۲ روایت متفاوت از فیلم «خانم والده»/ از گیشه تا واقعیت
«خانم والده» به کارگردانی سهیل موفق و تهیه کنندگی سید ابراهیم عامریان، از ۲۵ شهریور روی پرده سینماها رفت و در کمتر از یک هفته با جذب نزدیک به ۴۰۰ هزار مخاطب، ۵۰ میلیارد تومان فروش را ثبت کرد.
فیلم داستان دو برادر بدهکار را روایت میکند که پس از مرگ ناگهانی مادرشان، یکی از آنها به دلیل شباهت ظاهری خود را جای مادر جا میزند تا به ارث او دست پیدا کنند. این ایده در نگاه نخست ظرفیت یک کمدی موقعیت جذاب را دارد، اما آنچه روی پرده میآید، ملغمهای از هجویات، شوخیهای مبتذل و موقعیتهای بیمنطق است.
فیلم در بهکارگیری برخی قواعد کلاسیک کمدی موفق عمل میکند. تکرار شوخیها، به ویژه در صحنههای مرتبط با لایک و شوخی با پرتقال به عنوان یک لایتموتیف و ایجاد شُک و عدم انتظار در صحنه درگیری با جوانان، نشانههایی از تلاش برای ساختن کمدی بر پایه تکرار و انتظار است. کمدی اسلپاستیک نیز در تقابلهای فیزیکی حضوری پررنگ دارد، اما مشکل اساسی اینجاست که این تکنیکها در خلأ روایی فیلمنامه رخ میدهند و فیلم به جای بسط ناهماهنگی در طول داستان، آن را به مجموعهای از صحنههای جداگانه تقلیل میدهد که هر یک به تنهایی میتواند به یک کلیپ خندهدار تبدیل شود، اما در کلیت اثر، انسجام لازم را ایجاد نمیکند.
یکی از اصلیترین ضعفهای فیلم، فقدان شیمی لازم میان رضا عطاران و عباس جمشیدیفر است. این دو بازیگر که پیشتر نیز در آثاری همچون «قیف» در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند، این بار هم تکمیلکننده یکدیگر نیستند. در زوجهای کمدی موفق، همواره هر یک از دو نفر دارای نقص یا ویژگی خاصی است که دیگری آن را پوشش میدهد؛ یکی منطقیتر است و دیگری بیخیالتر، اما در «خانم والده» هر دو شخصیت در یک سطح از ایراد و حسن قرار دارند و حتی در شوخیها تفاوت محسوسی میان آنها دیده نمیشود. عطاران همان لایکی را میدهد که جمشیدیفر پیشتر از آن استفاده کرده بود و بالعکس. این همسانی در لحن و رفتار، پویایی کمدی میان این دو را از بین برده است.
زنپوشی جمشیدی فر که قرار بود یکی از منابع اصلی خنده باشد، در سکانس افتتاح استخر بانوان به اوج خود میرسد و قبل و بعد از آن عملاً کارکرد چندانی در پیشبرد داستان پیدا نمیکند. در صورتی که تغییر ظاهر در آثار موفقتری همچون «آدمبرفی» و «خوابم میآد» در خدمت شکلگیری شخصیت و پیشبرد داستان قرار داشته، اما که در «خانم والده» چنین ظرفیتی به طور کامل به کار گرفته نشده است. فیلم با زنپوش کردن مرد، امکان نمایش موقعیتهایی را پیدا میکند که در حالت عادی نمیتواند تجربه کند، اما به جای تبدیل این امکان به یک ظرفیت روایی، زنپوشی را به ابزاری برای نمایش موقعیتهای تکراری تقلیل میدهد.
فیلم در یک روز بیش از ۲۱۷ هزار مخاطب جذب کرد و رکورد پر مخاطبترین روز سال را شکست، اما این موفقیت اقتصادی فاقد ارزش کیفی است و یادآور این اصل است که میزان فروش بهتنهایی نمیتواند معیاری برای ارزیابی کیفیت سینمایی یک اثر باشد.
«خانم والده» نمونهای از فیلمهایی است که ایده اولیهشان ظرفیت تبدیل شدن به یک اثر قابل قبول را دارد، اما در مسیر اجرا به دام تکرار، سطحینگری و فقدان ساختار دراماتیک میافتند. شخصیتها در طول روایت هیچ تحولی را تجربه نمیکنند، فیلمنامه فاقد تعلیق و گرهگشایی واقعی است و کارگردانی در سکانسهای احساسی کاملاً ناتوان ظاهر میشود.
انتهای پیام/