نشست «تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ آخرین تحولات» برگزار شد
نشست آنلاین «تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ آخرین تحولات»، دوشنبه، ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ در مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی (IPIS) وزارت امور خارجه برگزار شد؛ در این نشست، جمعی از استادان، تحلیلگران و صاحبنظران، آخرین تحولات مرتبط با تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و پیامدهای سیاسی، راهبردی و منطقهای آن را بررسی کردند.
عباس باقرپور، مدیرکل امور حقوقی وزارت امور خارجه، علیرضا خداقلیپور، معاون پژوهشی مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی، محمد فرازمند، دیپلمات بازنشسته، سعیدی، استاد دانشگاه و الصراف، وزیر دفاع پیشین لبنان، در این نشست حضور داشتند.
خداقلیپور، معاون پژوهشی مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی، گفت: دوشنبه ۱۷ آگوست، یکصدوشصتوهشتمین روز مقاومت قهرمانانه و میهندوستانه ملت ایران در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل است.
وی با بیان اینکه عدد ۱۶۸ دیگر صرفا یک عدد نیست، اظهار کرد: این عدد برای تمامی جهان معنای تازهای یافته است؛ این عدد، شمار کودکانی بیگناه و کمسنوسال است که درپی حملهای وحشیانه و عامدانه از سوی آمریکا به میناب، جان خود را از دست دادند؛ حملهای که به شهادت ۱۱۳ دانشآموز انجامید و جنایتی بود که اندوهی عمیق بر ملت ایران و تمامی مردم صلحدوست در سراسر جهان تحمیل کرد.
معاون پژوهشی مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی تصریح کرد: این اندوه عمیق اکنون به نمادی از وحدت برای همه ایرانیان در سراسر جهان، فارغ از تفاوتها و اختلافنظرهایشان، تبدیل شده است؛ این اندوه همچنین به نیروی محرکهای برای تلاشهای همه ایرانیان، چه در میدان نبرد و چه در میز مذاکره، تبدیل شده است؛ در چنین لحظاتی، واژهها هرگز برای بیان کامل عمق اندوه ما کافی نیستند؛ با وجود این، این یادآوری کوتاه بار دیگر بر ارزش جان هر انسان تاکید میکند و اهمیت شفقت و انسانیت را برای تمامی جهان یادآور میشود.
باقرپور، درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا و نقضهای متعدد آن از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، گفت: تفاهمنامه را میتوان در وضعیت «کما» توصیف کرد؛ بنابراین، هنوز امکان احیا و بازگرداندن آن وجود دارد، اما اگر بخواهم وارد جزئیات شوم، همانطور که میدانید، این سند در تاریخ ۱۵ ژوئن به امضای رئیسجمهوری اسلامی ایران و رئیسجمهور آمریکا رسیده است و از نظر برداشت من، دارای سه بخش اصلی است.
مدیرکل امور حقوقی وزارت امور خارجه گفت: بخش نخست، تاکید مجدد بر اصول بنیادین حقوق بینالملل است؛ آمریکا متعهد شده است که دیگر دست به تهدید نزند و از هرگونه تهدید یا استفاده از زور خودداری کند؛ همچنین متعهد شده است که عملیات نظامی را در تمامی جبههها متوقف کند، ازجمله از طریق رژیم اسرائیل و نیروهای نیابتی آن در لبنان و نیز به حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران احترام بگذارد.
وی با بیان اینکه این نخستین بخش است که به اعتقاد من، چه تفاهمنامه زنده باشد و چه نباشد، باید مورد احترام قرار گیرد، گفت: این یک تعهد از سوی آمریکا است، ازجمله تعهد به خودداری از توسل زور که براساس حقوق بینالملل تاکید شده است.
باقرپور در ادامه تصریح کرد: بخش دوم تفاهمنامه مربوط به مسئولیتها، تعهدات یا حقوقی است که بر مبنای اصل عمل متقابل و تعهدات متقابل پیشبینی شدهاند؛ برای مثال، آمریکا متعهد شده است محاصره یا محدودیتها را برطرف کند و همچنین متعهد شده است معافیتهایی را برای صادرات نفت خام ایران و برخی موارد دیگر صادر کند؛ بخش سوم نیز درباره چگونگی حرکت به سمت مرحله بعدی مذاکرات و نهایی کردن توافق نهایی است که در بند سوم و همچنین در بند دوازدهم پیشبینی شده است؛ دو طرف توافق کردهاند یک سازوکار اجرایی برای نظارت بر اجرای موفقیتآمیز توافق نهایی ایجاد کنند.
وی گفت: اگر میان این سه بخش تفاوت قائل شویم، همانطور که گفتم، بخش نخست باید برای آمریکا الزامآور باشد؛ چه تفاهمنامه پابرجا باشد و چه نباشد، اما درباره بخش دوم، از همان روز نخست میتوان گفت که تفاهمنامه هم از سوی آمریکا و هم از سوی رژیم اسرائیل نقض شده است؛ بهویژه اینکه آمریکا برخی تعهدات را از طرف رژیم اسرائیل پذیرفته بود؛ همچنین، آنها مدتی پیش معافیتهای خود را لغو کردند؛ بنابراین، آنها تفاهمنامه را نقض کردهاند، اما نقض تفاهمنامه، بهعنوان یک توافق، به این معنا نیست که تفاهمنامه خاتمه یافته یا مرده است.
مدیرکل امور حقوقی وزارت امور خارجه با بیان اینکه امکان احیای تفاهمنامه وجود دارد، گفت: ما برای چنین احیایی آمادگی داریم؛ مشروط بر اینکه آمریکا آماده باشد عادت خود به نقض تعهدات و همچنین تمایل خود به اعمال تحریمهای یکجانبه را کنار بگذارد؛ بنابراین، این تفاهمنامه میتواند احیا شود، اما این موضوع به آمریکا بستگی دارد؛ بدون تردید، ما برای هر گزینهای آماده هستیم؛ اگر این مسیر به نتیجه نرسد، بارها ثابت کردهایم که آمادهایم با قاطعیت از خود و ملتمان دفاع کنیم و مطمئنم همه این درس را گرفتهاند، زیرا برای آنها غیرممکن است که در برابر اقدامهای دفاعی یا عملیات نظامی ما ایستادگی کنند.
فرازمند سخنرانی خود را با گرامیداشت یاد ۱۶۸ دانشآموز بیگناه آغاز کرد و گفت: عدد ۱۶۸ برای همیشه بهعنوان نمادی از این تجاوز در حافظه مردم ایران باقی خواهد ماند.
وی در ادامه اظهار کرد: پس از امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، واکنشی از سوی منطقه وجود داشت؛ همانطور که اشاره کردید، دستکم دو کشور در منطقه، به غیر از پاکستان، از این توافق میان ایران و آمریکا استقبال کردند، اما متأسفانه کمتر از یک هفته پس از امضای تفاهمنامه، شاهد سفر وزیر خارجه آمریکا به منطقه و دیدار او با همتایان خود در شورای همکاری خلیج فارس بودیم؛ بیانیهای که درپی این نشست صادر شد، با مفاد تفاهمنامه در تضاد بود.
سفیر پیشین ایران، تصریح کرد: مواردی که در تفاهمنامه کنار گذاشته شده بود، بار دیگر با حضور روبیو روی میز قرار گرفت؛ ازجمله به برخی درکهای مشترکی که با آمریکا درباره پتانسیل هستهای ایران و توانمندیهای نظامی متعارف ایران رسیده بودیم؛ موضوعهایی که کاملا برخلاف آن چیزی بود که در ماده اول با آمریکا بر سر آن توافق کرده بودیم؛ همچنین درباره تنگه هرمز، عبارت دیگری در بیانیه میان روبیو و همتایانش در شورای همکاری خلیج فارس مطرح شد.
فرازمند گفت: متأسفانه، همسایگان ما در شورای همکاری خلیج فارس این بار تصمیم گرفتند بخشی از بازی سیاسی داخلی آمریکا باشند؛ با وجود اینکه میدانستند در داخل آمریکا نیز مخالفانی وجود دارند و ممکن است در آینده، اگر دوباره به دیپلماسی بازگردیم و تصمیم بگیریم با آمریکا مذاکره کنیم، مذاکرات ما بر اساس تفاهمنامه خواهد بود، نه براساس بیانیهای که از سوی آنها صادر شده است؛ پس از اجلاس منامه نیز آنها عمان را تحت فشار قرار دادند تا مسیر جنوبی را از طریق تنگه هرمز باز کند و نخستین کشتیهایی که از این مسیر عبور کردند، نشاندهنده تلاشی از سوی کشورهای منطقه برای ایفای نقشی مخرب و ایجاد مانع در مسیر تفاهمنامه بود، اما در عمل، متأسفانه آنها نخستین طرفی بودند که نخستین سنگ را به سوی تفاهمنامه پرتاب کردند و در نهایت هزینه آن را نیز پرداخت کردند.
وی با بیان اینکه پس از اقدامهایی که آنها در منامه انجام دادند و همچنین اقدامهایی که در ارتباط با هرمز صورت گرفت، آنها شرایط جدیدی را برای ایران در ارتباط با تنگه هرمز ایجاد کردند، گفت: به نظر من، در آینده نظم منطقهای بر اساس واقعیتهای جدیدی که در ارتباط با تنگه هرمز ایجاد شده است، شکل خواهد گرفت؛ تنگه هرمز برای ایران یک دارایی سیاسی بوده و همچنان یک دارایی سیاسی باقی خواهد ماند، اما در گذشته، ایران تنها کشوری بود که از وزن و اهمیت سیاسی خود در ارتباط با تنگه هرمز استفاده نکرد، از زمانی که پرتغالیها در اوایل قرن شانزدهم میلادی وارد این منطقه شدند، جزیره هرمز را اشغال کردند و از طریق جزیره هرمز بر سراسر منطقه خلیج فارس کنترل داشتند؛ سپس، حدود یک قرن بعد، نیروهای انگلیسی وارد منطقه شدند؛ آن ها کنترل هرمز و خلیج فارس را برای چندین قرن در اختیار داشتند.
سفیر پیشین ایران در ادامه گفت: در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰، نیروهای انگلیسی منطقه را ترک کردند و مسئولیت و ماموریت خود را به آمریکا واگذار کردند؛ پس از آن، آمریکا شروع به نظامیسازی منطقه کرد و پایگاههایی را در امارات و بحرین ایجاد کرد؛ نخستین پایگاه در بحرین بود و سپس با تحولات مختلف منطقه، ازجمله جنگ دوم خلیج فارس، پایگاههای دیگری در کویت و عمان ایجاد شدند؛ اکنون ایران موضع خود را مطرح کرده است. ایران میخواهد بگوید که این زمان، زمان ایران است.
فرازمند درباره تنگه هرمز تاکید کرد: تنگه هرمز نباید همواره مورد استفاده قرار گیرد و ایران بر این باور است که حق دارد دستکم برای دستیابی به یک ترتیبات عادلانه درباره تنگه هرمز و خلیج فارس، از ظرفیت و اهرم تنگه هرمز استفاده کند؛ برای ایران قابل قبول نیست که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم هدف نظامیسازی تنگه هرمز و خلیج فارس قرار گیرد؛ همانطور که در طول پنج قرن گذشته همواره گفتهام، تنگه هرمز در راستای منافع ایران بوده است؛ اکنون زمان آن رسیده است که یک ترتیبات جدید و متفاوت منطقهای ایجاد شود.
- بیشتر بخوانید:
- بقایی: اولویت ایران دفاع در برابر جنایتهای آمریکا است
- نماینده ایران در سازمان ملل: هدف قرار دادن بنادر و فرودگاهها جنایت جنگی است
در حال تکمیل ...