وقتی اعتبار هنری کافی نیست؛ روایت ناکامی مدیریتی در جشنواره فیلم کوتاه تهران
جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران که روزگاری یکی از معتبرترین رویدادهای سینمایی خاورمیانه بود و فیلمهای برگزیدهاش راهی فهرست اسکار میشدند، اکنون با گذشت بیش از چهار دهه، بیش از آنکه یادآور اعتبار گذشته باشد، نشانی از سرگردانی و بیثباتی دارد. در دو دوره اخیر، بهروز شعیبی، سینماگری که در میان اهالی فن همواره چهرهای خوشنام و محترم محسوب میشود، دبیری این جشنواره را بر عهده داشته است. با این حال، فاصله میان اعتبار هنری او و عملکردش در مقام مدیر اجرایی، به یکی از جدیترین محورهای انتقاد از این رویداد تبدیل شده است.
کمبود تجربه اجرایی؛ نخستین چالش دبیری
فقدان سابقه مدیریتی متناسب با ابعاد جشنواره، نخستین و شاید بنیادیترین انتقاد وارد بر عملکرد شعیبی است. اگرچه او در کارنامه خود دبیری جشنواره فیلم کوتاه رضوی و عضویت در هیئتهای انتخاب و داوری جشنوارههای مختلف را دارد، در مدیریت رویدادی در مقیاس جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، تجربه چندانی نداشته است. این کمتجربگی، خود را در جزئیات اجرایی جشنواره، از انتخاب مکان نامناسب گرفته تا بینظمی در برنامهریزی، بهوضوح نشان داده است.
تداوم اعتراض فیلمسازان و چالش اعتماد
ناتوانی در مدیریت اعتراضات فیلمسازان، سومین و شاید دردناکترین بخش کارنامه اوست. موج نارضایتی از فرایند انتخاب، داوری و توزیع جوایز که در دوره چهلودوم شکل گرفت، در دوره چهلوسوم نیز ادامه یافت. شعیبی در مقام دبیر جشنواره به حواشی مربوط به حضور برخی آثار و موضع اعتراضی فیلمسازان پاسخ داد، اما این پاسخها نتوانست موج نارضایتی را فروبنشاند.
بسیاری از فیلمسازان معتقد بودند آثارشان بهصورت سلیقهای حذف شده است و امکان رقابت برابر وجود ندارد. شعیبی نیز در مصاحبه مطبوعاتی پیش از جشنواره اعلام کرد که در میان آثار راهیافته «آثاری داشتیم که فاقد محتوا و درام بودند». با این حال، طرح چنین دیدگاهی بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی پرسشهای مطرحشده درباره معیارهای انتخاب و چگونگی تضمین عدالت در رقابت باشد. آنچه در این میان اهمیت دارد، ضرورت تبیین روشن معیارها و ایجاد ساز و کاری است که امکان ارزیابی عملکرد جشنواره را برای فیلمسازان فراهم کند.
سیاستهای محتوایی؛ میان ادعا و ابهام
ابهام در سیاستهای محتوایی و ممیزی نیز به فهرست انتقادات افزوده شده است. شعیبی در نشست خبری اعلام کرد «هیچ ممیزی کلانی نداریم»، اما همزمان بر اهمیت فرهنگ عمومی و حذف آثاری با کلمات نامناسب تأکید کرد. کنار هم قرار گرفتن این اظهارات، پرسشهایی درباره حدود و معیارهای اعمال محدودیت بر آثار ایجاد میکند؛ پرسشهایی که پاسخ روشن به آنها میتواند به کاهش ابهامها و افزایش اعتماد فیلمسازان کمک کند.
در چنین شرایطی، صرف اعلام نبود ممیزی کلان کافی نیست و لازم است سیاستهای محتوایی جشنواره به شکلی روشن و قابل ارزیابی تبیین شود. شفافیت در این زمینه، بهویژه برای فیلمسازان جوانی که جشنواره را فرصتی برای نمایش و ارزیابی آثار خود میدانند، اهمیت فراوانی دارد.
وعده پلتفرم تخصصی و مسئله دیدهشدن آثار
معضل حلنشده اکران و انتشار آثار نیز همچنان پابرجاست. شعیبی وعده راهاندازی پلتفرم تخصصی فیلم کوتاه را داده، اما خود اذعان کرده است که این طرح «به دلایل اجرایی به جشنواره امسال نرسید». اکرانهای محدود «قرار» نیز با وجود تلاشهای انجامشده، نتوانسته مشکل دیدهشدن آثار پس از جشنواره را برطرف کند.
یکی از کارکردهای مهم جشنواره فیلم کوتاه تهران، فراهم کردن فضایی برای معرفی آثار به مخاطبان گستردهتر است؛ کارکردی که نباید با پایان مراسم اختتامیه متوقف شود. وقتی راه مشخص و پایداری برای تماشای آثار پس از جشنواره وجود نداشته باشد، فرصت ارتباط فیلمسازان با مخاطبان و امکان تداوم حیات حرفهای آثار محدود میشود. از این منظر، تحقق وعده ایجاد یک فضای تخصصی نمایش فیلم کوتاه، فراتر از یک برنامه جانبی، ضرورتی برای تقویت جایگاه جشنواره و حمایت از سینمای کوتاه است.
اعتبار هنری در برابر مسئولیت مدیریتی
در مجموع، بهروز شعیبی در دو دوره دبیری خود نتوانسته است انتظارات را برآورده کند. او سینماگری است که اعتبار هنریاش در جای خود محفوظ است، اما در قامت مدیر اجرایی با ضعفهایی روبهرو بوده که رفع آنها نیازمند تجربه، شفافیت و ارتباط مؤثرتر با فیلمسازان جوان است.
جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران همچنان یکی از مهمترین رویدادهای سینمای ایران است، اما حفظ جایگاه آن تنها با اتکا به سابقه و اعتبار گذشته امکانپذیر نیست. مدیریت کارآمد، پاسخگویی درباره مسائل مالی، شفافیت در فرایند انتخاب و داوری و ایجاد فرصتهای پایدار برای نمایش آثار، از جمله الزاماتی است که میتواند به تقویت جایگاه این رویداد کمک کند.
در نهایت، اعتماد ازدسترفته فیلمسازان، مهمترین سرمایهای است که بازسازی آن باید در اولویت قرار گیرد؛ هدفی که بیش از برگزاری مراسم و اهدای جوایز، به اصلاح فرایندها و پاسخگویی روشن در برابر انتقادها نیاز دارد.
انتهای پیام/