شفافیت گمشدهای در جشنواره فیلم فجر
در حالی که انتظار میرفت مدیران فرهنگی با شفافیت کامل، تکلیف دبیری بزرگترین رویداد سینمایی کشور را مشخص کنند، اما سکوت و ابهام، فضای گمانهزنی را تشدید کرده است. این در حالی است که جشنواره فیلم فجر نه یک رویداد خصوصی، بلکه یک سرمایه ملی و فرهنگی است که با بودجه عمومی اداره میشود و همین موضوع، حق پرسشگری را برای اهالی سینما و افکار عمومی ایجاد میکند.
وقتی دبیر جشنوارهای با این حجم از اهمیت در هالهای از ابهام باقی میماند، طبیعی است که اعتماد عمومی نسبت به فرآیند تصمیمگیری در بدنه مدیریت فرهنگی کشور خدشهدار شود.
یکی از مهمترین انتقاداتی که همواره به جشنواره فیلم فجر وارد بوده، عدم شفافیت در اعلام هزینهکرد این رویداد است؛ جشنوارهای که کاملاً دولتی است و از بودجه بیتالمال تغذیه میکند، اما در اعلام هزینههای خود احتیاط میکند و از ارائه آمار و ارقام دقیق سر باز میزند. این در حالی است که شفافیت مالی نه تنها یک الزام قانونی برای نهادهای عمومی است، بلکه حق طبیعی رسانهها و منتقدان سینمایی محسوب میشود.
وقتی جشنوارهای با این حجم از اهمیت، از اعلام هزینهکرد خود پرهیز میکند، طبیعتاً این پرسش به وجود میآید که چه چیزی پشت این پرده پنهان شده است؟ آیا هزینهها آنقدر سنگین است که اعلام آنها موجب انتقادات گسترده میشود، یا اینکه مدیریت مالی جشنواره از اساس با مشکل مواجه است؟ در هر صورت، تداوم این رویه، اعتماد عمومی را خدشهدار میکند و فضای بیاعتمادی را میان اهالی سینما و متولیان جشنواره گسترش میدهد. شفافیت مالی نه تنها به نفع منتقدان، بلکه به نفع خود جشنواره است، زیرا اعتماد عمومی را افزایش میدهد و از بروز شایعات جلوگیری میکند.
حذف هیئت انتخاب نیز یکی دیگر از تصمیمات بحثبرانگیز سالهای اخیر است که به جای رفع مشکلات، خود به منشأ بحرانهای تازه تبدیل شده است. هیئت انتخاب در ساختار جشنوارههای معتبر جهانی، نقشی کلیدی در گزینش آثار و حفظ کیفیت رقابت ایفا میکند. حذف این نهاد، آن هم بدون ارائه توضیحات قانعکننده، نه تنها خلأ نظارتی ایجاد میکند، بلکه باب گمانهزنیهای گسترده درباره دلایل واقعی این تصمیم را باز میکند. آیا حذف هیئت انتخاب با هدف تسهیل ورود آثار خاص یا اعمال نفوذ در فرآیند گزینش انجام شده است؟ این پرسشی است که پاسخ آن هرچه باشد، بر دامنه شبهات افزوده است.
تجربه سالهای گذشته نشان داده که هرگاه شفافیت در فرآیندهای جشنواره کاهش یافته، اعتبار آن نیز آسیب دیده است، بنابراین بازگرداندن هیئت انتخاب نه تنها یک ضرورت حرفهای، بلکه گامی در جهت احیای اعتماد از دست رفته است. هیئت انتخاب میتواند به عنوان یک نهاد نظارتی مستقل، ضامن عدالت در گزینش آثار باشد و از بروز تخلفات و سوءاستفادهها جلوگیری کند.
در نهایت، آنچه جشنواره فیلم فجر به آن نیاز دارد، دبیری است که توانایی مدیریت بحران داشته باشد. دبیری که نه خودش حاشیه بسازد و نه اجازه دهد حواشی بر روند جشنواره غلبه کند. تجربه نشان داده که برخی دبیران به جای تمرکز بر وظایف اصلی خود، با اظهارنظرهای غیرضروری یا تصمیمات شتابزده، خود به عاملی برای حاشیهسازی تبدیل شدهاند.
جشنواره فیلم فجر نیازمند مدیری است که با تسلط بر اصول مدیریت فرهنگی، توانایی تعامل با رسانهها، اهالی سینما و نهادهای نظارتی را داشته باشد و در عین حال، از ورود به مسائل حاشیهای پرهیز کند. دبیر جشنواره باید نماد آرامش و اقتدار باشد، نه منشأ تنش و بحران. تا زمانی که این مهم محقق نشود، جشنواره فیلم فجر محکوم به تکرار چرخه معیوب بحرانها و حاشیهها خواهد بود. اعلام شفاف هزینهها، بازگرداندن هیئت انتخاب و انتخاب دبیری توانمند، سه گام اساسی در مسیر احیای اعتبار این جشنواره است. جشنواره فیلم فجر به عنوان میراث فرهنگی این سرزمین، شایسته مدیریتی است که با شفافیت، پاسخگویی و توانمندی، اعتبار از دست رفته آن را بازگرداند.
انتهای پیام/