افتضاحِ ناگویا حاصل دستپخت تاج و عبدی؛ فدراسیون پنجستاره با نسل طلایی چه کرد؟/ فاجعهای که دیگر نمیشود لاپوشانی کرد
تیم ملی فوتبال امید ایران با مجموعهای از استعدادهای جوان و بازیکنانی که بسیاری از آنها در فوتبال باشگاهی ایران چهرههای شناختهشدهای هستند، در بازیهای آسیایی ناگویا نهتنها به اهداف بلندپروازانه خود نرسید، بلکه در همان مرحله گروهی متوقف شد؛ پایانی که پس از شکست ۴ بر یک برابر کرهشمالی، پرسشهای جدی درباره انتخاب کادر فنی، تصمیمات تاکتیکی و نحوه مدیریت این تیم به وجود آورده است.
واقعیت ساده است؛ تیم امید ایران برای صعود به مرحله بعد، پیش از دیدار با کرهشمالی در موقعیت مناسبی قرار داشت. شاگردان حسین عبدی مسابقات را با پیروزی ۳ بر یک برابر امارات آغاز کردند و در بازی دوم مقابل چین به تساوی بدون گل رسیدند. ۴ امتیاز از ۲ مسابقه، تیم ایران را در موقعیتی قرار داده بود که سرنوشت صعود در دست خودش باشد. با این حال آنچه در مسابقه سوم رخ داد تمام محاسبات را برهم زد و ایران با دریافت ۴ گل مقابل کرهشمالی، در جایگاه سوم گروه قرار گرفت و از رقابتها کنار رفت.
این حذف زمانی سنگینتر میشود که بدانیم تیم امید با ترکیبی از بازیکنان جوانی به ناگویا رفت که در هفتههای اخیر در سطح باشگاهی مورد توجه قرار گرفته بودند. حضور نفراتی مانند امیرحسین حسینزاده، سعید سحرخیزان، امین حزباوی، کسری طاهری و دیگر بازیکنان شناختهشده انتظارات را بالا برده بود. حتی حسینزاده پس از دیدار تراکتور برابر شباب الاهلی به تیم اضافه شد تا در ناگویا تیم امید را همراهی کند.
فاجعه اصلی در ۳۲ دقیقه رقم خورد
ایران مقابل کرهشمالی حتی شروع بدی نداشت. امیرحسین حسینزاده در دقیقه ۱۷ دروازه حریف را باز کرد و تیم عبدی پیش افتاد؛ اما از دقیقه ۴۱ به بعد همه چیز فرو ریخت. کرهشمالی ابتدا گل تساوی را به ثمر رساند و تنها ۳ دقیقه بعد گل دوم را زد تا ایران نیمه نخست را با شکست ۲ بر یک به پایان برساند. در نیمه دوم نیز ۲ گل دیگر وارد دروازه محمد خلیفه شد و شکست ۴ بر یک رقم خورد.
این دیگر صرفاً داستان یک اشتباه فردی یا یک توپ بدشانس نیست. تیمی که در حساسترین مسابقه خود پس از پیش افتادن، ظرف چند دقیقه ۲ گل دریافت میکند و بعد از شروع نیمه دوم نیز ۲ بار دیگر تسلیم میشود، باید از نظر ساختار دفاعی، کنترل مسابقه، واکنش به تغییر شرایط و مدیریت روانی مسابقه مورد بررسی قرار گیرد. حسین عبدی پس از مسابقه نیز مسئولیت نتیجه را پذیرفت و این شکست را برای خودش غیرقابل قبول دانست. او از مردم عذرخواهی کرد و گفت انتظار چنین نتیجهای را نداشته است. همین اظهارات نشان میدهد که حتی سرمربی تیم نیز نتیجه بهدستآمده را در سطح انتظارات خود نمیدانسته است.
تغییرات ترکیب؛ جایی که سوالهای فنی شروع میشود
یکی از مهمترین موضوعات قابل بررسی، ترکیب و آرایش تیم در مسابقه سرنوشتساز بود. عبدی در دیدار با کرهشمالی نسبت به مسابقه برابر چین تغییراتی در ترکیب ایجاد کرد و بازیکنانی مانند یاسین جرجانی، یوسف مزرعه، سعید سحرخیزان و کسری طاهری را از ابتدا به میدان فرستاد. اصل تغییر ترکیب در فوتبال ایرادی ندارد؛ مشکل زمانی آغاز میشود که تغییرات در حساسترین مسابقه تورنمنت بدون آنکه تیم بتواند از نظر ساختاری پاسخ مناسبی به حریف بدهد، به از دست رفتن تعادل منجر شود. ایران برابر کرهشمالی تیمی نبود که صرفاً در یک لحظه اشتباه کند؛ روند مسابقه نشان داد که حریف توانسته بود نبض بازی را در اختیار بگیرد و ایران در بخشهایی از مسابقه واکنش مناسبی نداشته باشد.
عبدی نمیتواند همه چیز را گردن بازیکنان بیندازد
پس از شکست سنگین طبیعی است که اشتباهات فردی بازیکنان نیز مورد بررسی قرار گیرد؛ اما مسئولیت یک سرمربی فقط انتخاب ۱۱ بازیکن نیست. انتخاب سیستم، تعیین وظایف، مدیریت تغییرات، واکنش به گلهای حریف و تغییر نقشه بازی، همه در حوزه مسئولیت کادر فنی قرار دارد. به همین دلیل، اگر قرار باشد شکست ناگویا صرفاً با عبارتهایی مانند «اشتباهات فردی» یا «روز بد بازیکنان» توضیح داده شود، بخش مهمی از واقعیت نادیده گرفته خواهد شد. تیم امید در مسابقهای که میتوانست با یک نتیجه حداقلی راهی مرحله بعد شود، ۴ گل دریافت کرد و حتی پس از عقب افتادن نتوانست جریان بازی را به شکل موثری تغییر دهد.
اما نقد تیم امید نباید فقط به حسین عبدی ختم شود. سرمربی را چه کسی انتخاب کرده است؟ چه برنامهای برای این تیم تعریف شده بود؟ معیار انتخاب کادر فنی چه بوده و چرا خروجی تیمی با چنین مجموعهای از بازیکنان، حذف در مرحله گروهی بازیهای آسیایی است؟ اینها پرسشهایی است که متوجه مدیریت فوتبال ایران و در رأس آن مهدی تاج و مدیران فدراسیون فوتبال میشود. مسئولیت مدیریتی فقط زمانی معنا ندارد که تیم برنده شود؛ اتفاقاً در چنین شکستهایی است که باید درباره فرآیند تصمیمگیری پاسخ روشن ارائه شود.
اگر فدراسیون برای تیم امید برنامهای بلندمدت دارد، باید توضیح دهد این برنامه دقیقاً چیست و چرا نتیجه نخستین آزمون جدی آن حذف در مرحله گروهی شده است. نمیتوان هر بار سرمربی را تغییر داد، تیم جدید ساخت و بعد از هر ناکامی دوباره همه چیز را از نقطه صفر آغاز کرد.
ناگویا باید نقطه پایان توجیهها باشد
حذف تیم امید در ناگویا را نمیتوان با یک جمله ساده از کنار آن عبور داد. تیم ایران ۳ مسابقه انجام داد؛ برابر امارات پیروز شد، مقابل چین متوقف شد و در مسابقه سرنوشتساز برابر کرهشمالی ۴ بر یک شکست خورد. حاصل این ۳ بازی، ۴ امتیاز و رتبه سوم گروه بود. این نتیجه برای تیمی که با چنین انتظاراتی وارد مسابقات شده بود نیازمند یک بررسی جدی است؛ نه برای پیدا کردن یک مقصر و بستن پرونده بلکه برای اینکه مشخص شود چرا مجموعهای از بازیکنان مستعد نتوانستند حتی از مرحله گروهی عبور کنند.
عبدی حالا باید درباره تصمیمات فنی خود پاسخگو باشد و فدراسیون نیز درباره انتخاب او برنامه آمادهسازی و چشماندازی که برای این تیم ترسیم کرده است. شکست ۴ بر یک برابر کرهشمالی شاید فقط یک نتیجه روی تابلو باشد، اما برای فوتبال ایران یک علامت روشن است و آن این است که اگر قرار است همین نسل در سالهای آینده ستونهای تیم ملی بزرگسالان و پروژه المپیک باشد، نمیتوان از کنار این ناکامی با چند عذرخواهی و چند جمله کلی عبور کرد.
ناگویا تمام شد؛ اما سؤالها تازه شروع شدهاند. جام ملتهای آسیا، جام جهانی و حالا ناگویا؛ آقای تاج وقت پاسخگویی و احتمالاً تصمیمات جدی رسیده. بهترین تصمیم برای تاج و عبدی این است که تا دیر نشده سریعاً پاسخ قانعکننده ارائه دهند تا با حداقل انتقادها رو به رو شوند. جام ملتهای آسیا در پیش است و تیم ملی بزرگسالان با قلعهنویی مسیری را پیش گرفته که به نظر میرسد باز هم در یک تورنمنت بینالمللی دیگر به یک بنبست جدید برخواهیم خورد.
انتهای پیام/