احیا شود، اما این موضوع به آمریکا بستگی دارد؛ بدون تردید، ما برای هر گزینهای آماده هستیم؛ اگر این مسیر به نتیجه نرسد، بارها ثابت کردهایم که آمادهایم با قاطعیت از خود و ملتمان دفاع کنیم و مطمئنم همه این درس را گرفتهاند، زیرا برای آنها غیرممکن است که در برابر اقدامهای دفاعی یا عملیات نظامی ما ایستادگی کنند.
فرازمند سخنرانی خود را با گرامیداشت یاد ۱۶۸ دانشآموز بیگناه آغاز کرد و گفت: عدد ۱۶۸ برای همیشه بهعنوان نمادی از این تجاوز در حافظه مردم ایران باقی خواهد ماند.
وی در ادامه اظهار کرد: پس از امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، واکنشی از سوی منطقه وجود داشت؛ همانطور که اشاره کردید، دستکم دو کشور در منطقه، به غیر از پاکستان، از این توافق میان ایران و آمریکا استقبال کردند، اما متأسفانه کمتر از یک هفته پس از امضای تفاهمنامه، شاهد سفر وزیر خارجه آمریکا به منطقه و دیدار او با همتایان خود در شورای همکاری خلیج فارس بودیم؛ بیانیهای که درپی این نشست صادر شد، با مفاد تفاهمنامه در تضاد بود.
سفیر پیشین ایران، تصریح کرد: مواردی که در تفاهمنامه کنار گذاشته شده بود، بار دیگر با حضور روبیو روی میز قرار گرفت؛ ازجمله به برخی درکهای مشترکی که با آمریکا درباره پتانسیل هستهای ایران و توانمندیهای نظامی متعارف ایران رسیده بودیم؛ موضوعهایی که کاملا برخلاف آن چیزی بود که در ماده اول با آمریکا بر سر آن توافق کرده بودیم؛ همچنین درباره تنگه هرمز، عبارت دیگری در بیانیه میان روبیو و همتایانش در شورای همکاری خلیج فارس مطرح شد.
فرازمند گفت: متأسفانه، همسایگان ما در شورای همکاری خلیج فارس این بار تصمیم گرفتند بخشی از بازی سیاسی داخلی آمریکا باشند؛ با وجود اینکه میدانستند در داخل آمریکا نیز مخالفانی وجود دارند و ممکن است در آینده، اگر دوباره به دیپلماسی بازگردیم و تصمیم بگیریم با آمریکا مذاکره کنیم، مذاکرات ما بر اساس تفاهمنامه خواهد بود، نه براساس بیانیهای که از سوی آنها صادر شده است؛ پس از اجلاس منامه نیز آنها عمان را تحت فشار قرار دادند تا مسیر جنوبی را از طریق تنگه هرمز باز کند و نخستین کشتیهایی که از این مسیر عبور کردند، نشاندهنده تلاشی از سوی کشورهای منطقه برای ایفای نقشی مخرب و ایجاد مانع در مسیر تفاهمنامه بود، اما در عمل، متأسفانه آنها نخستین طرفی بودند که نخستین سنگ را به سوی تفاهمنامه پرتاب کردند و در نهایت هزینه آن را نیز پرداخت کردند.
وی با بیان اینکه پس از اقدامهایی که آنها در منامه انجام دادند و همچنین اقدامهایی که در ارتباط با هرمز صورت گرفت، آنها شرایط جدیدی را برای ایران در ارتباط با تنگه هرمز ایجاد کردند، گفت: به نظر من، در آینده نظم منطقهای بر اساس واقعیتهای جدیدی که در ارتباط با تنگه هرمز ایجاد شده است، شکل خواهد گرفت؛ تنگه هرمز برای ایران یک دارایی سیاسی بوده و همچنان یک دارایی سیاسی باقی خواهد ماند، اما در گذشته، ایران تنها کشوری بود که از وزن و اهمیت سیاسی خود در ارتباط با تنگه هرمز استفاده نکرد، از زمانی که پرتغالیها در اوایل قرن شانزدهم میلادی وارد این منطقه شدند، جزیره هرمز را اشغال کردند و از طریق جزیره هرمز بر سراسر منطقه خلیج فارس کنترل داشتند؛ سپس، حدود یک قرن بعد، نیروهای انگلیسی وارد منطقه شدند؛ آن ها کنترل هرمز و خلیج فارس را برای چندین قرن در اختیار داشتند.
سفیر پیشین ایران در ادامه گفت: در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰، نیروهای انگلیسی منطقه را ترک کردند و مسئولیت و ماموریت خود را به آمریکا واگذار کردند؛ پس از آن، آمریکا شروع به نظامیسازی منطقه کرد و پایگاههایی را در امارات و بحرین ایجاد کرد؛ نخستین پایگاه در بحرین بود و سپس با تحولات مختلف منطقه، ازجمله جنگ دوم خلیج فارس، پایگاههای دیگری در کویت و عمان ایجاد شدند؛ اکنون ایران موضع خود را مطرح کرده است. ایران میخواهد بگوید که این زمان، زمان ایران است.
فرازمند درباره تنگه هرمز تاکید کرد: تنگه هرمز نباید همواره مورد استفاده قرار گیرد و ایران بر این باور است که حق دارد دستکم برای دستیابی به یک ترتیبات عادلانه درباره تنگه هرمز و خلیج فارس، از ظرفیت و اهرم تنگه هرمز استفاده کند؛ برای ایران قابل قبول نیست که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم هدف نظامیسازی تنگه هرمز و خلیج فارس قرار گیرد؛ همانطور که در طول پنج قرن گذشته همواره گفتهام، تنگه هرمز در راستای منافع ایران بوده است؛ اکنون زمان آن رسیده است که یک ترتیبات جدید و متفاوت منطقهای ایجاد شود.
الصراف هم با بیان اینکه نمیتوانم سخنانم را بدون یادآوری ۱۶۸ نفر از دختران بیگناهی که در نتیجه حمله آمریکا جان خود را از دست دادند، آغاز کنم، گفت: برای من باعث افتخار است که در این نشست در کنار شخصیتها و شهروندان مختلفی مانند شما حضور دارم؛ موضوعی که امروز درباره آن بحث میکنیم، شاید از مهمترین موضوعهای جهان باشد، بهویژه با توجه به تحولات منطقه و آنچه در سالهای اخیر رخ داده است؛ ما نمیتوانیم اهمیت این موضوع را نادیده بگیریم.
وی گفت: در وهله نخست، بازیگران مختلفی در این بحران حضور دارند؛ آمریکا، اسرائیل، کشورهای اروپایی، کشورهای عربی، روسیه و چین؛ بنابراین، این مسئله دیگر صرفا یک موضوع منطقهای نیست، بلکه به موضوعی جهانی تبدیل شده است؛ دوم، مشکلات تاریخی وجود دارد؛ مشکلات تاریخی، سیاسی، تسلیحاتی و اقتصادی؛ در کنار این مشکلات تاریخی، امروز با مسئله جدیدی نیز مواجه هستیم؛ ابزارهایی که قدرتهای غربی در طول تاریخ از آنها استفاده کردهاند، شامل تحریمهای اقتصادی، بهرهبرداری مذهبی، فشارهای اجتماعی، کشتار و تبلیغات مستمر رسانهای بوده است.
این مقام پیشین لبنان با بیان اینکه آمریکا ۴۷ سال است که ایران را تهدید میکند، تصریح کرد: این موضوع جدیدی نیست؛ در طول این سالها، آمریکا بارها ایران را تهدید کرده است؛ تهدید پس از تهدید؛ در واقع، تهدید آمریکا علیه ایران سابقهای طولانی دارد و من به برخی از آنها اشاره میکنم؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آمریکا با شکستها و ناکامیهایی مواجه شد؛ تلاشهای مختلف آمریکا برای اعمال فشار بر ایران و بازگرداندن آن به مسیر مورد نظر خود نیز با شکست مواجه شد؛ در طول این سالها، آمریکا بخش مهمی از نفوذ خود را در منطقه از دست داده است؛ نفوذی که زمانی تصور میکرد میتواند از طریق حضور نظامی و ایجاد پایگاهها در منطقه آن را حفظ کند.
الصراف همچنین گفت: آنها نتوانستند از اهداف و منافع آمریکا در منطقه بهطور کامل حفاظت کنند؛ در کنار آن، ایران توانسته است قدرت دیپلماتیک و جایگاه خود را در سطح جهانی توسعه دهد و این مسئله اهمیت ایران را در معادلات منطقهای و بینالمللی افزایش داده است؛ همچنین، آمریکا نتوانسته است از اسرائیل بهطور کامل حمایت کند و طی چند دهه گذشته نتوانسته است یک محیط امن و باثبات برای رژیم صهیونیستی ایجاد کند؛ اسرائیل همچنان برای حفظ خود نیازمند حمایت آمریکا و حمایت کشورهای منطقه است و من فقط لبنان را مدنظر ندارم؛ منظورم لبنان، یمن، ایران و سوریه است.
وی گفت: پس از آن، امام خمینی مسئله فلسطین را به سطحی نظری و جهانی ارتقا داد؛ مسئلهای که با زندگی میلیونها مؤمن، اعم از مسلمانان، مسیحیان و دیگر پیروان ادیان، پیوند خورده است؛ هر اقدامی که اسرائیل برای تشدید تجاوز و حمله آمریکا علیه ایران انجام داده، خطرات بسیار بزرگی را ایجاد کرده است؛ با وجود این، واکنش جامعه جهانی نسبت به ایران، چه در اروپا و چه در آمریکا و دیگر نقاط جهان، قابل توجه بوده است؛ من معتقدم که متأسفانه آمریکا و اسرائیل خواهان رسیدن به هیچ نوع مذاکره، تفاهم یا حتی توقف مستقیم درگیری نیستند؛ هر دو طرف تحت تأثیر روابط و دیدگاههای بسیار نزدیک قرار دارند و این موضوع با منافع و رویکردهای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو ارتباط دارد.
وزیر دفاع پیشین لبنان در ادامه با تاکید بر اینکه اهداف آنها امروز کاملا مشخص است و بنابراین باید متوقف شوند و این روند باید هرچه سریعتر پایان یابد، گفت: به همین دلیل، من انتظار دارم تجاوز خارجی علیه ایران پایان یابد، زیرا ایران توانسته است بسیاری از اقدامهای اسرائیل را به فرصتهایی برای تقویت جایگاه خود تبدیل کند و جایگاه ایران را بهعنوان یک قدرت منطقهای و حتی یک قدرت جهانی تثبیت کند؛ آن هم با وجود هزینهها و فداکاریهای بزرگی که طی این سالها متحمل شده است؛ من انتظار دارم در تمام بخشهای غربی منطقه، تغییرات بسیار بزرگی رخ دهد. ایران متحمل حملات گستردهای شده است؛ حملاتی که تأسیسات مهم، دانشمندان و مهندسان ایرانی و همچنین شخصیتهای مختلف را هدف قرار دادهاند.
وی گفت: من همچنین انتظار دارم ایران به دلایل مختلف واکنش نشان دهد؛ ایران دارای یک رویکرد واقعی و عمیق است که بهصورت مستقیم با ایمان و اندیشههای امام خمینی و امام خامنهای پیوند دارد؛ جامعه ایران توانسته است در برابر این فشارها ایستادگی کند و امنیت خود را حفظ کند؛ آن هم با یک رویکرد جدید، هوشمندانه و قدرتمند؛ ایران اکنون با قدرتهای جهانی وارد مذاکره میشود و میتواند از موضعی برابر و حتی در برخی موارد از موضع قدرت وارد گفتوگو شود.
الصراف اظهار کرد: نمیتوانم سخنانم را بدون اشاره به لبنان به پایان برسانم؛ کشوری که در طول تاریخ خود با چالشهای بسیار بزرگی مواجه بوده است؛ من درباره دورهای از سال ۱۹۴۳ تاکنون صحبت میکنم؛ لبنان شخصیتهای تاریخی بزرگی داشته است که نمیتوان آنها را فراموش کرد و من بهطور ویژه به سیدحسن نصرالله اشاره میکنم؛ من معتقدم که موفقیت لبنان با حمایت ایران و همکاری میان کشورهای منطقه محقق خواهد شد.
- بیشتر بخوانید:
- بقایی: اولویت ایران دفاع در برابر جنایتهای آمریکا است
- نماینده ایران در سازمان ملل: هدف قرار دادن بنادر و فرودگاهها جنایت جنگی است
انتهای پیام/