پناهِ پناه در کاروان ایران؛ روایتی فراتر از مدال و مبارزه
کاروان ایران در بازیهای آسیایی چهرههای ویژهای دارد؛ ورزشکارانی که فراتر از میدان مسابقه و نتیجهای که در پایان ثبت میکنند، میتوان درباره زندگی و مسیری که طی کردهاند، نوشت و حرف زد. یکی از این چهرهها نسیم محمدی است؛ بانوی ورزشکاری که چند روز دیگر رقابتش آغاز میشود و آخرین تصویری که از او در ذهن مانده، مربوط به شب بدرقه کاروان ایران است؛ جایی که مانند بسیاری از تصاویر دیگری که از او منتشر شده، پناه را در آغوش گرفته بود و قدم میزد.
نسیم محمدی، کاپیتان تیم ملی جوجیتسو زنان ایران و مادر پناه، در میان ورزشکارانی بود که خود را برای حضور در یک میدان بزرگ آماده میکردند؛ اما آن تصویر ساده، ما را به بخش دیگری از زندگی او میرساند؛ بخشی که در روایت رسمی ورزش کمتر دیده میشود.
زندگی که پشت مسابقه پنهان میماند
پشت توان فنی یک ورزشکار، ساعتها تمرین، تلاش و آمادگی جسمانی قرار دارد. بدنی که باید با قدرت و تمرین برای چند دقیقه رقابت آماده شود، همزمان زندگی دیگری را نیز با خود حمل میکند؛ زندگی مادری که میخواهد در کنار تمام مسئولیتهای حرفهای، بهترین مادر برای فرزندش باشد. عادت کردهایم درباره مدال، تمرین، پیروزی و رکورد حرف بزنیم؛ درباره چیزهایی که میتوان آنها را شمرد، ثبت کرد و در جدول نتایج قرار داد. اما همه آنچه برای رسیدن یک ورزشکار به میدان مسابقه اتفاق میافتد قابل اندازهگیری نیست.
چه کسی ساعتهای مراقبت از فرزند را میشمارد؟ چه کسی خستگی بعد از تمرین و شبهایی را که یک مادر باید در کنار فرزندش بیدار بماند، ثبت میکند؟ چه کسی روزهایی را میبیند که یک ورزشکار باید میان زندگی شخصی و ورزش حرفهای، مدام چیزی را جابهجا کند، حذف کند یا به تأخیر بیندازد؟ هیچکدام از این لحظهها در جدول مسابقات دیده نمیشوند؛ اما بخشی از همان مسیری هستند که یک ورزشکار برای رسیدن به میدان طی میکند.

پناه، بخشی از زندگی دیدهنشده
پناه در آن تصویر ساده، تنها کودکی در آغوش مادرش نیست؛ بخشی از همان زندگی دیدهنشدهای است که همراه ورزشکار وارد قاب شده است. تصویری که شاید در نگاه نخست تنها یک لحظه از بدرقه کاروان باشد، اما در دل خود بخش دیگری از زندگی یک ورزشکار زن را نشان میدهد؛ زندگیای که همزمان با تمرین و رقابت ادامه دارد. نسیم، پناهِ پناه، قرار است به میدان برود و مبارزه کند؛ اما تا آخرین لحظهای که میتواند، مادر است و مادری میکند. شاید همین تصویر ساده، بخشی از معنای حضور زنان ورزشکار در میدانهای بزرگ را روشن کند؛ اینکه پشت هر مسابقه، تنها یک ورزشکار و یک نتیجه وجود ندارد، بلکه مجموعهای از مسئولیتها، انتخابها، خستگیها و لحظههایی قرار گرفته که معمولاً دیده نمیشوند.
روایت زنانی که بیصدا حمل میکنند
روایت زنان ورزشکار، تنها روایت مدالهایی نیست که بر گردنشان قرار میگیرد یا سکوهایی که روی آن میایستند. روایت آنها میتواند درباره تمام چیزهایی باشد که در سکوت با خود به میدان میآورند؛ مسئولیتهایی که نه مدالی دارند و نه سکویی، اما بخشی از مسیر رسیدن به همان میدان هستند.
شاید به همین دلیل است که باید ورزش زنان، حضور آنها در یک رویداد بزرگ و نتایجی را که ثبت میکنند، فراتر از عددهای جدول و رنگ مدال دید؛ چرا که گاهی یک تصویر ساده، مانند آغوش نسیم برای پناه، چیزهایی را روایت میکند که هیچ جدول مسابقهای قادر به ثبت آنها نیست.
انتهای پیام/