«بهار شیراز» روایتی شیرین از جنس زندگی ایرانی
سریال «بهار شیراز» به کارگردانی و نویسندگی حسن وارسته، اثری در ژانر درام خانوادگی است که با بهرهگیری از ساختار «اپیزودیکِ پیوسته»، تجربهای متفاوت از روایتهای ملموس ایرانی را ارائه میدهد. داستان این مجموعه در بستر شهر شیراز و پیرامون زندگی خانوادهی «نادر معدل» و «پوران نظافت» شکل میگیرد؛ جایی که هر قسمت با روایتی مستقل، بر چالشها، سوءتفاهمها و لحظات شیرین زندگی روزمره تمرکز دارد، در حالی که یک خط داستانی مشترک و شخصیتهای ثابت، انسجام و پیوستگی اثر را در طول قسمتها تضمین میکنند.
این اثر با تکیه بر طنز موقعیت و پرداخت به روابط عاطفی و همدلی میان اعضای خانواده، تلاش میکند تا تصویری آشنا و دوستداشتنی از الگوهای رفتاری در جامعه ایران ترسیم کند. موفقیت «بهار شیراز» در گرو توانایی نویسنده در فراتر رفتن از کلیشههای رایج در درامهای خانوادگی و خلق دیالوگهایی است که ضمن حفظ جذابیت بصری و روایی، از شعارزدگی پرهیز کرده و مخاطب را در میان شادی و چالشهای شیرین زندگی روزمره همراه خود نگه دارد.
حدیث چهرهپرداز از بازیگران این مجموعه تلویزیونی است که برای بسیاری از مخاطبان تلویزیون با نقش مومو یا مژگان در سریال «بچه مهندس» به یاد مانده است؛ بازیگری که این بار در مجموعه «بهار شیراز» با شخصیت متفاوت ریحانه به تلویزیون آمده است. ریحانه دختری اهل سفر است اما مسیر زندگی او به جهانگردی محدود نمیماند و با تجربههایی چون فقدان، بحران در زندگی مشترک و پذیرش مسئولیتهای تازه همراه میشود.
چهرهپرداز در گفتوگو با میزان درباره ویژگیهایی که او را به حضور در «بهار شیراز» ترغیب کرد، گفت: همیشه برایم مهم است شخصیتی که پیشنهاد میشود، چیزی بیشتر از یک حضور ساده در قصه داشته باشد. در «بهار شیراز» با مجموعهای از آدمها روبهرو هستیم که هرکدام روابط و دغدغههای خودشان را دارند و همین موضوع فضای داستان را برایم جذاب میکرد. ریحانه هم شخصیتی بود که امکان تجربه موقعیتهای متنوعی را در اختیارم قرار میداد. دوست داشتم نقشی را بازی کنم که در طول داستان تغییر کند و مخاطب بتواند مراحل مختلف زندگیاش را دنبال کند. به نظرم یکی از لذتهای بازیگری همین است که وارد دنیای شخصیتی شوی که با تو تفاوتهایی دارد و در جریان کار، ابعاد تازهای از او را کشف کنی.
این بازیگر درباره شیوه نزدیک شدن به شخصیت ریحانه و تلاش برای باورپذیر کردن او اظهار کرد: سعی کردم ریحانه را از بیرون قضاوت نکنم و بهجای اینکه فقط ویژگیهای ظاهریاش را ببینم، بفهمم در موقعیتهای مختلف چه تصمیمی میگیرد و چه احساسی پشت رفتارهایش وجود دارد. تجربه سفرهای متعدد خودم هم کمک میکرد با بخشی از روحیه او ارتباط برقرار کنم. سفر برای من فقط جابهجایی جغرافیایی نیست، بلکه فرصتی برای آشنایی با آدمها و نگاههای متفاوت به زندگی است. با این حال، ریحانه قرار نبود نسخهای از خودم باشد. تلاش کردم از تجربههای شخصیام برای شناخت بهتر او استفاده کنم، اما در نهایت به جهان مستقل این شخصیت وفادار بمانم. فکر میکنم مخاطب زمانی رفتار یک شخصیت را باور میکند که احساس کند آن رفتار از دل زندگی و تجربههای خودش بیرون آمده است.
در کمدی، همیشه لازم نیست خنده بسازید
چهرهپرداز با اشاره به فضای طنزآمیز «بهار شیراز» و تأثیر آن بر شیوه بازی خود یادآور شد: نکته جالب ریحانه برای من این بود که برخلاف بسیاری از شخصیتهای این مجموعه، خودش شخصیتی کمدی نیست. او در فضای طنزآمیز سریال حضور دارد، اما قرار نیست مدام شوخی کند یا به هر قیمتی خنده بگیرد. به همین دلیل، بیشتر از اینکه بخواهم برای او رفتارهای بامزه طراحی کنم، باید مراقب میبودم واکنشهایش طبیعی و متناسب با شخصیتش باشد. در کمدی، گاهی جدی گرفتن موقعیت از تلاش مستقیم برای خنداندن نتیجه بهتری میدهد. به نظرم همه شخصیتهای یک مجموعه کمدی نباید کارکرد یکسانی داشته باشند؛ تفاوت آنهاست که به قصه تنوع میدهد و اجازه میدهد مخاطب علاوه بر خندیدن، با آدمهای داستان هم ارتباط عاطفی برقرار کند.
این بازیگر درباره همکاری دوباره با حسن وارسته، نویسنده و کارگردان «بهار شیراز»، توضیح داد: همکاری من با آقای وارسته به «بچه مهندس» برمیگردد؛ مجموعهای که با نقش مومو یا مژگان در آن بیشتر به مخاطبان معرفی شدم. «بهار شیراز» دومین تجربه همکاری ما بود و طبیعتاً آشنایی قبلی میتوانست به شناخت بهتر فضای کار کمک کند. با این حال، ریحانه با شخصیت قبلی من تفاوت داشت و برایم مهم بود که در این تجربه تازه، مسیر متفاوتی را امتحان کنم. در هر کاری، گفتوگو درباره شخصیت و رسیدن به درک مشترک از موقعیتها اهمیت زیادی دارد. بازیگر باید بتواند پیشنهادهایش را مطرح کند و در عین حال، در چارچوب کلی اثر حرکت کند. من دوست دارم در هر همکاری چیزی یاد بگیرم و تجربهای به دست بیاورم که در کارهای بعدی هم به من کمک کند.
خاطره فیلمبرداری در روزهای جنگ
چهرهپرداز درباره یکی از تجربههای ماندگارش در جریان تولید «بهار شیراز» خاطرنشان کرد: روزهایی که سکانسهای عروسی را در باغهای شهریار فیلمبرداری میکردیم، برایم بسیار ماندگار شد. در همان روزها جنگ اول اتفاق افتاد و خبر آن شوک بزرگی برای همه ما بود. ما درگیر ساختن فضایی شاد و برگزاری یک مراسم عروسی در قصه بودیم اما واقعیت بیرون از صحنه ناگهان حالوهوای دیگری پیدا کرد.
وی افزود: این تضاد، تجربهای بود که بهسادگی فراموش نمیشود. گاهی پشت صحنه یک پروژه اتفاقاتی رخ میدهد که دیگر فقط خاطره کاری نیستند و به بخشی از تجربه شخصی آدم تبدیل میشوند. آن روزها برای من از همین جنس بود.
«بهار شیراز» قرار نیست برای زندگی مخاطب نسخه بپیچد
این بازیگر درباره مضمون اصلی «بهار شیراز» و آنچه این مجموعه فراتر از سرگرمی به مخاطب ارائه میکند، اظهار کرد: به نظرم قصههای خانوادگی زمانی جذاب میشوند که آدمهایشان را بینقص و همیشه درستکار نشان ندهند. در زندگی واقعی، آدمها ممکن است همدیگر را دوست داشته باشند، اما اشتباه کنند، از هم فاصله بگیرند یا نتوانند احساساتشان را درست بیان کنند. «بهار شیراز» هم در دل فضای طنز خود به روابط میان آدمها میپردازد؛ به اینکه چطور با تفاوتها کنار میآییم و در برابر مشکلات چه واکنشی نشان میدهیم. برای من مهم است که مخاطب در کنار سرگرم شدن، بتواند لحظهای به روابط خودش هم فکر کند. البته قرار نیست یک سریال برای مخاطب نسخه بپیچد؛ گاهی کافی است آدمهایی را نشان بدهد که شبیه خود ما هستند تا هرکس برداشت خودش را از قصه داشته باشد.
وی با اشاره به ویژگیهای متمایز این مجموعه در مقایسه با دیگر کمدیهای خانوادگی تلویزیون گفت: فکر میکنم یکی از ویژگیهای «بهار شیراز» این است که با وجود تعدد شخصیتها، هرکدام تلاش میکنند هویت و مسیر خودشان را داشته باشند. این موضوع در یک مجموعه خانوادگی اهمیت زیادی دارد، چون مخاطب باید بتواند با آدمهای مختلف ارتباط بگیرد و هرکدام را با ویژگیهای خاص خودش به یاد بیاورد.
این بازیگر افزود: از طرف دیگر، فضای شیراز و بافت شهر به سریال هویت مشخصی داده است. شهر در این مجموعه فقط محل وقوع اتفاقات نیست، بلکه بخشی از حالوهوای قصه است. به نظرم ترکیب روابط خانوادگی، شخصیتهای متنوع و فضای بومی میتواند تجربه متفاوتی برای مخاطب بسازد، بدون اینکه لازم باشد سریال برای متفاوت بودن از زندگی معمول آدمها فاصله بگیرد.
چهرهپرداز درباره تلاش برای دور شدن شخصیت ریحانه از کلیشههای رایج در سریالهای خانوادگی توضیح داد: برای من مهم بود که ریحانه فقط با یک ویژگی شناخته نشود. او دختری اهل سفر است اما قصهاش به سفر محدود نمیماند. فقدان مادر در دوران کرونا و بسته بودن پروازها که امکان بازگشت به ایران برای حضور در مراسم خاکسپاری را از او میگیرد، فاصلهای که با پدرش پیدا میکند، بیماری همسرش و بحرانی که در زندگی مشترکش شکل میگیرد، همگی بر مسیر زندگی او اثر میگذارند.
وی افزود: ریحانه در نهایت به ایران برمیگردد، درباره ادامه زندگی مشترکش تصمیم میگیرد و بهتدریج مسئولیتهای تازهای میپذیرد؛ از مدیریت کسبوکار گردشگری پدرش تا پذیرفتن فرزندخوانده. برای من جذابیت این مسیر در این بود که او را نه بهعنوان شخصیتی ثابت، بلکه بهعنوان انسانی ببینم که تجربهها تغییرش میدهند. امیدوار بودم مخاطب بتواند این تغییر را در بازی من هم احساس کند.
این بازیگر درباره سرنوشت ریحانه در صورت ساخته شدن ادامه «بهار شیراز» تصریح کرد: دوست دارم ببینم ریحانه در مرحله تازه زندگیاش چطور با مسئولیتهایی که پذیرفته کنار میآید و چه چیزهای تازهای درباره خودش کشف میکند. وقتی شخصیتی از چند تجربه مهم عبور کرده، ادامه داستان میتواند فرصت خوبی باشد تا نتیجه این تغییرات را ببینیم، نه اینکه فقط اتفاقهای تازهای به زندگیاش اضافه شود. البته مسیر آینده او به نگاه نویسنده و داستانی که قرار است روایت شود بستگی دارد. پخش «بهار شیراز» در جریان جنگ دوم متوقف شد و طبیعتاً دوست دارم مخاطبانی که قصه را دنبال میکردند، فرصت دیدن ادامه آن را داشته باشند.
شیراز و خاطراتی که از یک مجموعه باقی میمانند
چهرهپرداز در پایان، درباره خاطرات پشت صحنه «بهار شیراز» گفت: فیلمبرداری در شیراز و بهخصوص در بافت قدیمی شهر از خاطرات دوستداشتنی من است. صحنه ورود ریحانه به قصه را در امامزاده قریب شیراز فیلمبرداری کردیم و آن فضا برایم حس خاصی داشت. وقتی بعدها به خاطرات یک پروژه فکر میکنم، فقط صحنههایی که بازی کردهام به یادم نمیآیند؛ حالوهوای مکانها، بهخصوص در شهر زیبای شیراز، آدمهایی که کنارشان کار کردهام و اتفاقاتی که در طول تولید رخ داده نیز بخشی از خاطره میشوند. «بهار شیراز» برای من مجموعهای از همین تجربههاست و امیدوارم قصه دوستداشتنی این کاراکترها ادامه داشته باشد.
انتهای پیام/