بررسی انتخابهای بحثبرانگیز قلعهنویی؛ بازیکنانی که به کار نیامدند/ وقتی نیمکت تیم ملی هم اشتباه چیده شد
تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ اگرچه در مقاطعی نمایش امیدوارکنندهای داشت، اما مانند دورههای گذشته نتوانست از فرصت حضور در بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان بهترین استفاده را ببرد. دلایل این ناکامی متعدد بود؛ از اشتباهات فنی و تاکتیکی گرفته تا تصمیمات قابل بحث کادر فنی در انتخاب فهرست نهایی. تصمیماتی که شاید مهمترین آنها دعوت از بازیکنانی بود که از همان ابتدا شانس چندانی برای حضور در میدان نداشتند.
با این حال، یکی از مهمترین نقدهایی که امروز به عملکرد امیر قلعهنویی وارد میشود، نه به اتفاقات داخل زمین، بلکه به تصمیماتی مربوط است که هفتهها پیش از آغاز مسابقات گرفته شد. فهرست ۲۶ نفره تیم ملی قرار بود مجموعهای از آمادهترین بازیکنان فوتبال ایران باشد؛ نفراتی که در هر لحظه بتوانند وارد زمین شوند و جریان بازی را تغییر دهند. اما در عمل، دستکم دو سهمیه ارزشمند این فهرست عملاً بلااستفاده ماند.
امیر قلعهنویی در فهرست نهایی خود نام دنیس درگاهی و روزبه چشمی را قرار داد؛ دو بازیکنی که شرایط جسمانیشان پیش از آغاز مسابقات محل تردید بود. چشمی با مصدومیت همسترینگ راهی جام جهانی شد و از همان روزهای انتهایی اعلام فهرست نهایی و سفر به آمریکا مشخص بود رسیدن او به آمادگی کامل دشوار خواهد بود و در نهایت نیز حتی یک دقیقه هم برای تیم ملی به میدان نرفت.
درباره دنیس درگاهی نیز با وجود آنکه ماهها برای دریافت مجوز حضورش در تیم ملی زمان صرف شده بود، شرایط بدنی و دور بودن از فرم ایدهآل باعث شده بود شانس چندانی برای استفاده از او وجود نداشته باشد. در نهایت نیز همان اتفاقی رخ داد که بسیاری پیشبینی میکردند؛ این دو بازیکن عملاً فرصت بازی پیدا نکردند و سهمی در عملکرد تیم ملی نداشتند.
توریستهای جام جهانی
این دو بازیکن در عمل به بخشی از برنامههای تاکتیکی تیم ملی تبدیل نشدند و در حساسترین مسابقات نیز قلعهنویی حاضر نشد از آنها استفاده کند. حتی زمانی که تیم ملی برای رسیدن به گل به تغییر جریان مسابقه نیاز داشت، شهریار مغانلو و علی علیپور در اولویت قرار گرفتند و درگاهی تا پایان جام خارج از ترکیب باقی ماند.
اما مسئله اصلی تنها بازی نکردن این دو بازیکن نیست؛ بلکه هزینه فرصتی است که فوتبال ایران بابت این تصمیم پرداخت کرد.
سؤال مهم اینجاست که اگر قرار نبود این دو بازیکن در شرایط مسابقه به میدان بروند، چرا دو سهمیه ارزشمند فهرست ۲۶ نفره به آنها اختصاص یافت؟ در تورنمنتی مانند جام جهانی که هر مسابقه میتواند سرنوشت یک نسل را تغییر دهد، حتی بازیکن بیستوپنجم یا بیستوششم فهرست نیز باید آمادگی ورود به زمین را داشته باشد.
در طول مسابقات، تیم ملی در مقاطعی با کمبود انرژی، افت بدنی و محدود شدن گزینههای تعویض روبهرو شد. در چنین شرایطی حضور یک وینگر سرعتی، یک هافبک آماده یا یک مدافع سرحال میتوانست معادلات را تغییر دهد. شاید آن بازیکن هرگز فیکس نمیشد، اما میتوانست در دقایق پایانی یا هنگام بروز مصدومیت و محرومیت، به عصای دست کادر فنی تبدیل شود؛ اتفاقی که درباره چشمی و درگاهی هرگز رخ نداد.

فرصتسوزی بزرگ؛ جوانهایی که پشت خط ماندند
هر فهرست جام جهانی علاوه بر رفع نیازهای فنی، باید نیمنگاهی هم به آینده فوتبال کشور داشته باشد. بسیاری از تیمهای بزرگ جهان، آخرین سهمیههای خود را به بازیکنان جوانی اختصاص میدهند که شاید در آن تورنمنت نقش اصلی نداشته باشند، اما تجربه حضور در جام جهانی، آنها را برای سالهای بعد آماده میکند.
در مقابل، تیم ملی ایران دو سهمیه را به بازیکنانی اختصاص داد که از ابتدا نیز شانس چندانی برای حضور در میدان نداشتند؛ در حالی که بازیکنانی مانند کسری طاهری، اللهیار صیادمنش، محمدجواد حسیننژاد، سعید سحرخیزان، پوریا شهرآبادی و ... میتوانستند علاوه بر افزایش کیفیت نیمکت، تجربهای ارزشمند برای آینده فوتبال ملی کسب کنند. نکته قابل تأمل اینجاست که بسیاری از این بازیکنان از نظر آماری نیز چیزی کمتر از درگاهی نداشتند.
همین مسئله درباره روزبه چشمی نیز صدق میکند. اگر کادر فنی از همان ابتدا میدانست که احتمال استفاده از او بسیار پایین است، منطقیتر بود که سهمیه او به بازیکنی آماده اختصاص پیدا کند. در تورنمنتی فشرده مانند جام جهانی، هر مصدومیت، هر محرومیت و هر افت بدنی میتواند سرنوشت یک تیم را تغییر دهد؛ بنابراین حتی بازیکن بیستوششم فهرست نیز باید آماده حضور در میدان باشد.
بیکیفیت مثل درگاهی
دنیس درگاهی در فصل ۲۶-۲۰۲۵ با پیراهن استاندارد لیژ بلژیک در ۳۷ مسابقه تنها ۷ گل به ثمر رساند و حتی یک پاس گل هم ثبت نکرد؛ آماری که نهتنها برتری محسوسی نسبت به سایر گزینهها نداشت، بلکه در برخی موارد ضعیفتر نیز بود.
نگاهی به عملکرد مهاجمان و بازیکنان تهاجمی دعوتنشده این موضوع را به خوبی نشان میدهد وی در عملکرد فنی هم نه تنها چیزی بیشتر از رقبا نداشته بلکه در برخی آمار نیز پایینتر بوده است.
دنیس اکرت: ۳۷ بازی، ۷ گل، صفر پاس گل
اللهیار صیادمنش: ۳۱ بازی، ۷ گل و ۵ پاس گل
محمدجواد حسیننژاد: ۳۸ بازی، ۴ گل و ۳ پاس گل
سعید سحرخیزان: ۳۲ بازی، ۵ گل و ۳ پاس گل
کسری طاهری: ۷ بازی، ۴ گل و یک پاس گل
پوریا شهرآبادی: ۱۸ بازی، ۴ گل و ۲ پاس گل
شاید هیچ تضمینی وجود نداشت که این بازیکنان در جام جهانی بدرخشند، اما دستکم از نظر آمادگی و فرم مسابقه، گزینههایی بودند که میتوانستند در لحظات حساس به کمک تیم ملی بیایند؛ اتفاقی که درباره اکرت هرگز رخ نداد.
جام جهانی جای ریسک نیست
جام جهانی محل آزمون و خطا نیست. انتخاب بازیکن مصدوم، آن هم زمانی که احتمال نرسیدن او به شرایط مسابقه از ابتدا وجود دارد، ریسکی است که تنها در صورت داشتن جایگزینهای محدود قابل توجیه است؛ اما فوتبال ایران در برخی پستها گزینههای آمادهتری در اختیار داشت که میتوانستند از نظر بدنی و فنی کمک بیشتری به تیم ملی کنند.
این تصمیم البته بهتنهایی عامل ناکامی ایران نبود، اما نمادی از یکی از ایرادهای مهم مدیریت فنی تیم ملی محسوب میشود؛ اینکه گاهی نامها بر آمادگی روز غلبه میکنند. در فوتبال مدرن، موفقیت در تورنمنتهای فشرده بیش از هر چیز به عمق اسکواد وابسته است و هر سهمیه باید در اختیار بازیکنی باشد که در هر لحظه توان ورود به میدان و تغییر روند بازی را داشته باشد.
شاید اگر کادر فنی در انتخاب دو یا سه نفر پایانی فهرست محافظهکارانهتر عمل میکرد و به جای بازیکنان مصدوم، نفرات آمادهتری را به آمریکا میبرد، امروز نگاهها به عملکرد تیم ملی متفاوت بود. جام جهانی جایی برای همراهان افتخاری یا «توریستهای فوتبالی» نیست؛ هر بازیکنی که پیراهن تیم ملی را در چنین تورنمنتی بر تن میکند، باید آماده باشد تا در حساسترین لحظه، گره از کار تیمش باز کند.
انتهای پیام/

