وقت آن رسیده «تصویر کودک ایرانی» را به جهان صادر کنیم/ باید «اکوسیستم جهانی سینمای کودک ایران» را بسازیم
سیدرضا منتظری در گفتوگو با میزان درباره آینده سینمای کودک و نوجوان اظهار داشت: اگر قرار باشد امروز درباره آینده سینمای کودک و نوجوان حرف بزنیم، دیگر نباید بحث را از همان نقطههای همیشگی شروع کنیم؛ اینکه بودجه کم است، تولید کم است، سالن کم است، مخاطب کودک از سینما فاصله گرفته یا جشنواره باید چه کار کند. اینها همه مسئلهاند، اما مسئله بزرگتری پشت همه اینها وجود دارد که کمتر درباره آن حرف زدهایم؛ ما اساساً برای سینمای کودک ایران یک مأموریت جهانی تعریف نکردهایم.
وی ادامه داد: ما سالها درباره این حرف زدهایم که کودکان ایرانی تحت تأثیر تولیدات فرهنگی خارجی قرار گرفتهاند؛ از کارتون و انیمیشن و فیلم گرفته تا بازیهای رایانهای، پلتفرمها، اینترنت و شبکههای ماهوارهای. من نمیخواهم این موضوع را صرفاً از زاویه تقابل با فرهنگ دیگران ببینم. مسئله من عمیقتر از این حرفهاست. سؤال این است که چرا ما باید همیشه مصرفکننده باشیم؟
این منتقد سینما افزود: چرا کودک ایرانی باید فقط با شخصیتها، قهرمانها، جهانهای داستانی و تخیل تولیدشده در کشورهای دیگر مواجه شود؟ چرا کودک ایرانی نباید بتواند یک فیلم ایرانی را ببیند که در آن هم خودش را پیدا کند و هم یک کودک فرانسوی، هندی، ژاپنی، آفریقایی یا آمریکای لاتین بتواند با شخصیت آن ارتباط برقرار کند؟
منتظری تصریح کرد: به نظرم وقت آن رسیده که از «مقاومت در برابر تصویر دیگران» به «تولید تصویر خودمان برای جهان» برسیم. این تفاوت بسیار مهمی است.
وی با بیان اینکه سینمای کودک را نباید صرفاً یک مسئله سرگرمی یا حتی فرهنگی داخلی دانست، گفت: سینمای کودک فقط سرگرمی نیست. کودکی که امروز یک قهرمان را دوست دارد، فردا با جهانبینی، ارزشها، روابط انسانی و حتی تصورش از جهان تحت تأثیر همان روایت قرار میگیرد.
این عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران ادامه داد: به همین دلیل کشورهای مختلف برای سینمای کودک خود فقط فیلم تولید نمیکنند؛ اکوسیستم تولید و توزیع و ترویج میسازند. شبکههای تخصصی، بازارهای تولید مشترک، آزمایشگاه فیلمنامه، برنامههای توسعه مخاطب، شبکههای جشنوارهای و آموزشی و سازوکارهای پخش بینالمللی ایجاد میکنند.
وی با اشاره به نمونههایی از این ساختارها اظهار داشت: برای نمونه، ECFA در اروپا صرفاً یک جشنواره یا جایزه نیست؛ یک شبکه تخصصی برای سینمای کودک است که ابعاد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و آموزشی این سینما را دنبال میکند. Cinekid نیز بازار تولید مشترک بینالمللی دارد که پروژههای سینمایی و سریالی کودک را به تهیهکنندگان، پخشکنندگان و شرکای بینالمللی متصل میکند.
منتظری تأکید کرد: ما هم باید از «جشنواره فیلم کودک» به «اکوسیستم جهانی سینمای کودک ایران» فکر کنیم.
وی درباره ضرورت تدوین سیاست ملی برای این حوزه گفت: سینمای کودک ایران نیازمند یک سند راهبردی مشخص برای حضور جهانی است؛ اما نه یک سند دیگر که در قفسه بایگانی قرار بگیرد. این سند باید دقیقاً مشخص کند چه نوع آثاری میخواهیم تولید کنیم، برای چه گروه سنی، با چه استانداردی، در چه بازارهایی و با چه کشورهایی تولید مشترک داشته باشیم.
وی افزود: باید مشخص باشد چه کسی مسئول فروش بینالمللی است، چه نهادی مسئول کشف استعداد است، چه نهادی مسئول پژوهش درباره کودک امروز جهان است و چه نهادی باید شبکه توزیع ایجاد کند. مهمتر از همه، باید مشخص کنیم چه شاخصی نشان میدهد که سینمای کودک ایران در جهان اثر گذاشته است.
منتظری ادامه داد: شاخص موفقیت نباید فقط تعداد جایزه یا تعداد حضور جشنوارهای باشد. باید ببینیم چند مخاطب فیلمهای ما را دیدهاند، فیلم در چند کشور عرضه شده، چه قراردادهای پخشی منعقد شده، چه تولیدهای مشترکی شکل گرفته، آیا آثار ما به مدارس و شبکههای آموزشی راه پیدا کردهاند و شخصیتها و داستانهای ایرانی تا چه اندازه در ذهن کودکان جهان ماندگار شدهاند.
این منتقد سینما در ادامه درباره نقش بنیاد سینمایی فارابی گفت: به نظرم بنیاد سینمایی فارابی باید از یک «حامی تولید فیلم» به موتور توسعه بینالمللی سینمای کودک ایران تبدیل شود.اگر فارابی متولی اصلی سیاستهای حمایتی سینمای کودک است، باید یک واحد تخصصی و قدرتمند برای توسعه جهانی سینمای کودک و نوجوان داشته باشد.
وی تصریح کرد: این واحد نباید صرفاً فیلمها را به چند جشنواره خارجی ارسال کند. باید برای پروژهها شریک خارجی پیدا کند، بازارهای هدف را شناسایی کند، پخشکننده بینالمللی داشته باشد، تولید مشترک را تسهیل کند، حقوق مالکیت معنوی شخصیتها و آثار را دنبال کند و حتی برای انیمیشن و سریال کودک برنامه صادراتی داشته باشد.
منتظری افزود: اتفاقاً بنیاد سینمایی فارابی در برنامههای بینالمللی اخیر خود از حضور مؤثر در بازارهای محتوایی، توسعه تولید مشترک و ایجاد دفتر تولید مشترک سینمای جهان اسلام صحبت کرده است، اما من میگویم این رویکرد باید بهطور ویژه و جدی برای سینمای کودک طراحی شود.
وی درباره نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز گفت: وزارت فرهنگ باید سیاستگذار و هماهنگکننده این پروژه باشد. ما نباید هفت دستگاه داشته باشیم که هرکدام بخشی از کودک را ببینند، اما هیچکس مسئول تصویر نهایی نباشد. وزارت ارشاد باید یک تقسیم کار روشن میان فارابی، کانون، آموزش و پرورش و سایر دستگاهها ایجاد کند.
منتظری توضیح داد: فارابی باید موتور سینمای حرفهای و بینالمللی باشد؛ کانون باید موتور تربیت و کشف استعداد و تولید محتوای فرهنگی باشد و آموزش و پرورش باید شبکه عظیم مخاطب و توسعه مخاطب را در اختیار این پروژه قرار دهد. اگر این سه در کنار هم قرار بگیرند، ظرفیت بسیار بزرگی ایجاد میشود.
این منتقد سینما درباره نقش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اظهار داشت: کانون یک مزیت بسیار مهم دارد که هیچ نهاد سینمایی دیگری به این شکل ندارد؛ ارتباط مستقیم با کودک. کانون میتواند آزمایشگاه واقعی شناخت کودک ایرانی باشد.
وی ادامه داد: قبل از تولید یک فیلم میتوان شخصیتها و ایدهها را با گروههای مختلف کودک و نوجوان آزمایش کرد. باید ببینیم بچهها چه چیزی را دوست دارند، چه چیزی برایشان مصنوعی است، چه شخصیتی را باور میکنند و چه داستانی با آنها ارتباط برقرار میکند.
منتظری افزود: حتی میتوانیم «شورای کودک» داشته باشیم؛ گروههایی از کودکان که به شکل واقعی، نه نمایشی، درباره آثار نظر بدهند. در دنیا مشارکت کودک در ساختارهای سینمای کودک جدی گرفته شده است. ما هم باید کودک را از «مخاطب نهایی» به یکی از طرفهای فرایند تولید تبدیل کنیم.
وی آموزش و پرورش را نیز یکی از بازیگران مغفول این حوزه دانست و گفت: اگر میخواهیم سینمای کودک ایرانی جهانی شود، ابتدا باید نسل سینمارو و باسواد سینمایی تربیت کنیم. مدرسه میتواند یکی از مهمترین شبکههای نمایش و آموزش سینمای کودک باشد.
او ادامه داد: چرا سینمای کودک فقط باید در سالن سینما تعریف شود؟ میتوان یک شبکه ملی نمایش و گفتوگوی فیلم برای مدارس ایجاد کرد؛ فیلم دیده شود، دربارهاش گفتوگو شود، بچهها نقد کنند و حتی آثار خودشان را بسازند. بعد همین شبکه میتواند به یک شبکه بینالمللی متصل شود.
منتظری تأکید کرد: کودک ایرانی نباید فقط فیلم ایرانی ببیند؛ باید فیلم کودک کشورهای دیگر را هم ببیند و در مقابل، کودکان کشورهای دیگر هم آثار ایرانی را ببینند. این میشود دیپلماسی فرهنگی واقعی، نه صرفاً برگزاری یک هفته فیلم در یک کشور دیگر.
وی درباره نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: شورای عالی انقلاب فرهنگی نباید وارد جزئیات تولید یک فیلم شود؛ اما میتواند نقشه کلان این حوزه را طراحی و دستگاهها را همراستا کند. در اسناد موجود نیز ظرفیت چنین نگاهی وجود دارد. در سند ملی حقوق کودک و نوجوان، از حمایت از تولید محصولات فرهنگی برای کودکان و همچنین استفاده هدفمند از همکاریهای داخلی و بینالمللی در تولید، تبادل و انتشار آثار برای کودکان سخن گفته شده است.
این منتقد سینما افزود: حتی اخیراً کارگروه تخصصی تدوین سیاستها و ضوابط حوزه رسانه و محصولات تربیتی کودک و نوجوان در شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شده است؛ بنابراین زمان آن رسیده که این ظرفیت از سطح سند و سیاست، به برنامه اجرایی مشخص برای صادرات فرهنگی سینمای کودک برسد.
منتظری درباره نقش مجلس نیز گفت: مجلس نباید برای سینما فیلم بسازد یا در جزئیات محتوایی دخالت کند. نقش مجلس میتواند قانونگذاری، نظارت و تضمین منابع پایدار باشد. اگر قرار است سینمای کودک یک اولویت فرهنگی باشد، باید مشخص شود چه حمایتهایی از تولید، اکران، پخش بینالمللی و تولید مشترک صورت میگیرد و این حمایتها چگونه قابل ارزیابی است.
وی ادامه داد: مجلس همچنین میتواند از دستگاههای مسئول سؤال کند که بعد از چند دهه حمایت از سینمای کودک، دقیقاً چه سهمی از بازار جهانی را در اختیار داریم؟ این سؤال بسیار مهمی است.
منتظری با تأکید بر اینکه مفهوم «بازار جهانی کودک» باید وارد ادبیات سیاستگذاری ایران شود، گفت: ما هنوز خیلی وقتها درباره فیلم کودک با ادبیات فرهنگی و حمایتی حرف میزنیم، اما کودک امروز بخشی از یک بازار جهانی عظیم محتواست. فیلم، سریال، انیمیشن، بازی، کتاب، اسباببازی و شخصیتهای داستانی به هم متصلاند.
وی افزود: اگر یک شخصیت ایرانی بتواند در فیلم موفق شود، میتواند وارد انیمیشن، کتاب، بازی و محصولات فرهنگی دیگر شود؛ بنابراین ما نباید فقط «فیلم» تولید کنیم؛ باید مالکیت فکری و جهان داستانی تولید کنیم. این یکی از مهمترین تغییرات نگاه است.
این منتقد سینما در پاسخ به این نگاه که چنین رویکردی ممکن است به تقلید از مدلهای هالیوودی منجر شود، گفت: ما قرار نیست هالیوود دوم باشیم. اتفاقاً برعکس؛ قرار است ایران اول باشیم، اما با زبان قابل فهم برای جهان.
منتظری تصریح کرد: یک فیلم کودک ایرانی میتواند درباره یک روستای ایرانی، یک خانواده ایرانی، یک کودک ایرانی یا حتی یک افسانه ایرانی باشد، اما مسئلهای را مطرح کند که کودک هر جای جهان بتواند با آن ارتباط بگیرد. دوستی، ترس، فقدان، امید، خانواده، تنهایی، شجاعت، رؤیا، رقابت، پذیرش تفاوت و کشف جهان، مرز جغرافیایی ندارند.
وی ادامه داد: جهانیشدن یعنی محلیترین قصه خودت را آنقدر درست و انسانی روایت کنی که یک کودک آن سوی دنیا هم خودش را در آن پیدا کند.
منتظری یکی از خطاهای اصلی سینمای کودک ایران را نیز اشتباه گرفتن «جهانیشدن» با «جشنواره خارجی رفتن» دانست و گفت: جشنواره فقط یکی از دروازههاست. ما باید بعد از جشنواره را هم ببینیم. فیلم کجا فروخته میشود؟ چه کسی آن را دوبله میکند؟ چه کسی برایش مخاطب میسازد؟ در چه مدرسهای دیده میشود؟ در کدام پلتفرم قرار میگیرد؟ آیا شخصیتش قابلیت توسعه دارد؟ آیا میتواند به یک مجموعه تبدیل شود؟ آیا بچههای کشورهای دیگر میتوانند درباره آن با هم حرف بزنند؟ اینها معیارهای واقعی اثرگذاری فرامرزیاند.
این منتقد سینما در ادامه با ارائه پیشنهادی برای یک پروژه ملی در حوزه سینمای کودک گفت: من اسم این طرح را «پروژه جهانیسازی سینمای کودک ایران» میگذارم که باید چند محور مشخص داشته باشد؛ ایجاد مرکز توسعه و صادرات سینمای کودک و نوجوان، ایجاد بازار سالانه تولید مشترک در کنار جشنواره کودک، راهاندازی آزمایشگاه بینالمللی فیلمنامه و توسعه پروژه، ایجاد شبکه فروش و پخش بینالمللی تخصصی، ایجاد شبکه مدارس و مراکز فرهنگی برای نمایش و گفتوگوی فیلمهای ایرانی و خارجی، تشکیل بانک پژوهش مخاطب کودک ایران و جهان، حمایت ویژه از انیمیشن، سریال و شخصیتهای داستانی ایرانی با قابلیت صادرات و ایجاد یک شبکه رسانهای چندزبانه که سینمای کودک ایران را برای جهان روایت کند.
منتظری در پایان گفت: ما درباره آینده حرف میزنیم. کودکی که امروز مخاطب یک اثر است، فردا بزرگسال همان جامعه است. اگر ما جهان کودک را فقط به دیگران واگذار کنیم، دیگران جهان ذهنی نسلهای آینده ما را روایت خواهند کرد.
وی تأکید کرد: پاسخ این نیست که کودک ایرانی را از جهان جدا کنیم. پاسخ این است که کودک ایرانی را آنقدر قدرتمند، خلاق و صاحب روایت کنیم که بتواند هم جهان را ببیند و هم جهان را تحت تأثیر قرار بدهد.
منتظری خاطرنشان کرد: ما نباید فقط نگران باشیم که فرهنگ دیگران وارد اتاق کودک ایرانی شده است. باید یک روز به نقطهای برسیم که کودکی در تهران، اصفهان یا شیراز، فیلمی بسازد که کودکی در توکیو، پاریس، نایروبی یا سائوپائولو بخواهد آن را ببیند.
این منتقد سینما تأکید کرد: یکی از نکات مهمی که همه ما باید به آن توجه ویژه داشته باشیم این است که از مسائلی مانند «کودکان شهید میناب» و… به صورت تشریفاتی استفاده نکنیم. سینما ملزم است با زبانی جهانی بازتاب دهنده فجایعی باشد که بر سر این کودکان آمده است.
وی در پایان تأکید کرد: این یعنی سینمای کودک از یک مسئله داخلی به یک پروژه فرهنگی فرامرزی تبدیل شده است و به نظرم این همان تغییری است که سینمای کودک ایران امروز بیش از هر چیز به آن نیاز دارد؛ ما دیگر نباید فقط برای کودکان ایران فیلم بسازیم، باید کاری کنیم کودکان جهان هم مخاطب سینمای ایران شوند.
انتهای پیام/