«قرار» کافی نیست؛ انجمن سینمای جوانان ایران باید درباره کارنامهاش پاسخ دهد
انجمن سینمای جوانان ایران نهادی کوچک و حاشیهای نیست. این مجموعه سالهاست به عنوان مهمترین متولی فیلم کوتاه در کشور شناخته میشود؛ نهادی که شبکهای گسترده از دفاتر استانی، ظرفیت آموزشی، بدنهای از فیلمسازان جوان و سابقهای چند دههای در تولید، آموزش و جشنوارهداری دارد. بنابراین طبیعی است که انتظار از آن، فراتر از واکنشهای مقطعی و اطلاعرسانیهای مناسبتی باشد.
مسئله انجمن امروز فقط این نیست که در روزهای جنگ چه تولید کرد یا چه نکرد؛ پرسش مهمتر این است که چرا نهادی با چنین ظرفیت گستردهای در بزنگاههای مهم، بیش از آنکه کنشگر باشد، به توضیحدهنده و توجیهکننده تبدیل میشود؟ چرا بعد از هر نقد، به جای ارائه گزارش دقیق از عملکرد، موجی از مصاحبهها و خبرهای تبلیغاتی منتشر میشود تا فضای انتقادی مدیریت شود؟
در سالهایی که رسانه و افکار عمومی هوشمندتر از گذشته شدهاند، دیگر نمیتوان با چند گفتوگوی هماهنگشده، چند تیتر مثبت و چند رپرتاژ، برای یک نهاد فرهنگی «دستاورد» ساخت. دورهای که روابط عمومیها با جمعآوری بولتن، مدیران را قانع میکردند که همه چیز خوب پیش میرود، گذشته است. امروز پرسش اصلی این است که خروجی واقعی چیست؟ چه فیلمی ساخته شده؟ چه فیلمسازی حمایت شده؟ کدام دفتر استانی فعال شده؟ کدام بحران به موقع ثبت شده؟ کدام سوژه ملی به اثر قابل اعتنا تبدیل شده است؟
«قرار» و چند رپرتاژ، جای کارنامه را نمیگیرد
طرحهایی مانند «قرار» اگر به شکل درست، مستمر و حرفهای پیش بروند، میتوانند به دیدهشدن فیلم کوتاه کمک کنند؛ اما حتی موفقیت نسبی چنین طرحهایی نیز نمیتواند پاسخگوی پرسشهای جدیتر درباره عملکرد انجمن باشد. اکران فیلم کوتاه اتفاق مثبتی است، اما قرار نیست صورت مسئله را تغییر دهد. نقد اصلی درباره این نیست که چرا فیلم کوتاه اکران میشود؛ نقد درباره این است که چرا نهادی با مأموریت تولید، آموزش، حمایت و جریانسازی، در بزنگاههای تاریخی، دیر یا کماثر وارد میدان میشود و بعد برای جبران، به ابزار رسانه پناه میبرد.
مسئله زمانی جدیتر میشود که در کنار این ابهامها، نشانههایی از بیثباتی مدیریتی نیز به چشم میخورد. رفتوبرگشتها، استعفاها، کنارهگیریها، بازگشتها و آنچه در فضای فرهنگی به شکل قهر و آشتیهای مدیریتی توصیف میشود، اگرچه ممکن است در ظاهر موضوعی درونسازمانی به نظر برسد، اما در عمل بر عملکرد کل مجموعه اثر میگذارد. نهادی که قرار است برای صدها فیلمساز جوان در سراسر کشور مسیرسازی کند، پیش از هر چیز نیازمند ثبات تصمیمگیری، شفافیت مدیریتی و نقشه راه روشن است.
انجمنی با ظرفیت ملی، گرفتار واکنشهای مقطعی
وقتی در رأس یک نهاد فرهنگی، نشانههایی از بیثباتی، تصمیمهای مقطعی یا واکنشهای احساسی دیده میشود، طبیعی است که بدنه نیز دچار سردرگمی شود. دفاتر استانی نمیدانند اولویت اصلی چیست؛ تولید یا جشنواره؟ آموزش یا اکران؟ روایت بحران یا برگزاری رویداد؟ حمایت از فیلمساز جوان یا ساختن تصویر رسانهای از مدیران؟ چنین وضعیتی در نهایت باعث میشود ظرفیت گسترده انجمن، به جای تبدیل شدن به یک نیروی ملی در حوزه فیلم کوتاه، درگیر روزمرگی، مناسبتزدگی و بولتنسازی شود.
انجمن سینمای جوانان ایران باید به یک پرسش ساده اما مهم پاسخ دهد: دستاورد واقعی این نهاد در سالهای اخیر چیست؟ اگر پاسخ، تعداد خبرهای منتشرشده، نشستهای برگزارشده، تفاهمنامههای امضاشده یا مصاحبههای مدیران باشد، نمیتوان آن را کارنامه دانست. کارنامه انجمن باید در کیفیت تولیدات، کشف استعدادهای تازه، فعال شدن دفاتر استانی، حمایت مؤثر از فیلمسازان جوان، حضور جدی در بزنگاههای ملی و شکل دادن به جریانهای تازه در فیلم کوتاه دیده شود.
فیلم کوتاه، بیش از ویترین رسانهای به مدیریت باثبات نیاز دارد
واقعیت این است که فیلم کوتاه در ایران نیازی به ویترینسازی ندارد؛ نیاز به حمایت واقعی، سیاستگذاری روشن و مدیریت باثبات دارد. فیلمساز جوان بیش از آنکه به شعار و تیتر احتیاج داشته باشد، به اعتماد، امکان تولید، مسیر دیدهشدن و سازوکاری عادلانه برای رشد نیاز دارد. اگر انجمن نتواند این نیازها را پاسخ دهد، هر اندازه هم که در رسانهها فعال باشد، باز هم فاصله میان تصویر رسمی و واقعیت میدانی آشکار خواهد شد.
امروز پرسش درباره انجمن سینمای جوانان، پرسش از یک طرح یا یک مدیر نیست؛ پرسش از سازوکاری است که باید توضیح دهد چرا با وجود این همه ظرفیت، هنوز در لحظههای مهم، خروجی متناسب با انتظار دیده نمیشود. اگر نقدهای اخیر «کک به جان» مدیران انداخته، پاسخ آن نباید صرفاً مصاحبه و رپرتاژ باشد؛ پاسخ باید در عمل، گزارش شفاف، برنامه روشن و اصلاح جدی مسیر دیده شود.
انجمن سینمای جوانان اگر میخواهد دوباره مرجعیت خود را در فیلم کوتاه تثبیت کند، باید از مدیریت رسانهای بحران عبور کند و به مدیریت واقعی عملکرد برسد. چون افکار عمومی، فیلمسازان جوان و رسانهها امروز بیش از هر زمان دیگری میدانند که بولتن، جای کارنامه را نمیگیرد.
انتهای پیام/

