روز حقوق بشر اسلامی؛ فرصتی برای بازخوانی عدالت و کرامت انسانی
پنجم آگوست، مصادف با ۱۴ مرداد بهعنوان روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی نامگذاری شده است تا هر سال در سطوح داخلی کشورهای اسلامی توجه لازم در زمینه حقوق بشر و راهکارهای ارتقاء و اجرایی کردن آن به عمل آید.
سیده لطیفه حسینی، حقوقدان و عضو هیئت علمی دانشگاه الزهراء(س) در گفتوگو با میزان، به تشریح این روز و اهمیت آن پرداخته است.
متن کامل گفتوگو با این حقوقدان را در ادامه میخوانید:
در ابتدا بفرمایید فلسفه نامگذاری روز «حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی» چیست و چرا این مناسبت برای جامعه امروز اهمیت دارد؟
نامگذاری روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی در حقیقت یادآور این واقعیت است که در اندیشه اسلامی، کرامت انسان مبنای همه حقوق و آزادیهای اوست. این مناسبت همزمان با سالروز تصویب اعلامیه حقوق بشر اسلامی (اعلامیه قاهره، ۱۹۹۰) گرامی داشته میشود و فرصتی است تا ظرفیتهای حقوق اسلامی در حمایت از شأن، جان، آزادی و عدالت برای انسان مورد توجه قرار گیرد. اهمیت این روز در شرایط کنونی بیش از گذشته است؛ زیرا جهان با چالشهایی مانند جنگها، اشغالگری، تبعیض، نقض گسترده حقوق غیرنظامیان، اسلامهراسی و استانداردهای دوگانه در اجرای حقوق بشر مواجه است. در چنین فضایی، بازخوانی مفهوم کرامت انسانی از منظر اسلامی میتواند بر این اصل تأکید کند که صرفنظر از نژاد، مذهب، ملیت یا گرایش سیاسی، هر انسان دارای منزلت ذاتی است و باید از حقوق بنیادین خود برخوردار باشد. بنابراین، روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی تنها یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه فرصتی برای گفتوگو درباره چگونگی تحقق واقعی عدالت، کرامت و حقوق بشر در جهان امروز و نقد رویکردهای گزینشی در اجرای این حقوق است.
از نگاه اسلام، «کرامت انسانی» چه جایگاهی دارد و چه تفاوتها یا اشتراکهایی با نگاه رایج در اسناد بینالمللی حقوق بشر دارد؟
در اندیشه اسلامی، کرامت انسانی سنگبنای حقوق انسان است. قرآن کریم با صراحت میفرماید: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»؛ یعنی همه فرزندان آدم، بدون توجه به نژاد، رنگ، قومیت یا ملیت، از کرامت ذاتی برخوردارند. این کرامت ناشی از انسان بودن، دمیده شدن روح الهی در انسان و جایگاه او به عنوان خلیفه خداوند بر زمین است. از این رو، حق حیات، حیثیت، آزادی و سایر حقوق اساسی انسان در اندیشه اسلامی بر همین کرامت ذاتی استوار است. در کنار این کرامت ذاتی، اسلام از «کرامت اکتسابی» نیز سخن میگوید؛ یعنی منزلتی که انسان با ایمان، تقوا، اخلاق و عمل صالح به دست میآورد. بنابراین، همه انسانها در اصل کرامت برابرند، اما فضیلت معنوی و قرب الهی وابسته به رفتار و انتخابهای خود انسان است، نه به عوامل ظاهری مانند نژاد، جنس یا ثروت. از نظر مقایسه با اسناد بینالمللی حقوق بشر، اشتراک مهم این دو رویکرد، تأکید بر کرامت ذاتی و برابری همه انسانها و نفی هرگونه تبعیض است. اما تفاوت اصلی در مبنای این کرامت است؛ در اسناد بینالمللی، کرامت معمولاً به عنوان ارزشی ذاتی و مستقل از هر مبنای دینی یا الهی پذیرفته میشود، در حالی که در اندیشه اسلامی، منشأ کرامت خداوند و رابطه انسان با خالق است. به همین دلیل، در نگاه اسلامی، حقوق و آزادیها در کنار مسئولیتهای اخلاقی و الهی معنا پیدا میکنند و کرامت انسان تنها با برخورداری از حقوق تأمین نمیشود، بلکه با حرکت در مسیر رشد معنوی و اخلاقی نیز تکامل مییابد. در مجموع، میتوان گفت که اسلام و نظام بینالمللی حقوق بشر در اصل احترام به کرامت ذاتی انسان همنظرند، اما در مبنای فلسفی و غایت این کرامت، تفاوتهایی دارند؛ اسلام کرامت را علاوه بر یک حق، مسئولیتی برای تعالی انسان و جامعه نیز میداند.
برخی معتقدند حقوق بشر تنها مجموعهای از حقوق است، در حالی که اسلام بر مسئولیتها نیز تأکید دارد. این دو چگونه در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند؟
در اندیشه اسلامی، حقوق و مسئولیتها دو روی یک سکه هستند و هیچیک بدون دیگری به طور کامل محقق نمیشود. اگر حقوق، امتیازاتی هستند که هر انسان به دلیل کرامت ذاتی خود از آن برخوردار است، مسئولیتها تضمینکننده حفظ و اجرای همین حقوق در جامعه هستند. به تعبیر دیگر، اگر همه افراد فقط بر حقوق خود تأکید کنند، اما نسبت به مسئولیتهایشان بیتفاوت باشند، در عمل حقوق دیگران نیز نقض خواهد شد. در نظام بینالمللی حقوق بشر نیز هرچند تأکید اصلی بر شناسایی و تضمین حقوق افراد در برابر دولتهاست، اما حتی اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز در ماده ۲۹ تصریح میکند که هر فرد در برابر جامعهای که شخصیت او در آن رشد میکند، مسئولیتهایی دارد. بنابراین، اصل مسئولیت در حقوق بشر معاصر نیز پذیرفته شده است، هرچند کمتر از حقوق مورد توجه قرار میگیرد. در اندیشه اسلامی، این پیوند میان حق و تکلیف عمیقتر است؛ زیرا منشأ هر دو خداوند است. همان خدایی که حق حیات، آزادی، عدالت و کرامت را برای انسان به رسمیت شناخته، انسان را نسبت به خدا، نسبت به خود، نسبت به دیگر انسانها و نسبت به جامعه نیز مسئول دانسته است. به همین دلیل، آزادی در اسلام با مسئولیت اخلاقی، عدالت با رعایت حقوق دیگران و حق با تکلیف همراه است. برای مثال، انسان حق آزادی بیان دارد، اما در عین حال مسئول است که از دروغ، تهمت، افترا، نفرتپراکنی یا تضییع آبروی دیگران پرهیز کند. یا حق مالکیت به رسمیت شناخته شده است، اما صاحب مال نیز در برابر جامعه مسئولیتهایی مانند رعایت عدالت، پرهیز از ظلم و توجه به حقوق نیازمندان دارد. بنابراین، مسئولیتها محدودکننده حقوق نیستند، بلکه ضامن تحقق عادلانه و پایدار حقوق برای همه افراد جامعه هستند. در واقع، تفاوت اصلی نگاه اسلامی با برخی قرائتهای رایج از حقوق بشر در این است که اسلام انسان را صرفاً صاحب حق نمیداند، بلکه او را امانتدار این حقوق نیز میشمارد.
نقش نهادهای فرهنگی، دانشگاهها و رسانهها در ترویج فرهنگ احترام به کرامت انسانی چیست و چه اقداماتی را باید در اولویت قرار دهند؟
اگر بپذیریم که کرامت انسانی زیربنای حقوق بشر در اندیشه اسلامی است، طبیعی است که تحقق آن صرفاً با وضع قوانین امکانپذیر نیست، بلکه نیازمند فرهنگسازی است. در این میان، نهادهای فرهنگی، دانشگاهها و رسانهها هر یک نقش مکمل و بسیار مهمی دارند. نهادهای فرهنگی وظیفه دارند فرهنگ احترام به انسان را بر پایه آموزههای اسلامی و اخلاقی در جامعه نهادینه کنند. این نهادها باید نشان دهند که همه انسانها، صرفنظر از نژاد، قومیت، مذهب و ملیت، از کرامت ذاتی برخوردارند. تقویت فرهنگ گفتوگو، مدارا، عدالتخواهی، مسئولیتپذیری و احترام به حقوق دیگران باید در اولویت برنامههای فرهنگی قرار گیرد. دانشگاهها نیز باید حقوق بشر را از یک موضوع صرفاً نظری خارج کرده و آن را به عرصه پژوهش، نقد علمی و حل مسائل جامعه وارد کنند. لازم است دانشجویان با مبانی حقوق بشر در اسلام و همچنین استانداردهای بینالمللی آشنا شوند تا بتوانند با نگاهی علمی، منصفانه و مستدل به تحلیل چالشهای حقوق بشری بپردازند. تربیت متخصصان متعهد، تولید ادبیات علمی بومی و اسلامی و تقویت مطالعات تطبیقی از مهمترین وظایف دانشگاههاست. رسانهها نیز نقش تعیینکنندهای در شکلدهی افکار عمومی دارند. رسانه مسئول باید از یک سو آگاهی عمومی نسبت به حقوق و مسئولیتهای شهروندی را افزایش دهد و از سوی دیگر، از ترویج نفرت، تبعیض، تحقیر و خشونت پرهیز کند. رسانه زمانی در خدمت کرامت انسانی است که حقیقت را با انصاف روایت کند، صدای مظلومان باشد و نسبت به نقض حقوق انسانها، فارغ از ملاحظات سیاسی و جناحی، حساسیت نشان دهد. به نظر من، مهمترین اولویت امروز، تربیت نسلی است که کرامت انسان را نه صرفاً یک شعار، بلکه یک باور و سبک زندگی بداند. اگر احترام به کرامت انسان از خانواده، مدرسه، دانشگاه و رسانه به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود، بسیاری از آسیبهای اجتماعی، تبعیضها و حتی خشونتها کاهش خواهد یافت. در اندیشه اسلامی نیز حفظ کرامت انسان، مقدمه تحقق عدالت، امنیت و پیشرفت جامعه است و همه نهادهای فرهنگی و علمی در قبال این هدف مسئولیت دارند.
به نظر شما مهمترین چالشهای تحقق حقوق بشر اسلامی در جهان و عرصه بینالملل امروز چیست و چه موانعی بر سر راه اجرای آن وجود دارد؟
به نظر من، مهمترین چالش تحقق حقوق بشر اسلامی در جهان امروز، فاصله گرفتن از معیارهای الهی و قرآنی در ارزیابی و اجرای حقوق بشر است. در اندیشه اسلامی، ملاک حق و عدالت، خواست قدرتهای بزرگ یا ملاحظات سیاسی نیست، بلکه معیار، آموزههای الهی و اصولی است که قرآن کریم بر آنها تأکید دارد؛ از جمله کرامت ذاتی انسان، عدالت، نفی ظلم، وفای به عهد، حمایت از مظلوم و مقابله با ظلم. اگر این معیارها مبنای عمل قرار گیرند، بسیاری از بحرانهای کنونی حقوق بشر قابل پیشگیری خواهد بود. متأسفانه در عرصه بینالمللی، آنچه امروز بیش از هر چیز به اعتبار حقوق بشر آسیب زده، رویکردهای دوگانه و سیاسی در اجرای آن است. در مواردی مشاهده میشود که نقض حقوق بشر، اشغال سرزمینها، کشتار غیرنظامیان یا محروم کردن ملتها از حقوق اساسی، بسته به ملاحظات سیاسی قدرتهای بزرگ، با واکنشهای متفاوت مواجه میشود. این برخوردهای گزینشی، اعتماد ملتها به نظام بینالمللی حقوق بشر را کاهش داده و زمینه را برای تضعیف عدالت فراهم کرده است. از سوی دیگر، یکی از موانع مهم تحقق حقوق بشر اسلامی، نبود انسجام و همگرایی کافی میان کشورهای اسلامی است. جهان اسلام دارای مشترکات عمیقی مانند قرآن کریم، سنت پیامبر اکرم (ص)، ارزش عدالت، کرامت انسان و دفاع از مظلوم است. اگر کشورهای اسلامی با تکیه بر این اصول مشترک، همکاریهای حقوقی، علمی و فرهنگی خود را گسترش دهند و با صدایی واحد از کرامت انسان و حقوق ملتهای مسلمان دفاع کنند، ظرفیت بسیار بزرگی برای تقویت حقوق بشر اسلامی در عرصه بینالمللی ایجاد خواهد شد. در نهایت، معتقدم تحقق حقوق بشر اسلامی نیازمند بازگشت به معیارهای اصیل قرآن کریم، تقویت وحدت و همافزایی کشورهای اسلامی، گفتوگوی علمی با نظام بینالمللی حقوق بشر و مقابله با هرگونه استاندارد دوگانه در اجرای حقوق بشر است. هر جا معیار، عدالت و کرامت انسانی باشد، نه منافع سیاسی قدرتها، حقوق بشر به معنای واقعی آن محقق خواهد شد. این همان پیامی است که اسلام از آغاز بر آن تأکید کرده است؛ دفاع از انسان، مقابله با ظلم و اقامه عدالت برای همه، بدون تبعیض و بدون ملاحظات قدرت
امروز جهان شاهد جنگها، تحریمها و بحرانهای انسانی است. از منظر حقوق بشر اسلامی، جامعه جهانی تا چه اندازه به کرامت انسان پایبند بوده است؟
اگر بخواهیم از منظر حقوق بشر اسلامی به وضعیت امروز جهان نگاه کنیم، باید بگوییم که متأسفانه فاصله قابل توجهی میان اصول اعلامشده و واقعیتهای موجود وجود دارد. در اندیشه اسلامی، کرامت انسان یک اصل مطلق است و جان انسانها محترم شمرده میشود. قرآن کریم ظلم، تعدی به بیگناهان و کشتار غیرنظامیان را به شدت محکوم میکند و عدالت را معیار روابط میان انسانها و ملتها میداند. با این حال، امروز شاهد فجایع انسانی متعددی هستیم که با این اصول سازگار نیست. آنچه در غزه در جریان است و کشتار گسترده غیرنظامیان، زنان و کودکان، تخریب بیمارستانها، مدارس و زیرساختهای غیرنظامی را در پی داشته، از منظر حقوق بینالملل و حقوق بشر اسلامی، نقض بسیار جدی حقوق بنیادین انسانهاست. همچنین حمله به مدرسه «شجره طیبه» در میناب که منجر به جان باختن ۱۶۸ کودک و انسانهای بیگناه شد، نمونه دیگری از جنایت بشری و تعرض به اماکن غیرنظامی و نقض اصل حمایت از افراد غیرنظامی است. در جریان جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز حملات به اماکن غیرنظامی و کشتار غیرنظامیان، با اصول بنیادین حمایت از کرامت انسانی و قواعد حقوق بینالملل سازگار نیست. یکی از چالشهای جدی امروز، واکنشهای گزینشی برخی نهادهای بینالمللی است. هنگامی که نقض حقوق بشر در نقاط مختلف جهان با معیارهای متفاوت ارزیابی میشود یا در برابر برخی جنایات، واکنش مؤثر و متناسبی صورت نمیگیرد، اعتماد به نظام بینالمللی حقوق بشر آسیب میبیند. نهادهایی مانند شورای امنیت سازمان ملل متحد و دیگر سازوکارهای بینالمللی، بر اساس مسئولیتهای قانونی خود، وظیفه دارند در برابر نقضهای جدی حقوق بشر و حقوق بینالملل بدون تبعیض و بر مبنای عدالت واکنش نشان دهند. از نگاه اسلامی، دفاع از مظلوم و مقابله با ظلم، یک اصل تغییرناپذیر است و هیچ مصلحت سیاسی نباید موجب نادیده گرفتن کرامت انسان شود. اگر جامعه جهانی به جای برخوردهای دوگانه، اصولی مانند عدالت، کرامت ذاتی انسان، حمایت از غیرنظامیان و مسئولیتپذیری را که اسلام بر آنها تأکید دارد، به طور یکسان درباره همه ملتها اجرا کند، بخش مهمی از بیعدالتیها و بحرانهای انسانی امروز کاهش خواهد یافت. به باور من، تعالیم اسلامی متعالیترین تأکیدها را بر حرمت جان انسان، عدالت و کرامت بشری دارد و هرچه جهان به این اصول نزدیکتر شود، زمینه تحقق صلح و عدالت پایدار نیز بیشتر فراهم خواهد شد
جوانان به عنوان آیندهسازان جامعه، چگونه میتوانند در زندگی فردی و اجتماعی خود به پاسداشت کرامت انسانی و حقوق دیگران پایبند باشند؟
جوانان مهمترین سرمایه هر جامعه هستند و آینده هر کشور تا حد زیادی به نوع نگاه و رفتار آنان نسبت به انسان، عدالت و مسئولیتپذیری بستگی دارد. از منظر حقوق بشر اسلامی، پاسداشت کرامت انسانی از خود انسان آغاز میشود؛ یعنی احترام به شخصیت خود، رعایت اخلاق، صداقت، امانتداری، عدالت و سپس احترام به حقوق دیگران در خانواده، دانشگاه، محیط کار و فضای مجازی. اگر هر فرد خود را در برابر خداوند و جامعه مسئول بداند، بسیاری از آسیبهای اجتماعی و نقض حقوق دیگران نیز کاهش خواهد یافت. یکی از مهمترین نیازهای امروز، آموزش حقوق بشر اسلامی است. این آموزش نباید تنها به دانشگاهها یا رشتههای حقوق محدود شود، بلکه باید به یک فرهنگ عمومی تبدیل گردد. دانشآموزان، خانوادهها، معلمان، فعالان فرهنگی، رسانهها و همه اقشار جامعه باید با مبانی حقوق بشر اسلامی آشنا شوند؛ زیرا این آموزهها صرفاً مجموعهای از قواعد حقوقی نیستند، بلکه برنامهای جامع برای زندگی فردی و اجتماعی انسان ارائه میکنند؛ برنامهای که بر کرامت انسان، عدالت، احترام متقابل، مسئولیتپذیری، حفظ حریم خصوصی، رعایت حقوق دیگران و مقابله با ظلم و تبعیض استوار است. جوانان میتوانند با مطالعه، افزایش آگاهی، گفتوگوی منطقی، پرهیز از توهین و تخریب دیگران، مسئولیتپذیری در فضای مجازی، دفاع از مظلوم و حساسیت نسبت به بیعدالتی، به تحقق این فرهنگ کمک کنند. همچنین لازم است روحیه همبستگی و وحدت در میان جوانان تقویت شود؛ چرا که اسلام، جامعهای مبتنی بر تعاون، همدلی و احترام متقابل را ترسیم میکند. به باور من، اگر نسل جوان با مبانی حقوق بشر اسلامی آشنا شود و آن را در زندگی روزمره خود به کار گیرد، نهتنها کرامت انسانها در جامعه بیشتر حفظ خواهد شد، بلکه زمینه تحقق عدالت، امنیت، همبستگی اجتماعی و پیشرفت نیز فراهم میشود. جامعهای که انسان در آن به دلیل انسان بودن مورد احترام قرار گیرد، همان جامعهای است که اسلام برای تحقق آن برنامه و الگو ارائه کرده است.
اگر بخواهید تنها یک پیام در روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی بیان کنید، آن پیام چیست؟
اگر بخواهم تنها یک پیام در روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی بیان کنم، این است که کرامت انسان را از یک شعار به یک معیار عملی در همه تصمیمها و رفتارهای خود تبدیل کنیم. نخبگان، دانشگاهیان و اصحاب رسانه میتوانند با تولید علم، گفتوگوی علمی و تبیین صحیح آموزههای اسلام، اجازه ندهند حقیقت حقوق بشر اسلامی تحت تأثیر روایتهای نادرست یا نگاههای سیاسی قرار گیرد. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تبیین علمی و مستدل ظرفیتهای حقوق بشر اسلامی برای حل مسائل جهان معاصر هستیم. همگان صرف نظر از جایگاهی که داریم باید حقوق بشر اسلامی را تنها یک موضوع دانشگاهی یا حقوقی ندانیم. این آموزهها برنامهای برای سبک زندگی فردی و اجتماعی ما هستند؛ از احترام به والدین و همسایگان گرفته تا رعایت حقوق دیگران، حفظ آبرو و حریم خصوصی افراد، امانتداری، عدالت، صداقت و دفاع از مظلوم. اگر هر یک از ما از خود آغاز کنیم، جامعه نیز به سمت کرامت و عدالت حرکت خواهد کرد. در نهایت، باور دارم که قرآن کریم جامعترین و متعالیترین منشور کرامت انسان را در اختیار بشریت قرار داده است. هر اندازه جوامع و دولتها در روابط داخلی و بینالمللی خود به معیارهای قرآنی همچون عدالت، نفی ظلم، وفای به عهد، حمایت از مظلوم و احترام به کرامت ذاتی همه انسانها نزدیکتر شوند، جهان نیز به صلح، امنیت و عدالت واقعی نزدیکتر خواهد شد. امیدوارم روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی، فرصتی برای بازگشت به این ارزشهای اصیل و تبدیل آنها به رفتار و عمل در زندگی فردی، اجتماعی و بینالمللی باشد.
در پایان، چشمانداز شما برای آینده گفتمان حقوق بشر اسلامی چیست و چه ظرفیتهایی برای معرفی این دیدگاه به جامعه جهانی وجود دارد؟
به نظر من، آینده گفتمان حقوق بشر اسلامی بیش از آنکه به طرح شعارها وابسته باشد، به توانایی ما در ارائه یک نظریه منسجم، علمی و کاربردی بستگی دارد. حقوق بشر اسلامی برای مسائل واقعی امروز، مانند حمایت از غیرنظامیان در مخاصمات مسلحانه، حق بر حریم خصوصی در فضای مجازی، عدالت اجتماعی، محیط زیست، حقوق کودکان و مقابله با تبعیض، پاسخهای مستدل دارد که باید بر تبیین و اجرای آن تاکید کرد. در ایران و جهان اسلام ظرفیتهای ارزشمندی برای این کار وجود دارد. منابع اصیل اسلامی، بهویژه قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم (ص) و اهلبیت (ع)، سرشار از آموزههایی درباره کرامت انسان، عدالت، آزادی مسئولانه، حمایت از مظلوم و نفی ظلم هستند. علاوه بر این، دانشگاهها، مراکز پژوهشی و اندیشمندان مسلمان میتوانند با انجام پژوهشهای تطبیقی و گفتوگوهای علمی، این ظرفیتها را به زبان حقوقی و قابل فهم برای جامعه جهانی تبیین کنند. البته این امر مستلزم آن است که حقوق بشر اسلامی در این حوزه با ادبیات حقوق بینالملل و حقوق بشر معاصر نیز وارد گفتوگو شود. بسیاری از ارزشهای بنیادین، مانند کرامت ذاتی انسان، عدالت، منع تبعیض و حمایت از غیرنظامیان، میان این دو نظام مشترک است و همین اشتراکات میتواند زمینه تعامل و فهم متقابل را فراهم کند. در عین حال، حقوق بشر اسلامی میتواند دیدگاههای متمایز خود را درباره پیوند حقوق با مسئولیت، نقش اخلاق و معنویت و جایگاه خانواده و عدالت اجتماعی نیز به این گفتوگو بیفزاید. بنابراین، چشمانداز این گفتمان را مثبت میبینم، مشروط بر آنکه از سطح مباحث صرفاً نظری فراتر رفته و به تولید دانش، ارائه راهحل برای مسائل روز، تقویت همکاری علمی میان کشورهای اسلامی و حضور فعال در مجامع بینالمللی توجه شود. هرچه این گفتمان مستندتر، علمیتر و مسئلهمحورتر ارائه شود، امکان اثرگذاری آن در سطح منطقهای و جهانی نیز بیشتر خواهد بود.
انتهای پیام/