بذل بخش عمده مهریه میتواند اماره عسر و حرج زوجه برای طلاق باشد
عسر و حرج زوجه، بذل مهریه، طلاق به درخواست زن و آرای دیوان عالی کشور از مهمترین موضوعات حقوق خانواده هستند که همواره مورد توجه مراجع قضایی قرار دارند. بر اساس رأی جدید دیوان عالی کشور، اگر زوجه برای رهایی از زندگی مشترک بخش قابل توجهی از مهریه خود را ببخشد و این اقدام با دلایل و قرائن دیگری مانند مفارقت طولانی، ترک وظایف قانونی زوج و اختلافات عمیق همراه باشد، میتواند دلیلی بر اثبات عسر و حرج و صدور حکم طلاق محسوب شود.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی وکیل فرجام خواه خانم م. س. نسبت به دادنامه مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۵ شعبه که به موجب ان بلحاظ عدم اثبات و احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت ضمن نقض دادنامه شماره مورخ ۱۴۰۱/۲/۲۱ صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان بدوی (فرجام خواه) صادر گردیده است. با توجه به جامع اوراق پرونده مالاً وارد و موجه است. زیرا، محتویات پرونده و پیوست ان و اظهارات و مدافعات وکلای طرفین در مراحل دادرسی دلالت بر این دارد؛ که بعد از عقد نکاح در سال ۱۳۸۹ و شروع زندگی مشترک فیمابین زوجین بعلل و جهات مختلف اختلاف بین انها شروع و به تدریج شدت یافته که در نهایت موجب افتراق جسمانی آنان گردیده، بنحویکه از سال ۱۳۹۶ تاکنون جدا از هم زندگی مینمایند و در طول این مدت مدید از ناحیه زوج بعنوان سرپرست و مسئول خانواده اقدام مفید و موثری جهت حل و فصل اختلافات و سر و سامان دادن به زندگی و نیز ترغیب و تشویق زوجه به مراجعت به زندگی مشترک بعمل نیامده و حتی با وجود اینکه با درخواست نامبره حکم بر الزام زوجه به تمکین صادر گردیده، معهذا جهت اجرای حکم نسبت به تمهید مقدمات تمکین و تهیه مسکن مناسب اقدام موثری معمول نداشته و با این قصور و بی تفاوتی خود عملا اجرای حکم تمکین ازسوی زوجه و مراجعت او را به زندگی مشترک غیرمقدور ساخته و نامبرده را بلاتکلیف رها نموده است؛ و از طرفی هم در طول این مدت مفارقت، طرفین دعاوی متعدد حقوقی با موضوعات مختلف در مراجع قضایی علیه یکدیگر اقامه نمودهاند که تشکیل این پروندههای متعدد قضایی صرفنظر از نتیجه انها خود موید شدت و عمق اختلافات طرفین و تقابل انان با یکدیگر بجای مصالحه و اشتی جهت ادامه زندگی مشترک میباشد؛ و حتی در همین مدت هم زوج در ایفای تکالیف خود در قبال زوجه مرتکب قصور و کوتاهی گردیده و همین بی اعتنایی و بی توجهی او به تکالیف قانونی خود موجب شده که زوجه اجبارا جهت مطالبه نفقه خود بدفعات به مراجع قضایی مراجعه و از این طریق نفقه استحقاقی خود را مطالبه دارد؛ که این نحو رفتار و عملکرد نامناسب زوج امکان هرگونه صلح و سازش را بین طرفین منتفی ساخته است، چنانکه عدم توفیق داوران منتخب زوجین در حصول سازش بین طرفین وموثر واقع نشدن مساعی دادگاه در اصلاح ذات البین خود موید این امر میباشد؛
لذا در وضعیتی که زوجین بعلت بروز اختلاف چندین سال مفارقت داشته و اختلاف بین آنان هم شدید و عمیق بوده و افق روشنی از حصول سازش بعدی بین انان مشهود نبوده و زوج نیز عملا زوجه را بلاتکلیف و سرگردان رها نموده و حتی به تکالیف قانونی خود نسبت به زوجه بی توجه و بی اعتنا بوده و با عدم تمهید مقدمات تمکین و عدم تهیه مسکن مناسب، عملا امکان مراجعت زوجه به زندگی مشترک را منتفی ساخته، در چنین شرایطی تکلیف به زوجه به تحمل این وضعیت سخت و دشوار و تکلیف مالایطاق بوده که شرعا نفی گردیده است. از این رو وضعیت بوجود آمده نوعاً برای زوجه جوان مشقت بار و تحمل آن سخت و دشوار بوده و موجب عسر و حرج او در استمرار زوجیت خواهد بود، چنانکه بذل تعداد (۶۶۴) قطعه سکه از کل مهریه مافی القباله به تعداد (۷۱۴) سکه خود اماره قضایی بر عسر و حرج وی و غیرقابل تحمل بودن ادامه زندگی مشترک برای ایشان میباشد.
بنابمراتب و با توجه به مجموع مراتب اشعاری عسر و حرج زوجه در ادامه زوجیت ثابت و مدلل بوده و درخواست طلاق نامبرده با لحاظ قسمت اخیر تبصره ذیل ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی موجه و منطبق با قانون میباشد. از این رو دادنامه فرجام خواسته بلحاظ عدم انطباق با دلایل و و قرائن موجود در پرونده و مقررات قانونی قابلیت ابرام نداشته، لهذا مستندا به بند ۲ و قسمت اخیر بند ۵ ماده ۳۷۱ و بند ج ماده ۴۰۱ قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض آن رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان شعبه بعنوان شعبه همعرض ارجاع میگردد.
رابطه بذل حقوق مالی و عسر و حرج زوجه
بذل کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت در قبال طلاق، امارهای بر عسروحرج زوجه در تداوم زوجیت است.
احراز عسروحرج زوجه به دلیل کراهت
صرف اظهار کراهت زوجه بدون احراز موجه بودن و آثار و عوارض خارجی آن نمیتواند دلیل بر عسر و حرج باشد.
انتهای پیام/