حجتالاسلام سبحانیصدر: رویکرد «محفل ستارهها» ساختن الگوهای تازه است/ آیا ستاره قرآنی هم میتواند سلبریتی باشد؟
کودک امروز قهرمانش را از میان انبوه چهرههایی انتخاب میکند که هر روز در قاب گوشی و تلویزیون میبیند، اما آیا قهرمان شدن فقط سهم بازیگران، ورزشکاران و سلبریتیهاست؟ «محفل ستارهها» تلاش کرده است پاسخ دیگری به این سؤال بدهد و استعدادهای قرآنی را بهعنوان چهرههایی واقعی و الهامبخش پیش چشم نسل جدید قرار دهد؛ مسیری که البته از جذابیت و ستارهسازی آغاز میشود و به مسئله مهمترِ الگو بودن و مراقبت از آسیبهای شهرت میرسد.
رسانه؛ از ساختن ستاره تا معرفی جذابیتهای واقعی
حجتالاسلام حمید سبحانیصدر، نویسنده، مجری و سردبیر برنامه تلویزیونی «محفل ستارهها» در گفتوگو با میزان با اشاره به نقش خانه، مدرسه و جامعه در شکلگیری الگوهای کودکان و نوجوانان گفت: یک سهضلعی در این زمینه وجود دارد؛ خانه، مدرسه و جامعه. فرزند در کودکی از خانه وارد مدرسه میشود و بهتدریج با جامعه پیوند میخورد و از این مرحله، الگوهای او دیگر فراتر از پدر و مادر شکل میگیرند.
وی ادامه داد: رسانه و فضای مجازی دسترسی به الگوها را آسانتر کرده است و حتی به کسانی که چهره رسانهای نبودهاند، فرصت داده است که خودشان را عرضه کنند. در چنین شرایطی، ستارهها بسیار بیش از آنچه تصور میکنیم، شکل میگیرند.
سبحانیصدر با اشاره به باز و متضاد بودن فضای رسانهای امروز اظهار کرد: جامعه امروز فضایی متضاد دارد و افکار و آرای متفاوتی به کودک و نوجوان عرضه میشود، بنابراین نمیتوان کودک را بسته و تکبعدی تربیت کرد زیرا ناگزیر در معرض جاذبههای مختلف قرار میگیرد.
علاقه به دیدهشدن در نوجوانان پررنگ است
وی با اشاره به پررنگ بودن میل به دیدهشدن در نوجوانی گفت: نوجوان با ستارههایی آشنا میشود که دیده شدهاند و چون حس دیدهشدن در او پررنگ است، دوست دارد خود را شبیه آنها کند. این ستارهها ممکن است توانایی حقیقی یا اعتباری داشته باشند؛ برای مثال، فوتبالیست توانایی واقعی ورزشی دارد، اما بازیگر بیشتر در حال ایفای نقش است.
این نویسنده تأکید کرد: ما باید نوجوان را با جذابیتهای حقیقی آشنا کنیم و افرادی را که دارای چنین ویژگیهایی هستند نیز به او معرفی کنیم، زیرا برای کودک و نوجوان تشخیص ارزش حقیقی دشوار است و ارزشها را در چهره انسانهایی میبینند که آن ویژگی در وجودشان بروز پیدا کرده است.
وی با اشاره به میل انسان به لذتجویی خاطرنشان کرد: اگر بتوانیم در فضای رسانهای، لذتبخش بودن یک توانایی را در شخصیت فردی نشان دهیم که با آن توانایی به لذتهای حقیقی در زندگی رسیده است و شخصیتی جذاب دارد، یک گام رو به جلو برداشتهایم. باید افرادی را پیدا و معرفی کنیم که جاذبههای حقیقی داشته باشند و بتوانند میل نوجوانان به دیدهشدن را در مسیر درست تقویت کنند.
ستارههای قرآنی؛ ترکیب توانمندی، جذابیت و اخلاق
سبحانیصدر تأکید کرد: صرف برخورداری از توانایی قرآنی، فرد را به چهرهای محبوب تبدیل نمیکند. همانگونه که همه بازیگران نمیتوانند مخاطب خود را جذب کنند، در عرصه دینی نیز قاری برجسته بودن بهتنهایی کافی نیست. فرد باید در کنار توانایی قرآنی، ویژگیهایی داشته باشد که او را برای مخاطب جذاب و الگو کند.
وی با اشاره به نقش توانایی واقعی در شکلگیری ستاره قرآنی اظهار کرد: فرد باید در تلاوت یا حفظ قرآن توانایی ویژهای داشته باشد و این توانایی دیده شود، چراکه وقتی کودک و نوجوان با یک توانایی واقعی مواجه میشود، ممکن است بخواهد آن را در خود نیز به دست آورد. رسانه نیز باید این افراد توانمند را شناسایی و معرفی کند؛ همانگونه که در «محفل ستارهها» کودکان و نوجوانان دارای استعدادهای قرآنی معرفی میشوند.
سبحانیصدر با اشاره به ظرفیت قرآن برای ساختن چهرههای اثرگذار ادامه داد: قرآن از جهت تلاوت، حفظ، علوم و معارف قرآنی، دستگاهی متنوع و دارای هویتی تاریخی است و ظرفیتهای لازم برای ایجاد جذابیت را دارد. در کنار آن، در مداحی نیز توانمندی و محبت و انس با اهلبیت (ع) میتواند به جذابیت چهرهها کمک کند.
وی تأکید کرد: اگر نوجوان بخواهد دیده شود، باید احساس کند از مسیر قرآن میتواند هم سلامت روانی و اخلاقی خود را حفظ کند و هم دیده شدنش خدمتی به انسانها و معارف الهی باشد. بنابراین در کنار معرفی تواناییهای یک فرد قرآنی، باید ویژگیهای ارزشی، سلامت اخلاقی و حسن خلق او نیز به مخاطب منتقل شود تا جذابیت چهره قرآنی با ارزشهای حقیقی پیوند بخورد.
از خلأ چهرههای قرآنی تا نقش رسانه در ستارهسازی
این مجری و سردبیر برنامه تلویزیونی درباره چرایی کمرنگ بودن چهرههای قرآنی محبوب و جریانساز در میان نوجوانان گفت: ظهور چهرههای قرآنی و مداحان توانمند در هر دوره یک مسئله است و رسانه نیز مسئلهای دیگر. امروز به برکت رسانههای مجازی، حتی افرادی که به رسانههای جمعی سنتی مانند تلویزیون، رادیو و مطبوعات دسترسی ندارند، امکان معرفی خود و تبدیل شدن به یک چهره رسانهای را پیدا کردهاند.
وی ادامه داد: در چند دهه گذشته نیز چهرههای قرآنی خوبی داشتیم؛ برای مثال جواد فروغی و طباطبایی خردسال از جمله افرادی بودند که نوجوانان آن دوره آنها را میشناختند. سن پایین و مهارت خارقالعاده آنها، یکی در حفظ و دیگری در تلاوت قرآن، باعث ماندگاریشان شد، اما از یک سو خودشان این مسیر را ادامه ندادند و از سوی دیگر ممکن است رسانه نیز سراغشان نرفته باشد و در نتیجه، این چهرهها بهتدریج در رسانه کمرنگ شدند.
سبحانیصدر با اشاره به دورههایی که خلأ چهرههای کاریزماتیک قرآنی احساس میشد، اظهار کرد: در مقطعی، افرادی به لحاظ توانایی قرآنی در کشور ظهور کردند، اما چهرههای کاریزماتیک و جذابی که بتوانند ارتباط مؤثری با مردم برقرار کنند، کمتر داشتیم. از یک سو برخی از این افراد توانایی لازم برای برقراری ارتباط با مخاطب را نداشتند و از سوی دیگر، رسانه نیز طرح جذابی برای پیوند دادن این افراد با جامعه نداشت. امروز اما هم در عرصه قرآن و هم در عرصه مداحی شاهد ظهور چهرههای توانمندی هستیم.
وی با اشاره به نقش برنامه «محفل» در معرفی چهرههای قرآنی گفت: حاج احمد ابوالقاسمی سالها در عرصه قرآنی کشور حضور داشته و تواناییهایش نیز اثبات شده بود، اما چرا جامعه با او ارتباط برقرار نکرده بود؟ پاسخ، رسانه است. این کار را رسانه باید انجام میداد ولی انجام نشد، چون برنامهای برای استفاده از ظرفیت این فرد نداشت.
این نویسنده و مجری ادامه داد: در «محفل» توانایی او دیده میشود و در کنار آن، ویژگیهایی مانند زبان نرم، چهره گشاده، توانایی تلاوت، محبت و صمیمیت وجود دارد که او را به چهرهای جذاب تبدیل میکند. بخش مهمی از این جذابیت نیز در خلقوخوی او نهفته است، بنابراین «محفل» بهخودیخود توانسته است الگویی را معرفی کند.
سبحانیصدر با اشاره به معرفی چهرههایی مانند حسنین در «محفل» اظهار کرد: شاید از نظر تواناییهای تلاوتی به پای زیباییهای تلاوت شاکرنژاد نرسد، اما خصوصیات رفتاری او که با مزاح، خوشرویی و خوشاخلاقی آمیخته است، جذابیت خاصی ایجاد میکند. مجموعه این مؤلفههاست که یک چهره میسازد و «محفل ستارهها» نیز توانسته این ویژگیها را بهدرستی شناسایی و معرفی کند.
وی درباره حامد شاکرنژاد نیز گفت: ستون اصلی جذابیت شخصیت او، تلاوت قرآن، تسلط و محبوبیت اوست. وقتی این توانایی و محبوبیت به نوجوان منتقل میشود، او دوست دارد خودش را جای آن فرد قرار دهد. شاکرنژاد در کنار این ویژگی، جذابیتهای پوششی و ظاهری متناسب با ذائقه نسل نوجوان نیز دارد.
راههای جذاب کردن قرآن برای نسل جدید؛ از بازی تا زینت
سردبیر برنامه «ماجرا» با اشاره به آیه «اِعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَةٌ…» و تفسیری که از شیخ بهایی درباره تطبیق این مراحل با دورههای زندگی انسان نقل میشود، گفت: لعب را دوران کودکی، لهو را دوره نوجوانی و زینت را دوره جلوهگری و آغاز جوانی میدانند. اگر این سه ویژگی را برای مخاطب خود در نظر بگیریم، میتوانیم در عرصه قرآنی نیز برای جذاب کردن قرآن از همین معیارها استفاده کنیم.
وی ادامه داد: در حوزه کودک، میتوان بازیهای قرآنی را تقویت کرد؛ همانگونه که در «محفل» نیز بازیهای قرآنی ایجاد شده است. قرآن ظرفیت بسیار بالایی برای سرگرمی دارد؛ چه در تلاوت و چه در حفظ آن.
سبحانیصدر با اشاره به نمونههایی از نوجوانان حاضر در «محفل ستارهها» افزود: برخی نوجوانان در این زمینه خلاقیتهایی دارند؛ مثلاً قصههای قرآنی را به شکل نمایش اجرا میکنند یا همزمان با ارائه قرآن، مهارتی را نیز به نمایش میگذارند. این آمیختن توانایی قرآنی با سرگرمی، متناسب با گروه کودک و نوجوان است.
وی تأکید کرد: جوان به دنبال زینت، جذابیت و دیده شدن است. چهره قرآنی باید نشان دهد توانایی قرآنی و جذابیتهای فردی او میتواند حس قهرمان شدن حقیقی را در نوجوان تقویت کند و او را به قهرمانی واقعی و الگو تبدیل کند. باید نشان دهیم قرآن چگونه میتواند زینت باشد و فرد چگونه به زینت قرآن آراسته شده است؛ در کنار آن، چهره قرآنی نیز باید زینتهای فردی خودش را داشته باشد.
قهرمانهای واقعی؛ فرصتی برای کشف استعدادهای تازه
این نویسنده و پژوهشگر با اشاره به اهمیت معرفی کودکان و نوجوانان دارای استعدادهای قرآنی گفت: نوجوانی ممکن است به واسطه استعداد، علاقه و شرایط محیطی، به مهارتی مانند حفظ یا تلاوت قرآن، هنرهای قرآنی یا قصههای قرآنی دست پیدا کرده باشد؛ مهارتهایی که شاید برای بسیاری از نوجوانان دور از دسترس به نظر برسد. معرفی این توانمندیها به کودکان و نوجوانان نشان میدهد که عرصههای دیگری برای توانمند شدن و قهرمان شدن نیز وجود دارد.
وی ادامه داد: هرچه این عرصهها گستردهتر شود و قهرمان شدن فقط به فوتبالیست، بازیگر یا چهرههای مشهور محدود نماند، امکان انتخاب بیشتری برای کودک و نوجوان فراهم میشود. بنابراین شناسایی و معرفی این افراد، با وجود تفاوتهایی که با یکدیگر دارند، بسیار مهم است.
ستاره شدن زودهنگام؛ فرصتی که میتواند به آسیب تبدیل شود
سبحانیصدر در ادامه بر ضرورت توجه به آسیبهای شهرت در سنین پایین تأکید کرد و گفت: یکی از استادان میگفت اگر میخواهید کسی را خراب کنید، در سنین پایین به او میکروفون بدهید؛ شهرت و دیده شدن زودهنگام میتواند فرد را از رشد حقیقی بازدارد.
وی با اشاره به تجربهای درباره آرمیتا، فرزند شهید داریوش رضایینژاد، ادامه داد: سالها قبل با مادر آرمیتا درباره اینکه چرا اجازه نمیدهد دخترش بیش از اندازه در معرض دیده شدن قرار گیرد، صحبت کردم. نگاه تربیتی زیبایی داشت و معتقد بود او باید درس بخواند و رشد کند تا بتواند راه پدرش را ادامه دهد و در آینده سهمی در آنچه انقلاب اسلامی به آن نیاز دارد، داشته باشد. اگر کودک درگیر دیده شدن و ستاره شدن شود، ممکن است پیش از کسب ظرفیتهای درونی، به دلیل یک امر اعتباری، مانند نسبت با پدر، مشهور شود و از مسیر رشد واقعی خود باز بماند.
وی افزود: حتی اگر ستاره شدن بر اساس تواناییهای واقعی و درونی فرد باشد، چنانچه زودهنگام اتفاق بیفتد، میتواند مانع رشد و بلوغ او شود. شاید یکی از دلایل اینکه سیدمحمدحسین طباطبایی و جواد فروغی در همان سنین کودکی و نوجوانی از عرصه رسانه فاصله گرفتند، همین نگاه تربیتی و جلوگیری از بازماندن آنها از مسیر رشد بوده است.
این نویسنده و مجری با تأکید بر ضرورت مراقبت از کودکان و نوجوانان در مسیر شهرت، اظهار کرد: باید کودکان و نوجوانان را در سطحی به عنوان الگو معرفی کنیم که خودشان آسیب نبینند. یکی از راههای کاهش آسیب شهرت در میان ستارههای کودک و نوجوان قرآنی، تعدد این چهرههاست. اگر فقط یک نفر مانند حامد شاکرنژاد در کشور وجود داشته باشد، ممکن است به دلیل میزان بالای دیده شدن آسیب ببیند، اما اگر دهها چهره مانند او وجود داشته باشند و توجهها میان آنها تقسیم شود، احتمال آسیب کمتر خواهد شد.
سبحانیصدر در پایان تأکید کرد: این آسیبها برای بزرگسالانی که در این عرصه جا افتادهاند، کمتر است، اما درباره کودکان و نوجوانان جدیتر است. بنابراین باید افراد متعدد و توانمند را شناسایی و معرفی کنیم تا کودک یا نوجوان احساس نکند تنها اوست که میدرخشد و نگاه جامعه نیز میان مجموعهای از این ستارهها تقسیم شود.