تهیه کننده «سرو سپید سرخ»: بدنه فربه صداوسیما معضل انباشته ۵۰ ساله است/ روند رو به افول سازمان صداوسیما نسبت به دهههای ۷۰ و ۸۰
محمدجواد موحد، تهیهکننده و مدیر سابق باشگاه فیلم سوره، در اکران خصوصی مستند «رئیس سازمان» در گفتوگو با میزان درباره ضرورت تولید مستندهایی درباره پیشینه رسانه ملی گفت: درباره جذابیت تاریخی این دست آثار برای مخاطب عام نمیتوان قضاوت قطعی داشت، اما حتما برای ساختار رسانهای و نظام بازنمایی کشور، تولید چنین کارهایی ضروری است. این دست مستندها صرفا یک تاریخ شفاهی ساده نیستند تا بدانیم در ابتدای انقلاب چه شرایطی حاکم بوده است، بلکه اهمیت اصلی آنها این است که ریشه نقدهای تند و حواشی امروز رسانه ملی را نمایان میکنند. با نگاهی به گذشته درمییابیم جنس بحرانها و ساختار پیچیده این سازمان از همان آغاز وجود داشته است.
وی افزود: برای نمونه، با تماشای قسمت اول مستند «رئیس سازمان» مشخص میشود چرا سازمانی که در ابتدای انقلاب تنها دو شبکه با نهایتا چهار ساعت پخش برنامه روزانه داشته و بخش عمده آن هم بخش خبری بوده، باید ۵هزار نفر کارمند در اختیار داشته باشد. این داده تاریخی نشان میدهد ساختار این نهاد از پایه نیازمند بررسی و تأمل است.
بدنه فربه چند ۱۰ هزار نفری؛ معضل انباشته تاریخ صداوسیما
این تهیهکننده سینما و تلویزیون ادامه داد: یکی از معضلات محوری امروز، همین بدنه به شدت چاق، بزرگ و فربه چند ۱۰ هزار نفری است. وقتی در روزهای نخست انقلاب برای تولید چند ساعت برنامه در دو شبکه به ۵هزار نیرو نیاز بوده است، اکنون که بیش از ۵۰ تا ۶۰ شبکه فعالیت دارند، طبق همان روند نیروها حداقل ۱۰ برابر شده و به ۵۰هزار نفر رسیده است.
وی تصریح کرد: شنیدن این دست اطلاعات و آمارها، به ویژه برای اهالی رسانه و در لایه مدیریت فرهنگی بسیار حیاتی است تا متوجه شوند نقد امروز به رسانه ملی چیست و چه راهکاری برای دوره نوین آن باید در پیش گرفت. تولید چنین مستندهایی گرچه دیرهنگام صورت گرفته، اما صراحت، جامعیت و دقت آن حائز اهمیت است و امیدوارم در سیاستگذاریها مورد استفاده قرار گیرد.
پیچیدگیهای قضاوت درباره افت مخاطب در عصر رسانههای نوین
موحد با اشاره به ارزیابی کارنامه امروز رسانه ملی عنوان کرد: سازمان صداوسیما نهادی بسیار پیچیده است و نمیتوان درباره آن قضاوتی تکبعدی و شعاری ارائه داد. با این حال، آنچه کاملا آشکار به نظر میرسد این است که نسبت به دوران پرطمطراق دهههای ۷۰، ۸۰ و حتی اوایل دهه ۹۰، قطعا روندی رو به افول را سپری میکند.
وی گفت: بخشی از این ریزش مخاطب به دگرگونی فضای رسانهای دنیا، تغییر مدل برودکست و دگرگونی ذائقه عمومی برمیگردد، اما بیتردید بخش مهم دیگری از آن به مدل مدیریتی و نحوه تعامل آن با مخاطب عام امروز وابسته است؛ بنابراین نقد جدی به عملکرد آن کاملا وارد است.
این کارگردان خاطرنشان کرد: نکته پیچیده دیگر این است که به عنوان سازندهای که اثرم در حال حاضر روی آنتن در حال پخش است، گاهی میبینم بازخورد و رای توده مخاطبان با آنچه ما از بیرون به عنوان منتقد فکر میکردیم تفاوت چشمگیری دارد و متوجه میشویم شاید ذائقه بخش زیادی از مخاطبان با تصویر منتقدان همخوانی کامل ندارد.
نیاز به جراحی بنیادین فراتر از تغییر دورههای مدیریتی
این مدیر فرهنگی در ادامه یادآور شد: سازمان صداوسیما امروز بیتردید نیازمند تغییر نگرش و تحولی جدی است، اما نباید تصور کرد این چالشها صرفا به دوران کنونی محدود میشود. بررسی تاریخی نشان میدهد ساختار این سازمان از ریشه و بنیاد دارای گرههایی بوده که حل نشده و در طول دههها روی هم تلنبار شده است.
وی تأکید کرد: مسئله تورم نیروی انسانی و ناکارآمدی ساختاری، موضوعی نیست که به این سادگی رفع شود یا بتوان آن را به مدیریت افرادی نظیر پیمان جبلی، عبدالعلی علیعسکری یا محمد سرافراز تقلیل داد. فارغ از اینکه مدیران ذائقه جامعه را درست شناسایی کردهاند یا خیر، این معضلات ساختاری و بنیادین در پیکره صداوسیما نهادینه شده است؛ به طوری که اصلاح آن نیازمند جسارتی شبیه به یک انقلاب درونسازمانی است.
انتهای پیام/