مهدی محمودی: بخش ویژه وطن به روایت من به یک بخش حاشیهای و کماهمیت تبدیل شد/با وجود احترام و اعتماد کامل به داوران، به نحوه اکران و سانسبندی جشنواره معترضم
چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران در حالی به روز پایانی خود رسید که حواشی پیرامون نحوه مدیریت بخشهای موضوعی و سیاستهای اکران، به یکی از دغدغههای جدی فیلمسازان بدل شده است. در همین راستا، مهدی محمودی، کارگردان فیلم کوتاه نفس آخر که با اثری سورئال و مینیمال پیرامون بحران جنگ در بخش وطن به روایت من حضور یافته است، در گفتوگو با خبرگزاری میزان به نقد صریح مدل جانمایی سالنها و سانسبندی این بخش پرداخت.
وی با ابراز گلایه شدید از اینکه یک بخش ویژه و استراتژیک در عمل به حاشیه رانده شده است، تأکید کرد که اگر جشنواره با محدودیت ظرفیت مواجه بود، به جای آسیب زدن به هویت یک بخش موضوعی، باید تصمیمات قاطعتری اتخاذ میشد.
محمودی با اشاره به پیشینه فعالیتهای خود در عرصه مستندسازى و سینما گفت: تاکنون آثار مستند متعددی تولید کردهام و تجربیاتی نیز در حوزه سینمای داستانی داشتهام، اما این اثر نخستین فیلم کوتاه جدی من در حوزه داستانی به شمار میرود.
وی در خصوص انگیزه تولید این اثر و حضور آن در بخش وطن به روایت من توضیح داد: هدف اولیه ما صرفاً تولید اثری برای گنجانده شدن در یک بخش خاص جشنوارهای نبود؛ بلکه موضوعی را دستمایه قرار دادیم که مسئله روز جامعه ما و حتی جهان است. پدیده جنگ با این وضوح در سراسر دنیا در جریان است و مردم را تحت تأثیر مستقیم قرار داده است. من نیز به عنوان یک فعال رسانهای و فیلمساز، وظیفه خود دانستم که در قبال این رخداد مهم که جامعه را متأثر کرده، سهم اندکی ایفا کنم. بر همین مبنا، ایدهها و داستانهای متعددی را مورد بررسی قرار دادیم تا در نهایت به یک سوژه و قصه مشخص دست یافتیم، آن را پرورش دادیم و با همکاری تیمی متشکل از ۵۰ تا ۶۰ نفر به مرحله تولید رساندیم.
جستوجوی قصه در دل ویرانههای واقعی و لحظات کشف زیر آوار
کارگردان فیلم کوتاه «نفس آخر» درباره میزان واقعنمایی و خاستگاه ایده اولیه فیلم گفت: ما در محلهایی که مورد اصابت قرار گرفته بودند حضور میدانی پیدا میکردیم تا ضمن ایده گرفتن و جمعآوری راشهای تصویری، این رخدادها را به اندازه سهم خود ثبت و مستند کنیم. در جریان این حضور مستمر به دنبال پاسخ به این پرسش بودیم که آیا میتوان از میان این رویدادها به یک موضوع منسجم برای ساخت فیلم کوتاه رسید یا خیر.
وی افزود: در جریان این مشاهدات میدانی، شاهد صحنههای اصابت و انفجار بودیم و همواره این ابهام بزرگ برای ما مطرح بود که افراد زنده بیرونآمده از زیر آوار، در شرایطی که اعضای خانواده خود را از دست دادهاند، چه وضعیت، فضا و احساسی را پشت سر میگذارند. نخستین لحظات پس از وقوع انفجار، فضایی است که هیچ فردی جز افراد گرفتار در زیر آوار از واقعیت درونی آن مطلع نیست؛ همین ابهام و درگیری عاطفی عمیق، سنگبنا و ایده محوری شکلگیری فیلم نفس آخر را رقم زد.
دلیل انتخاب چهرههای باسابقه؛ کاهش ریسک انتقال بار عاطفی اثر
محمودی در ادامه درباره علت بهکارگیری بازیگران حرفهای و چهره در یک پروژه کوتاه تشریح کرد: این فیلم روایتی به شدت احساسی و حسی دارد. از روزهای نخست پیشتولید در گفتوگو با عوامل، این دغدغه وجود داشت که اگر انتقال این بار حسی به درستی رخ ندهد، لحن فیلم دچار اعوجاج میشود و اثر یا بیش از حد شکننده خواهد شد یا کارکرد معکوس پیدا میکند و حتی مضحک جلوه مینماید؛ بنابراین ضرورت ایجاب میکرد برای درک درست حس و انتقال بدون لکنت آن به تماشاگر، کمترین ریسک ممکن را بپذیریم.
وی گفت: تصمیم گرفتیم برای به ثمر نشستن این فضای روانی، از بازیگران باتجربه و کاربلد بهره ببریم. بازیگرانی همچون مینا وحید، آرمین رحیمیان و سایر همکاران، تعهد کاملی به اثر داشتند و اتفاق اجرایی درستی رخ داد؛ در این گزینش هرگز دنبال نام و چهره نبودیم، بلکه هدف بنیادین ما کاهش ریسک در بازتاب دقیق احساسات بود که خوشبختانه حاصل شد.
تعادل میان حس و واقعیت در فضایی سورئال
این فیلمساز در پاسخ به چگونگی برقراری تعادل میان احساسگرایی و واقعیت بهمنظور پیشگیری از شعارزدگی تصریح کرد: ساختار اثر ما کاملاً سورئال است و در اتمسفری ویژه جریان دارد که درک کامل آن منوط به تماشای اثر خواهد بود. این رویکرد به معنای تعارض با حقیقت نیست، بلکه داستان مستقیماً بر مبنای مشاهدات عینی ما از صحنههای واقعی اصابت طراحی شده است.
وی خاطرنشان کرد: میان واقعیت ملموس و این فضای سورئال مرز بسیار باریکی ترسیم شده است که در طول قصه جابهجا میشود و تماشاگر در صحنه پایانی فیلم به کشف اصلی دست پیدا میکند و معنای نهایی این مرزبندی را درمییابد.
تنزل بخش وطن به روایت من به یک بخش جنبی و حاشیهای
کارگردان فیلم کوتاه «نفس آخر» پیرامون بازخوردهای مخاطبان پس از اکران اثر و مقایسه آن با بخش مسابقه ملی تصریح کرد: بازخورد تماشاگران حاکی از طرح یک پرسش جدی بود؛ اینکه چرا بخشی که قرار بود بخش ویژه وطن به روایت من باشد، از منظر مدل اکران، جانمایی سالنها و نوع تبلیغات، شبیه به یک بخش جنبی کماهمیت جلوه داده شد.
دوگانه ایجاز سینمایی و پرهیز از شعارزدگی در مضمون جنگ
محمودی درباره دشواری تبدیل یک مفهوم استراتژیک و دفاع مقدسی به ساختار مینیمال فیلم کوتاه گفت: هر فیلمسازی میداند که ساخت فیلم کوتاه به مراتب دشوارتر از فیلم بلند است. در سینمای کوتاه، با زمان بسیار اندک، موقعیت مکانی محدود و امکانات حداقلی مواجه هستید و باید در همین بستر فشرده، حرف اصلی را مطرح کنید، شوک اولیه را وارد آورید و بر ذهن بیننده اثر بگذارید.
وی گفت: حوزه دفاع و جنگ نیز از این قاعده مستثنا نیست و چالش مضاعف دقیقاً از جایی آغاز میشود که مخاطب را در زمانی کوتاه غافلگیر کنید و در عین پرداختن به مفاهیمی نظیر وطن، مردم و بحرانهای ناشی از نبرد، اثر در دام شعارزدگی سقوط نکند؛ جمع میان این دو مؤلفه، آزمون دشوار همه سازندگان این گونه آثار است.
مقایسه ساختار فیلم کوتاه و بلند؛ تنهایی فیلمساز در فرآیند تولید
این مستندساز با اشاره به فرآیند چالش سخت تولید در سینمای کوتاه تشریح کرد: تمامی مراحل خلق یک فیلم کوتاه چالشبرانگیز است؛ زیرا این مدیوم برخلاف فیلمهای بلند و سریالها، هنوز جایگاه واقعی خود را در چرخه صنعتی پیدا نکرده است. در سازمان صداوسیما یا فضاهای رسمی بیرون از سینما، بستر پخشی برای فیلم کوتاه تعریف نشده و این آثار تنها مخاطبان خاص خود را دارند.
وی افزود: علیرغم حضور استعدادها و هنرمندان تراز اول در عرصههای گوناگون سینمای کوتاه، بدنه اصلی سینمای تجاری ارتباط مستمری با آنان برقرار نمیکند و فیلمسازان ناچارند تمام بار مسئولیتها را شخصاً به دوش بکشند. در مواجهه با برخی سرمایهگذاران و تهیهکنندگان، برخوردها به گونهای است که هویت مستقل این گونه سینمایی نادیده گرفته میشود.
محمودی اظهار کرد: در فیلم بلند، مناسبات کاری، شأن کارگردان، برنامهریزی، بودجه و مراحل توزیع و پروموت مشخص است؛ در حالی که در فیلم کوتاه هیچیک از این الگوها منطبق نبوده و فیلمساز باید با تیمی محدود، فرآیند را یکتنه پیش ببرد. همراه ساختن بازیگر، مدیر فیلمبرداری و رسانه با شرایط مالی حداقلی و سپس رقابت با آثار تولیدی روز که رایگان در بستر پلتفرمها در دسترس عموم قرار میگیرند، کاری فرساینده است.
چشمانداز بازارهای خارجی و توجیه حضور چهرههای سرشناس
کارگردان فیلم کوتاه «نفس آخر» درباره برنامهریزی برای سرنوشت اثر پس از پایان جشنواره اعلام کرد: برنامهریزی ما برای دیدهشدن فیلم به مقطع پس از جشنواره معطوف است و تمرکز اصلی خود را بر حضور در بخش بینالملل و جشنوارههای معتبر جهانی متمرکز کردهایم تا بتوانیم فیلم را در بازارهای خارجی در معرض نمایش قرار دهیم.
وی همچنین در خصوص چرایی بهرهگیری از بازیگران چهره و مشهور در این اثر توضیح داد: حضور چهرههای شناختهشده بیشک میتواند سبب جلب توجه و هدایت مخاطب به سمت تماشای اثر شود؛ اما علت اصلی انتخاب ما، کاهش ریسک در ارائه درست احساسات بود. در فرصت کوتاه تصویربرداری، زمان و بودجه لازم برای آزمون و خطا پیرامون اجرای نقش را در اختیار نداشتیم و حضور بازیگران حرفهای افزون بر کاهش این ضریب خطا، زمینه جذب تماشاگر بیشتر را نیز مهیا ساخت.
محمودی با اشاره به زمان دقیق فیلمبرداری اثر تصریح کرد: برخلاف تصور برخی مخاطبان، فرآیند ضبط این فیلم در زمان درگیریهای میدانی انجام نشد، بلکه کار فیلمبرداری در اواخر خردادماه به پایان رسید.
اعتماد به تیم داوری و التزام به اخلاق حرفهای در جشنواره
کارگردان فیلم کوتاه «نفس آخر» در ارزیابی فضای کلی جشنواره و حواشی طبیعی آن اظهار داشت: هر رویداد سینمایی در کشور ما یا هر نقطه دیگر از جهان برگزار شود، به طور طبیعی با دیدگاههای منتقدانه همراه خواهد بود؛ نقدهایی که از فرآیند انتخاب آثار تا ترکیب هیئت داوران، نحوه برگزاری و مدل اکران فیلمها را در بر میگیرد. با وجود تمام این ابهامات، رویکرد ما بر پایه نگاه مثبت و اعتماد بنا شد.
وی افزود: دبیر جشنواره و اعضای محترم شورای سیاستگذاری و داوری از سینماگران شاخص و قابل احترام کشور هستند؛ از همین رو ضمن ادای احترام به نگاه این تیم، به تصمیمات داوری تمکین کردیم و مانند سایر فعالان سینما در این رویداد حضور یافتیم تا سهمی در گرمتر شدن تنور جشنواره داشته باشیم؛ هرچند که در کنار این همکاری، نقدها و گلایهها نیز به جای خود باقی است.
تناقض در تعریف بخش ویژه و سرنوشت جانمایی سالنها و سانسها
محمودی با اشاره به مطالبات و گلایههای موجود پیرامون عدالت در تخصیص امکانات جشنواره تشریح کرد: نقدهای متعددی پیرامون توزیع سالنها و تمایز میان آثار بخش داستانی و سایر بخشها مطرح است. من از حضور در بخش وطن به روایت من عمیقاً خرسندم و به ثبت اثرم در این حوزه افتخار میکنم، اما مسئله بنیادین این است که این بخش بر اساس اعلام اولیه قرار بود یک بخش ویژه باشد، در حالی که در عمل به یک بخش حاشیهای بدل شد.
وی گفت: سانسهای اختصاصیافته به آثار این بخش نامناسب بود و بازخوردها نشان داد که توجه شایستهای به این بخش صورت نگرفته است. مدیران برگزارکننده همواره از کمبود سالن و تراکم سانسها سخن میگویند که ما نیز به عنوان فیلمساز چالشهای اجرایی و محدودیتهای آنان را درک میکنیم؛ اما راهکار منطقی آن بود که اگر با کمبود ظرفیت مواجه بودند، تعداد فیلمها را محدودتر میکردند، حتی اگر قرار بود فیلم ما از جدول حذف شود، نه اینکه کل اعتبار یک بخش ویژه زیر سوال برود.
نابرابری در جدول نمایش و ضرورت بازنگری در سیاستهای تبلیغاتی
این فیلمساز در ادامه با انتقاد صریح از مدل چینش جدول اکران و تبلیغات محیطی جشنواره تصریح کرد: شایسته نیست که در اطلاعرسانی، تبلیغات و طراحی رویداد، سالن نمایش این بخش در دورترین و ناشناختهترین نقطه مجموعه قرار گیرد و در بدترین زمان ممکن اکران شود، در حالی که برای یک اثر در بخشهای دیگر تا هفت سانس در سالن اصلی زمان اختصاص داده میشود.
انتهای پیام/