روایتی از دغدغهها و مطالبات فیلمسازان در جشنواره فیلم کوتاه تهران
چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران در قالب چند رکن اصلی برگزار شده است: بخش رقابتی سینمای ایران (ملی) که خودداری کامل از تولیدات داستانی و مبتکر را به عهده دارد، بخش سینمای بینالملل که با ثبت بیش از هشت هزار اثر، آینهای از جریانهای جهانی کوتاهفیلمسازی است، بخش جنبی «کتاب و سینما» که پل میان ادبیات و سینما را برقرار میکند، و بخش ویژه «وطن به روایت من» که در این دوره به پویش فیلمسازی با محوریت جنگ رمضان میپردازد. در خلال این ساختار، حوایتی پرچالش، اما امیدوار در جریان است؛ حوایتی که گزارشهای میدانی ما از سالنها و لابی آن را نشان میدهد.
«همه چیز درباره رفتن»؛ صابر اللهدادیان و معمای قلب در آستانه جنگ
یکی از آثار امسال بخش «وطن به روایت من»، فیلم کوتاه «همه چیز درباره رفتن» به کارگردانی صابر اللهدادیان است که به موضوع عمیق اهدای عضو میپردازد. داستان اثر درباره دختری روایت میشود که در آستانه انجام عمل پیوند قلب با وقوع جنگ مواجه میگردد؛ و، چون قلب اهدایی به دلیل شرایط جنگی به دستش نمیرسد، وی در تلاش مضاعف برای تهیه قلب و نجات جانش قرار میگیرد. اللهدادیان با نگاهی انسانی و عمیق، لایههای موضوعاتی، چون اهدای عضو و پیامدهای جنگ را به پرده آورده است.
وی گفت: حتی فیلمهایی که در بخش غیرداستانی حضور دارند، قربانی نابرابری در تخصیص سالنهای اکران و کوچک بودن فضای نمایش میشوند. وی افزود: این آثار با وجود اهمیت محتوایی بالا، زیر سایه سنگین تولیدات داستانی قرار میگیرند و نیازمند توجه و حمایت عادلانهتر از سوی مدیران جشنواره هستند تا مخاطب واقعی خود را پیدا کنند.
«شاتر»؛ تجربهگرایی با بودجه ۱۲ میلیون تومانی
در سوی دیگر میدان چهره انتقادگرایانه و تجربهمحور جشنواره، کیارش شیرآوند با فیلم کوتاه «شاتر» در بخش «کتاب و سینما» حاضر شده است. این اثر شانزده دقیقهای در ژانر تریلر، جنایی و معمایی، با الهام آزاد از فیلم کلاسیک «آگراندیسمان» آنتونیونی فرم یافتهاست و شامل یک سکانس اکشن واقعی یکدقیقهای است؛مندان موضوعاتی، چون اخلاق در عکاسی، عواقب مخرب شبکههای اجتماعی، نقض حریم شخصی و اخاذی رسانهای از جوانان محورهای چالشی روایت را شکل میدهند. نکته شگفتانگیز، بودجه حداقلی دوازده میلیون تومانی این تولید است که ثابت میکند خلاقیت و مدیریت دقیق منابع میتواند عبور موفق از مرحله ارزیابی را برای اثری استاندارد ممکن سازد.
بنبست جشنواره به قلم فیلمسازان؛ از بخشهای ژانری تا نمایش در سالنهای بزرگ
هر دو تجربه متفاوت اللهدادیان و شیرآوند، یک نقطه اشتراک جوهری دارند: محدودیت ظرفیت و دغدغههای توزیعی پیشروی جوانان. شیرآوند با اشاره به ظرفیت محدود جشنواره، نسبت به رد شدن برخی از فیلمهای باکیفیت ابراز تاسف کرد و هشدار داد که این روند میتواند باعث دلسردی فیلمسازان جوان شود. وی برای برونرفت از این وضعیت پیشنهادهای روشنی ارائه کرد: ایجاد بخشهای تخصصیتر بر اساس ژانر (همچون ترسناک، فانتزی و جنایی) و افزودن بخشهای «میکروشورت» و آثار زیر پنج دقیقه، مشابه استانداردهای معتبرترین فستیوالهای جهانی. وی گفت: این ساختارها میتوانند به دستهبندی دقیقتر آثار و کاهش فشار بر بخش مسابقه کمک کنند.
صابر اللهدادیان به عنوان راهکار مشخص برای رفع نابرابری اکران، درخواست کرد که حداقل برای یک بار هم که شده، امکان نمایش این آثار در پرده سالنهای بزرگ فراهم شود تا عوامل و مخاطبان بیشتری نتیجه کار را ببینند. این انتقادات و چالشها پررنگی از این واقعیت بر میدهند که اصلاح ساختار اکران و نحوه توزیع سالنها برای فیلمسازان تا چه حد حیاتی است.
بحران بودجه و اصطکاکهای تولید؛ وقتی اقتصاد هنر با چالش مواجه میشود
در لابی و سالنها، دغدغههای فیلمسازان نسل جوان فراتر از فرم و محتوای اثر و ریشهدار در اقتصاد سینما است. یگانه سعیدیپور، کارگردان فیلم کوتاه شکاف، از نخستین تجربه فیلمسازی خود و فشارهای مالی آن سخن گفت.
وی افزود: هزینههای بالای تولید و مسائل مالی مرتبط با عوامل اجرایی، فشار مضاعفی بر دوش فیلمساز اول وارد میکند و اگر حمایتهای مالی مناسب از فیلمسازان جوان شکل بگیرد، مسیر تولید
مهدیه مالکی: آثار بعدی و استمرار حضور در عرصههای ملی و بینالمللی هموارتر خواهد شد. وی گفت: تداوم فعالیت در سینمای کوتاه بدون تزریق منابع مالی و حمایتهای هدفمند از فیلمنامههای نوآورانه عملاً با سد محکم هزینهها روبهرو میشود و خلاقیت نسل جوان پیش از دیدهشدن محدود میشود.
پروژه پردغدغه زمستانی و خلا دیدهشدن مستندهای کوتاه
سینا ولیزاده، کارگردان مستند «دژ نو» درباره فاجعه بمباران شیمیایی و رنج فراموششده شهری در سایه حلبچه، از موانع اجرایی و توزیعی سخن گفت. وی گفت: فیلمبرداری این مستند در شرایط سخت آبوهوایی زمستان و با حضور پنجاه بازیگر انجام شد که به دلیل حجم بالای پرسنل، پروژه با استرس و درگیریهای فشرده همراه بود.
وی افزود: با وجود بازخوردهای مطلوب بیرون از مرزها، در بخش داخلی مستند و انیمیشن نسبت به بخش داستانی کمتر مورد توجه قرار میگیرند و لزوم توجه برابر به این گونهها احساس میشود. این مستندساز در بخش دیگری از اظهارات خود به ریشهیابی موانع دیدهشدن آثار فیلمسازان غیربومی پرداخت. وی گفت: جشنواره هیچگونه قصوری در این زمینه ندارد و عوامل اجرایی ارتباطی با حاشیهنشینی فیلمسازان شهرستانی ندارند؛ مشکل اصلی در جای دیگری است. وی افزود: وقتی فیلمساز در شهرستان فعالیت میکند و از ارتباطات گسترده و تهیهکنندگان قدرتمند بیبهره است، آثارش به ناچار در حاشیه قرار میگیرد؛ نبود پشتوانه مالی و شبکه ارتباطی قوی در مرکز موجب میشود فیلمهای مستعد شهرستانی آنچنانکه باید جدی گرفته نشوند و فرآیند معرفی آنها به مخاطب و داوران با دشواری مضاعف مواجه گردد.
کلام آخر
زیستبوم سینمای کوتاه برای شکوفایی کامل، در این دورهها دو بازوی قدرتمند را مطالبه میکند: از یک سو سیستمهای حمایتی مالی برای تسهیل فرآیند تولید و کاهش تنشهای بودجهای، و از سوی دیگر ایجاد فرصتهای برابر برای دیدهشدن آثار فیلمسازان شهرستانی و توجه متوازن به تمامی گونههای سینمایی. شنیده شدن صدای نسل جوان و به کار بستن این پیشنهادهای صنفی — از بخشهای ژانری و میکروشورت گرفته تا عدالت در تخصیص سالنها — کلید شکوفایی و پویایی جشنواره در سالهای آینده است.
انتهای پیام/