حقوق بشرِ در پاریس گزینشی و تابع منافع نظام سلطه غرب است
محسن همتی معاون قضایی دادگستری استان سمنان در حقوق شهروندی در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرارداد، آورده است: حقوق بشر اگر قرار است واقعاً حقوق بشر باشد، نمیتواند در مرزهای جغرافیایی متوقف شود و نمیتواند قربانی تابعیت، نژاد، منافع سیاسی و ائتلافهای قدرت شود.
تصاویر برخورد پلیس فرانسه با اعتراضات دانشآموزی، فارغ از جزئیات و حواشی این تجمعات، یک پرسش اساسی را دوباره پیش روی افکار عمومی جهان قرار میدهد؛ چرا مفاهیمی مانند آزادی تجمع، حق اعتراض، کرامت انسانی و حقوق شهروندی، هنگامی که در کشورهای غربی مطرح میشوند، «ارزش جهانشمول» دارند، اما وقتی پای فلسطین، لبنان، غزه، یمن و جمهوری اسلامی ایران و دیگر اعضای محور مقاومت به میان میآید، ناگهان تابع ملاحظات سیاسی و امنیتی میشود؟
این پرسش، پرسشی درباره فرانسه بهتنهایی نیست؛ مسئله، ساختاری عمیقتر است؛ مسئله، حقوق بشر گزینشی و استاندارد دوگانهای است که سالهاست بخشی از نظام سلطه غرب از آن بهعنوان ابزار فشار سیاسی استفاده میکند.
از خیابانهای پاریس تا ویرانههای غزه؛ یک معیار یا دو معیار؟
اگر اعتراض دانشآموزان فرانسوی، صرفنظر از صحت یا نادرستی برخی اقدامات آنان، مستحق شنیدهشدن، گفتوگو و بررسی مطالباتشان است، همین منطق باید درباره جوانان فلسطینی، مردم لبنان، شهروندان ایرانی و ملتهایی که در برابر اشغال، تجاوز و فشار خارجی ایستادهاند نیز صادق باشد.
نمیتوان برای یک تجمع در پاریس، ادبیات «حق اعتراض» و «آزادی بیان» به کار برد و در برابر کشتهشدن هزاران غیرنظامی در غزه، تخریب گسترده زیرساختهای غیرنظامی و آوارگی مردم فلسطین، همان مفاهیم را به حاشیه راند.
نمیتوان استفاده از زور علیه معترضان در یک کشور را «نقض حقوق بشر» دانست، اما هنگامی که رژیم صهیونیستی با حمایت سیاسی، تسلیحاتی و مالی آمریکا علیه مردم کشورمان و محور مقاومت اقدام میکند، موضوع را به «حق دفاع» تقلیل داد.
اگر حقوق بشر حقیقتاً معیار است، نباید میان قربانی اروپایی، فلسطینی، لبنانی، ایرانی یا هر انسان دیگری تفاوت گذاشت.
مشکل دقیقاً از جایی آغاز میشود که «حقوق بشر» به ابزار سیاست خارجی تبدیل میشود
جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است که حقوق ملتها، حاکمیت ملی کشورها و حق تعیین سرنوشت ملتها باید محترم شمرده شود. این اصول، صرفاً موضع سیاسی جمهوری اسلامی ایران نیست؛ در چارچوب حقوق بینالملل نیز اصل حاکمیت دولتها، منع توسل به زور و منع مداخله در امور داخلی کشورها از اصول بنیادین نظام بینالمللی محسوب میشوند.
با این حال، رفتار آمریکا و برخی دولتهای اروپایی در قبال جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که آنان در عمل، گاه همان اصولی را که در تریبونهای بینالمللی از آن سخن میگویند، در برابر ملتهای مستقل نادیده میگیرند.
تحریمهای گسترده، فشارهای سیاسی، حمایت از اقدامات بیثباتکننده و تلاش برای اعمال اراده سیاسی بر کشورهای مستقل، با کدام تعریف از احترام به حق حاکمیت ملتها سازگار است؟
نمیتوان از یک سو درباره «حقوق ملتها» سخن گفت و از سوی دیگر، حق یک ملت برای انتخاب مسیر سیاسی و اجتماعی خود را تنها زمانی به رسمیت شناخت که نتیجه آن مطابق میل قدرتهای غربی باشد.
جمهوری اسلامی ایران؛ قربانی اقدامات خصمانه آمریکایی-اسرائیلی
در سالهای گذشته، جمهوری اسلامی ایران بارها هدف اقدامات خصمانه، ترور، خرابکاری، تحریم و فشار سیاسی قرار گرفته است. با این حال، در بسیاری از موارد، روایت غالب رسانههای غربی بهگونهای تنظیم شده که ایران اسلامی نه بهعنوان کشوری که حق دفاع از امنیت و حاکمیت خود را دارد، بلکه صرفاً بهعنوان «تهدید» معرفی شود.
این در حالی است که حق دفاع از خود و صیانت از امنیت ملی، امتیاز اختصاصی آمریکا یا رژیم صهیونیستی نیست.
اگر دفاع از خود برای رژیم صهیونیستی یک «حق» تلقی میشود، چرا ملت ایران از حق دفاع در برابر تجاوز و اقدامات خصمانه برخوردار نباشد؟
اگر امنیت ملی برای کشورهای غربی خط قرمز است، چرا امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران باید موضوعی قابل معامله تلقی شود؟
و اگر حاکمیت کشورها محترم است، چرا تجاوز نظامی، ترور و اقدامات خصمانه علیه کشورهای مستقل، گاه با سکوت یا حمایت سیاسی همان قدرتهایی مواجه میشود که خود را مدافع نظم مبتنی بر قواعد معرفی میکنند؟
فلسطین؛ آزمون واقعی ادعای حقوق بشر
غزه شاید یکی از روشنترین آزمونهای معاصر برای سنجش صداقت ادعاهای حقوق بشری غرب باشد.
در فلسطین، مسئله صرفاً یک اختلاف سیاسی یا مناقشه مرزی نیست. سخن از ملتی است که دههها با اشغال، آوارگی، شهرکسازی و محرومیت از حقوق اساسی خود مواجه بوده و اکنون نیز مردم غیرنظامی آن هزینه سنگینی میپردازند.
در چنین شرایطی، حمایت همهجانبه سیاسی آمریکا از رژیم صهیونیستی، این پرسش را ایجاد میکند که آیا «حقوق بشر» برای واشنگتن یک اصل است یا ابزاری برای اعمال فشار بر رقبای سیاسی؟
اگر کشتار غیرنظامیان در هرنقطهای محکوم است، باید در غزه نیز محکوم باشد. اگر هدفگرفتن زیرساختهای غیرنظامی مذموم است، باید در غزه نیز مذموم باشد. اگر آوارگی مردم و محرومیت آنان از حقوق اولیه انسانی محکوم است، فلسطینیها نیز باید از همین حقوق برخوردار باشند.
حقوق بشر، زمانی معنا دارد که برای کشورهای مستقل و دارای حاکمیت قانون یک معیار داشته باشد، اسرائیل رژیم جعلی و اشغالگر است و چنین غده سرطانی که دنیا را به جنگ و خونریزی کشانده، نباید حذف شود؟ تا دنیا روی آرامش ببیند.
محور مقاومت باید در برابر اقدامات خصمانه دشمنان از خود دفاع کند
همین معیار درباره لبنان و جریانهای مقاومت نیز صادق است.
نمیتوان مفهوم مقاومت در برابر اشغال و تجاوز را صرفاً به دلیل آنکه با منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی سازگار نیست، از اساس نامشروع معرفی کرد.
لبنان، فلسطین، عراق و یمن حق دارند درباره امنیت و آینده خود تصمیم بگیرند و جمهوری اسلامی ایران حق دارد در برابر تجاوز، تهدید و تحریم و دیگر اقدامات خصمانه از خود دفاع کنند.
البته دفاع از حقوق ملتها به معنای نادیدهگرفتن حقوق غیرنظامیان یا توجیه نقض حقوق بشردوستانه نیست. اتفاقاً موضع اصولی جمهوری اسلامی ایران باید دقیقاً در همین نقطه روشن باشد: هیچ قدرتی نباید فراتر از قانون قرار گیرد؛ نه آمریکا، نه رژیم صهیونیستی، نه دولتهای اروپایی و نه هیچ بازیگر دیگری.
اما همین اصل باید دوطرفه باشد
نمیتوان هر اقدام مقاومت را «تروریسم» نامید، اما اقدام نظامی یک دولت برخوردار از حمایت قدرتهای بزرگ را صرفاً «دفاع مشروع» خواند و درباره زمینه تاریخی و حقوق ملت تحت اشغال سکوت کرد.
غرب اگر مدعی حقوق بشر است، باید پاسخ دهد
اکنون پرسش اصلی از دولتهای غربی و نهادهای مدعی دفاع از حقوق بشر این است:
چرا معیار حقوق بشر باید با نام کشور تغییر کند؟
چرا یک بازداشت در اروپا میتواند به تیتر نخست رسانههای جهان تبدیل شود، اما رنج مردم فلسطین، جنایات علیه تمامیت ارضی کشورمان از شهادت قائد امت، دانشمندان، نظامیان، مردان و زنان مظلوم و کودکان بیدفاع گاه در میان محاسبات سیاسی گم میشود؟
چرا حق حاکمیت کشورها زمانی محترم است که با منافع غرب تعارض نداشته باشد؟
چرا حق دفاع مشروع برای برخی دولتها پذیرفته شده، اما همان مفهوم برای ملتها و کشورهای مخالف نظم خودخواهانه مورد نظر آمریکا با تردید و انکار مواجه میشود؟
و مهمتر از همه، چه کسی به آمریکا و رژیم صهیونیستی اجازه داده است خود را داور نهایی حقوق بشر در جهان بدانند؟
پاسخ روشن است: هیچکس.
نظام بینالملل، ملک شخصی قدرتهای بزرگ نیست و حقوق بشر نیز ابزار انحصاری هیچ دولت یا بلوکی محسوب نمیشود.
جمهوری اسلامی ایران و یک مطالبه روشن
جمهوری اسلامی ایران حق دارد در برابر تهدید علیه امنیت و حاکمیت خود از منافع ملی و مردمش دفاع کند؛ همانگونه که ملت فلسطین حق دارد برای برخورداری از حقوق اساسی و تعیین سرنوشت خود مبارزه کند و ملت لبنان حق دارد در برابر تجاوز و اشغال از امنیت و تمامیت ارضی خود دفاع کند.
این موضع، دفاع از «بیقانونی» نیست؛ دفاع از حاکمیت قانون و برابری معیارها است.
آنچه باید کنار گذاشته شود، نه حقوق بشر، بلکه تفسیر سیاسی و گزینشی از حقوق بشر است؛ تفسیری که یک روز باتوم پلیس فرانسه را مسئله حقوق شهروندی میبیند و روز دیگر، رنج مردم فلسطین را به حاشیه میراند؛ یک روز برای حاکمیت اوکراین اشک میریزد و روز دیگر، حاکمیت و تمامیت ارضی کشورهای منطقه را نادیده میگیرد؛ یک روز از آزادی ملتها سخن میگوید و روز دیگر، با تحریم و فشار اقتصادی، زندگی همان ملتها را هدف قرار میدهد.
حقوق بشر واقعی، مرز و تابعیت نمیشناسد. اگر اعتراض دانشآموز فرانسوی باید شنیده شود، صدای کودک فلسطینی نیز باید شنیده شود. اگر امنیت شهروند فرانسوی اهمیت دارد، جان شهروند فلسطینی نیز باید اهمیت داشته باشد. اگر حاکمیت فرانسه محترم است، حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نیز محترم است و اگر دفاع از خود برای آمریکا و رژیم صهیونیستی حق است، ملتهای مستقل و اعضای محور مقاومت نیز نمیتوانند از همین حق محروم شوند.
در نهایت، آزمون واقعی حقوق بشر نه در سالنهای کنفرانس غرب و نه در بیانیههای پرزرقوبرق سیاسی، بلکه در جایی است که منافع قدرت با حق انسانها در تعارض قرار میگیرد.
آنجاست که باید دید مدعیان حقوق بشر، طرف «انسانیت» را میگیرند یا طرف «قدرت»؛ تجربه چند دهه اخیر نشان داده است که مشکل اصلی جهان، کمبود شعارهای حقوق بشری نیست؛ مشکل، حقوق بشری است که هر وقت پای منافع نظام سلطه غرب به میان میآید، معیارهایش تغییر میکند.
انتهای پیام/