نگاهی حقوقی به اکوساید؛ جنایتی خاموش و تهدیدی بزرگ برای بقای بشر
اکوساید (بومکُشی یا طبیعتکُشی Ecocide) به معنای نابودی گسترده، شدید و بلندمدت اکوسیستمها توسط اقدامهای انسانی است؛ این مفهوم که در دهه ۱۹۷۰ مطرح شد، در حال حاضر یکی از جدیترین تهدیدهای علیه بقای بشر و طبیعت است؛ با وجود این، هنوز بومکُشی در سطح بینالمللی بهعنوان جرم مستقل بهاندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.
در حالی که جنایتهای جنگی، نسلکشی و جنایتهای علیه بشریت جایگاه تثبیتشدهای در حقوق بینالملل دارند، آسیبهای زیستمحیطی گسترده اغلب بهعنوان خسارت جانبی اقدامهای دیگر تلقی شده و کمتر به پیگرد قانونی منجر میشوند.
تعریف و اهمیت بومکُشی بهعنوان جنایتی بزرگ
اصطلاح اکوساید برای نخستین بار در اوایل دهه ۱۹۷۰ توسط آرتور گالستون، زیستشناس آمریکایی در واکنش به استفاده از علفکشها در جنگ ویتنام مطرح شد؛ تعریف پذیرفتهشده فعلی که در سال ۲۰۲۱ توسط پنل مستقل کارشناسان حقوقی Independent Expert Panel تحت حمایت بنیاد توقف اکوساید Stop Ecocide Foundation ارائه شد، بومکُشی را چنین تعریف میکند: اعمال غیرقانونی یا بیپروا که با آگاهی از احتمال قابل توجه ایجاد آسیب شدید و گسترده یا بلندمدت به محیط زیست انجام میشود.
آسیب شدید شامل تغییرهای بسیار جدی، اختلال یا آسیب به هر عنصر محیط زیست ازجمله تاثیرهای بر زندگی انسانی و منابع طبیعی، فرهنگی و اقتصادی است؛ آسیب گسترده فراتر از منطقه جغرافیایی محدود میرود یا کل اکوسیستم یا گونه را تحت تأثیر قرار میدهد و آسیب بلندمدت غیرقابلبرگشت یا نیازمند زمان طولانی برای بازیابی طبیعی است.
بومکُشی جنایتی بزرگ محسوب میشود، زیرا نهتنها طبیعت را نابود میکند، بلکه پایههای حیات انسانی یعنی آب، خاک، غذا و هوا را از بین میبرد و آثار آن نسلها ادامه مییابد؛ با وجود این، توجه جهانی به آن محدود مانده است.
رسانهها و نهادهای بینالمللی اغلب بر تلفات انسانی فوری تمرکز میکنند و آسیبهای زیستمحیطی را فرعی میدانند؛ این کمتوجهی باعث میشود مرتکبان بدون پاسخگویی باقی بمانند و چرخه تخریب تکرار شود.
پبومکُشی از منظر حقوق بینالملل
حقوق بینالملل هنوز بومکُشی را بهعنوان جرم مستقل در اساسنامه رُم دیوان بینالمللی کیفری ICC به رسمیت نشناخته است؛ ۴ جرم اصلی در اساسنامه رُم عبارتند از نسلکشی، جنایتهای علیه بشریت، جنایتهای جنگی و جرم تجاوز.
البته مقرراتی وجود دارد که آسیب زیستمحیطی شدید را پوشش میدهد؛ ماده ۸ (۲) (ب) (iv) اساسنامه رُم، راهاندازی عمدی حملهای را که با آگاهی از ایجاد آسیب گسترده، بلندمدت و شدید به محیط طبیعی انجام شود و این آسیب در مقایسه با مزیت نظامی ملموس و مستقیم پیشبینیشده آشکارا بیش از حد باشد، جنایت جنگی میداند.
پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو ۱۹۷۷ نیز محدودیتهایی بر روشهای جنگی که آسیب شدید، گسترده و بلندمدت به محیط زیست وارد میکنند، اعمال میکند.
کنوانسیون منع استفاده نظامی از تکنیکهای تغییر محیط زیست ENMOD مصوب ۱۹۷۷ نیز ممنوعیتهایی ایجاد کرده است.
کارزار Stop Ecocide و کشورهای جزایر اقیانوس آرام مانند وانوآتو، فیجی و ساموآ پیشنهاد اصلاح اساسنامه رُم برای افزودن بومکُشی بهعنوان جرم پنجم را مطرح کردهاند؛ برخی کشورها مانند ویتنام، روسیه، فرانسه و بلژیک بومکُشی یا مفاهیم مشابه را در قوانین داخلی خود گنجاندهاند.
شورای اروپا نیز در سالهای اخیر کنوانسیونی برای جرمانگاری تخریب شدید محیط زیست تصویب کرده است؛ با وجود این پیشرفتها، نبود جرم مستقل بینالمللی مانع پیگرد موثر میشود و بسیاری از موارد آسیب زیستمحیطی در زمان صلح یا جنگ بدون پاسخ باقی میمانند.
آمریکا و رژیم صهیونیستی بهعنوان مرتکبان بومکُشی
منابع تاریخی و معاصر، آمریکا و رژیم صهیونیستی را در ارتباط با آسیبهای زیستمحیطی گسترده در مناطق مختلف مورد اشاره قرار دادهاند؛ این منابع براساس گزارشهای سازمان ملل، تحقیقات علمی و اسناد دولتی است.
در مورد آمریکا، نمونه کلاسیک جنگ ویتنام است؛ عملیات Ranch Hand بین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۱ منجر به پاشش بیش از ۷۲ میلیون لیتر علفکش ازجمله عامل نارنجی حاوی دیوکسین روی حدود ۶٫۴ میلیون هکتار جنگل و زمین کشاورزی در ویتنام جنوبی شد؛ این اقدام برای از بین بردن پوشش گیاهی و منابع غذایی نیروهای دشمن انجام گرفت و به نابودی گسترده جنگلهای مانگرو، کاهش تنوع زیستی، فرسایش خاک و آثار بلندمدت بهداشتی منجر شد.
اصطلاح بومکُشی در همان دوران برای توصیف این اقدامها به کار رفت.
گزارشهای بعدی آسیبهای مشابهی را در جنگهای خلیج فارس و عراق نیز مستند کردهاند؛ درپی تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران، گزارشهای بینالمللی به آسیبهای زیستمحیطی ناشی از حملههای آمریکا به تاسیسات نفتی و انرژی اشاره کردهاند.
برنامه محیط زیست سازمان ملل UNEP نیز تایید کرده که حملهها به تاسیسات نفتی در نزدیکی مناطق شهری ازجمله تهران باعث انتشار ترکیبات خطرناک، دود سنگین و پدیده باران سیاه شده که میتواند آلودگی هوا، خاک و آب را برای سالها ادامه دهد و زنجیره غذایی را تحت تاثیر قرار دهد.
در مورد رژیم صهیونیستی نیز، گزارشهای متعددی آسیبهای زیستمحیطی در غزه و لبنان را مستند کردهاند؛ برنامه محیط زیست سازمان ملل و تحلیلهای ماهوارهای Forensic Architecture نشان میدهند که از اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲) به بعد، بخش عمدهای از زمینهای کشاورزی غزه، پوشش گیاهی، گلخانهها و زیرساختهای آب و فاضلاب تخریب یا آلوده شدهاند و میلیونها تن آوار آلوده به آزبست و مواد منفجره عملنکرده تولید شده است.
وزارت محیط زیست لبنان در سال ۲۰۲۶ گزارشی منتشر کرد و اقدامهای نظامی رژیم صهیونیستی را مصداق بومکُشی دانست که شامل آسیب به هزاران هکتار جنگل و باغ و آلودگی خاک میشود.
این موارد نشان میدهد که آسیبهای زیستمحیطی در مخاصمات مسلحانه اغلب نظاممند و دارای آثار بلندمدت هستند، اما بهدلیل نبود جرم مستقل بومکُشی، پیگرد آنها دشوار است.
پیامدهای سکوت و انفعال در برابر جنایت بومکُشی
سکوت جامعه بینالمللی و انفعال در برابر بومکُشی پیامدهای عمیقی دارد.
نخست، تکرار چرخه تخریب: بدون پاسخگویی، دولتها و بازیگران نظامی به استفاده از روشهایی که محیط زیست را هدف قرار میدهند ادامه میدهند، زیرا هزینه سیاسی و حقوقی آن پایین است.
دوم، تهدید امنیت غذایی و آبی نسلهای آینده: نابودی خاک، آب و تنوع زیستی منجر به قحطی، بیماری و مهاجرت اجباری میشود و بیثباتی منطقهای و جهانی را تشدید میکند.
سوم، تضعیف اعتماد به حقوق بینالملل: وقتی آسیبهای آشکار زیستمحیطی بدون پیگرد باقی میمانند، مشروعیت نهادهایی مانند دیوان بین المللی کیفری و سازمان ملل زیر سؤال میرود.
چهارم، تشدید بحران اقلیمی: تخریب جنگلها و اکوسیستمها انتشار گازهای گلخانهای را افزایش میدهد و تلاشهای جهانی برای مقابله با تغییرات اقلیمی را تضعیف میکند.
انفعال همچنین به بیعدالتی بیننسلی دامن میزند؛ جوامعی که قربانی اکوساید میشوند، دههها با آلودگی، بیماری دستوپنجه نرم میکنند، در حالی که مرتکبان از مصونیت برخوردارند.
بومکُشی جنایتی بزرگ است که بقای انسان و طبیعت را تهدید میکند، اما بهدلیل نبود جرم مستقل در حقوق بینالملل کیفری و تمرکز غالب بر تلفات انسانی فوری، کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ چارچوبهای موجود مانند مقررات جنایتهای جنگی ناکافی هستند و پیشنهاد افزودن بومکُشی به اساسنامه رُم گامی ضروری است.
موارد تاریخی آمریکا در ویتنام و گزارشهای معاصر درباره آسیبهای زیستمحیطی در غزه، لبنان و مناطق دیگر نشاندهنده نیاز فوری به پاسخگویی است؛ سکوت و انفعال نه تنها آسیبها را تداوم میبخشد، بلکه آینده مشترک بشریت را به خطر میاندازد.
جامعه جهانی باید با تقویت سازوکارهای حقوقی، مستندسازی علمی بیطرف و فشار دیپلماتیک، بومکُشی را بهعنوان اولویت به رسمیت بشناسد تا از تکرار آن جلوگیری شود.
- بیشتر بخوانید:
- بومکُشی؛ جنایتی تاریخی در مسیر به رسمیت شناخته شدن
- گزارش اینترسپت از آسیب آمریکا و رژیم صهیونیستی به محیط زیست ایران
انتهای پیام/