تنگه بابالمندب و اهرم فشار ارتش یمن در برابر عربستان و آمریکا
زمانی که ارتش یمن هفته گذشته بندرهای عربستان را به محاصره دریایی تهدید کرد، خطر بازگشت جنگ به شبهجزیره عربستان و تبدیل تنگه بابالمندب به دومین گلوگاه نفتی بزرگ تحت تهدید، ناگهان به واقعیت تبدیل شد.
تشدید تنشها پس از حمله عربستان به فرودگاه بینالمللی صنعا یمن بیش از دو هفته پیش آغاز شد که احتمالا این کشور را بیشتر در جنگ رو به گسترش آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران فرو میبرد.
این حمله پس از تصمیم ارتش یمن برای بازگشایی فرودگاه صنعا صورت گرفت؛ ریاض این موضوع را بهعنوان یک خط قرمز اصلی در نظر میگرفت.
به گزارش میدلایست آی، اما همانطور که پروازهای مستقیم صنعا-ایران برای عربستان و دولت متحد آن در یمن خط قرمز بود، حمله به فرودگاه بینالمللی صنعا نیز برای ارتش یمن خط قرمز بود.
نیروهای مسلح یمن از آن زمان اعلام کردهاند که موشکهایی را به شهرهای جازان و ینبع عربستان شلیک کردهاند؛ آنها همچنین هفته گذشته از هدف قرار دادن دو کشتی نفتی سعودی خبر دادند و ریاض یکی از حملهها در دریای سرخ را تایید کرد.
عربستان پس از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و بسته شدن تنگه هرمز، بیش از ۷۰ درصد از صادرات نفت خام خود را از تنگه هرمز به بندر ینبع در دریای سرخ منحرف کرده است.
یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن گفت: ما در گسترش تحرکات و تشدید اقدامهای خود براساس تحولات اوضاع در ساعات و روزهای آینده تردید نخواهیم کرد؛ سکوت کردن ممکن است به اشتباه بهعنوان نشانه ضعف تعبیر شود.
پیش از اینکه شرکتهای کشتیرانی شروع به تغییر مسیر کشتیها در اطراف دریای سرخ کنند، حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی نفت از طریق دریا و ۸ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از طریق این تنگه انجام میشد؛ با وجود این، کشتیرانی از طریق بابالمندب بهطور کامل متوقف نشده است و برخی از تانکرهای حامل نفت خام به آسیا هنوز از این آبراه عبور میکنند.
هرگونه اختلال مداوم، دومین گلوگاه نفتی بزرگ پس از بسته شدن تنگه هرمز را تحت فشار قرار میدهد؛ پالایشگاههای آسیایی ممکن است با یک تغییر مسیر پرهزینه مواجه شوند و نفت را از ینبع از طریق کانال سوئز به مدیترانه منتقل کنند و سپس آن را از طریق آفریقا به آسیا برگردانند.
نقض آتشبس از طرف واشنگتن و از سرگیری جنگ پس از آن، موضع نیروهای مسلح یمن را تغییر داد؛ با توجه به اینکه تنگه هرمز از قبل مورد مناقشه بود، فشار بر بابالمندب به یمن اهرم فشار بیشتری بر آمریکا و عربستان داد.
جنبش انصارالله به جای باز کردن یک جبهه متعارف، همانطور که اکثر تحلیلگران منطقه انتظار داشتند، محاصره دریایی بر عربستان اعمال کرده و این امر معادله منطقهای را تغییر شکل داده است.
با اقدامهای ارتش یمن، شبکههای تجارت جهانی مختل شدهاند، زنجیرههای تامین انرژی تحت فشار قرار گرفتهاند و تشدید تنش که روی کاغذ به یمن محدود شده، فشار پایداری بر اقتصاد جهانی ایجاد کرده است.
جنبش انصارالله حتی با وجود همسو بودن اهدافش با استراتژی منطقهای گستردهتر ایران، با استقلال واقعی در تصمیمگیری عمل میکند؛ صبر آن عمدی است، زیرا پیش از اقدام، منتظر عبور از آستانههای خاص است.
این پویاییها در کنار هم توضیح میدهند که چرا رفتار ارتش یمن اکنون مسیر امنیتی خلیج فارس را شکل میدهد و چرا هر دو طرف همچنان به محدودیتهایی پایبند هستند که هیچکدام نمیخواهند از آنها عبور کنند.
این امر دریای سرخ را به منطقهای مورد مناقشه و تنگه بابالمندب را به مسیری تبدیل میکند که اکثر شرکتهای حملونقل اکنون از آن اجتناب میکنند؛ کشتیها در اطراف دماغه امید نیک تغییر مسیر میدهند و هزاران مایل به سفرهای خود اضافه میکنند، هزینههای سوخت را افزایش میدهند و شرکتهای بیمه را مجبور میکنند حق بیمه را به شدت افزایش دهند.
- بیشتر بخوانید:
- نیروهای مسلح یمن سه نفتکش سعودی را هدف قرار دادند
- فرمانده نیروهای دفاع ساحلی یمن: محاصره دریایی عربستان اجرایی شده است
صحبت در مورد کمبودهای ناشی از آن که بازارهای اروپایی و آسیایی را بهطور یکسان تحت تاثیر قرار داده است، به یک کلیشه تبدیل شده است، که تورم را افزایش میدهد و فشار سیاسی داخلی را در غرب بر سر هزینه زندگی ایجاد میکند.
ارتش یمن از این فشار بهعنوان اهرم استفاده میکند و واشنگتن را مجبور میکنند تا حد زیادی طبق شرایط آنها پاسخ دهد، که به نوبه خود نیروی دریایی آمریکا را در یک فضای دریایی وسیع و خصمانه گسترش میدهد و تمرکز آن را در سایر نقاط منطقه کاهش میدهد.
جنبش انصارالله از این تاکتیک واحد، بازدهی فوقالعاده، اعتبار منطقهای، بسیج داخلی که مشروعیت ایجاد میکند و قدرت چانهزنی بسیار فراتر از آنچه قابلیتهای متعارف آن نشان میدهد، به دست میآورد و زمان تشدید تنشها نیز موید این موضوع است.
این روند بحرانی موازی را برای عربستان و امارات ایجاد کرده است که هر دو آینده خود را در گرو تنوع اقتصادی به دور از نفت میدانند؛ برنامههایی مانند چشمانداز ۲۰۳۰ به درک ثباتی بستگی دارند که سرمایهگذاران خارجی به آن نیاز دارند و حملههای ارتش یمن بهطور نظاممند آن را تضعیف میکند.
نیروهای مسلح یمن با نشان دادن توانایی و جسارت خود در اعمال محاصره علیه عربستان و خطوط کشتیرانی، عملا تصمیمگیری در خلیج فارس را متوقف کرده و جاهطلبی برای تبدیل شدن به قطبهای مالی و گردشگری جهانی مستقیما با خطر حملههای موشکی در تضاد است.
این آسیبپذیری در مواجهه با تاکتیکهای ارتش یمن، ریاض و ابوظبی را به سمت انفعال تقریبا کامل سوق داده است؛ هر دو دولت از پیوستن به عملیات نظامی به سرکردگی آمریکا علیه یمن خودداری کردهاند، زیرا پیش از این میدانستند که مشارکت مستقیم، انتقامجویی علیه مراکز مالی، پروژههای گردشگری و زیرساختهای انرژی را به دنبال خواهد داشت؛ ضربهای که میتواند تقریبا یک شبه یک دهه برنامهریزی اقتصادی را از بین ببرد.
عربستان همچنان از حاشیه، درگیری را مشاهده میکند و روابط امنیتی خود را با واشنگتن حفظ میکند، در حالی که از حریم هوایی و پشتیبانی لجستیکی برای عملیات تهاجمی خودداری میکند؛ در واقع، یمن به یک هدف استراتژیک اصلی دست یافت و مانع مشارکت کشورهای خلیج فارس در کارزار آمریکا شد.
انتهای پیام/