زخم ترکش بر تن صیادان بندرعباس / صدای رنجی که به قوه قضاییه رسید
ساعت نزدیک به ۱۱ صبح است. آفتاب هرمزگان بیرحمانه بر ساحل میتابد و رطوبت هوا به حدی است که نفس کشیدن را دشوار میکند. خبرنگاران حاضر در هجدهمین تور نظارتی قوه قضاییه، در میان شرجی سنگین بندرعباس، به اسکله صیادی پشتشهر میرسند؛ جایی که بوی نمک، ماهی و دریا با بوی سوخت و فلز سوخته درهم آمیخته است.
آب خلیج فارس آرام است؛ آرام و فریبنده. همان آبی که قرنها نانآور مردمان این ساحل بوده، امروز شاهد تجاوزی ناجوانمردانه است. موجها به نرمی به بدنه قایقهای بهجامانده میخورند، اما آنچه بر این اسکله گذشته، در همین آب آرام پنهان است. خلیج فارس این روزها شاهد جنایتی است که زخمش بر تن مردمان این ساحل مانده؛ زخمی که نه با مرهم زمان، بلکه با عدالت التیام مییابد.
صیادانی که آمدند تا صدایشان شنیده شود
روی اسکله، مردانی ایستادهاند که رنج در چهرهشان پیدا است. دستهایشان پینهبسته از سالها کار با تور و طناب، و چشمانشان خسته از شبهای بیخوابی و روزهای بیکار. بعضیها با عکسهایی در دست آمدهاند؛ عکس ترکشهایی که به قایقهایشان اصابت کرده، عکس تورهای ماهیگیری که سوراخسوراخ شده و عکس موتورهایی که دیگر روشن نمیشوند. آمدهاند تا شاید صدای رنجشان این بار به گوش کسانی برسد که میتوانند کاری کنند؛ آمدهاند تا از مسئولان قضایی بخواهند حقشان را از دشمن بگیرند.
یکی از آنها، مردی میانسال با چهرهای آفتابسوخته، در میان جمعیت خبرنگاران میایستد. صدایش میلرزد، اما محکم است: قایقها و موتورهایمان همگی از بین رفته است. تصاویر خسارات و ترکشهایی که به قایقهایمان وارد شده را ضبط کردیم.
او ادامه میدهد: حجم ترکشهای اصابتشده به حدی است که تورهای ماهیگیری ما سوراخ سوراخ شده و قابل استفاده نیست.

۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان قرض، برای موتور قایقی که شاید دیگر نباشد
مرد صیاد که دو فرزند کوچک دارد، با صدایی که بغض در آن سنگینی میکند، میگوید: ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان پول قرض کردم تا بتوانم موتور آسیبدیده قایقم را تعمیر کنم. هزینههای تعمیرات موتور بسیار سنگین است و از مسئولین دستگاه قضایی میخواهیم که خسارات ما را از دشمن وصول کنند تا حق ما پایمال نشود.
او نگاهی به دریا میاندازد و میافزاید: همه زندگی ما به شغل صیادی وابسته است و من دو فرزند کوچک دارم که از این طریق زندگی خود را میچرخانم.
دریایی که آرام است، اما زخمها تازهاند
اسکله پشتشهر بندرعباس، این روزها پرسکوتتر از همیشه است. جای قایقهایی که روزی صبح زود به دریا میزدند و شب با صید برمیگشتند، حالا جای خالی و چند قایق نیمهسوخته مانده است. ملوانان و صیادانی که آمدهاند، هر کدام روایتی دارند؛ روایتی از حملهای که زندگیشان را زیر و رو کرد، از ۱۲ شهید و ۷ مجروح که هرکدام نانآور یک خانواده بودهاند و از خانوادههایی که حالا بیسرپرست ماندهاند.
آفتاب همچنان میتابد و شرجی هوا امان نمیدهد، اما گرمای این روز به پای گرمای رنجی نمیرسد که این مردان در دل دارند. آنها آمدهاند تا شاید این بار، صدایشان از این اسکله کوچک فراتر برود؛ به دادگاهها، به مجامع بینالمللی و به گوش جهانیان؛ و اینجا، مقاومت در برابر تجاوز ادامه دارد
آفتاب کمکم به وسط آسمان میرسد و شرجی بندرعباس همچنان نفسگیر است. صیادان یکییکی از مقابل دوربینها عبور میکنند؛ مردانی که کف دستشان جای طناب و تور مانده و چشمانشان جای خوابهای بربادرفته. اما در همین چهرههای خسته، چیزی هست که تسلیم را باور نمیکند.
دشمن آمریکایی با موشک و ترکش آمد تا این ساحل را از نفس بیندازد؛ قایقها را سوزاند، موتورها را از کار انداخت، تورها را سوراخ کرد و ۱۲ نفر را به شهادت رساند. اما آنچه نتوانست از بین ببرد، اراده مردمانی بود که قرنها با دریا زندگی کردهاند و از موج و طوفان، درس ایستادگی گرفتهاند.
این مقاومت، فقط پاسخ به یک حمله نیست؛ ادامه همان مسیری است که این مردم در طول سالهای دفاع مقدس و در برابر همه تجاوزها طی کردهاند. صیادان پشتشهر امروز با دست خالی و قایقهای از کار افتاده ایستادهاند، اما قامتشان خم نشده است. آنها آمدهاند تا بگویند: اگر قایق ما را زدند، ارادهمان را نمیتوانند بزنند. اگر موتور ما را از کار انداختند، صدای مطالبهمان را خاموش نمیکنند.
اگر تور ما را سوراخ کردند، دستهایی که آن را بافتهاند، دوباره خواهند بافت.
حضور مسئولان قضایی در این اسکله، پیامی روشن دارد: این صداها شنیده شده است. اما مقاومت این مردم، مقاومتی نیست که به یک بازدید یا یک وعده گره بخورد. این مقاومت، در خون این ساحل است؛ در مردانی که با وجود ترکش، با وجود قرض، با وجود بیقایقی و بیموتوری، همچنان به افق خلیج فارس چشم دوختهاند و منتظر روزی هستند که دوباره صبح زود به دریا بزنند.
آنها میخواهند ثابت کنند که ترکش، تور را سوراخ میکند، اما اراده یک ملت را نه. دشمن آمریکایی باید بداند که این ساحل، ساحل تسلیم نیست؛ ساحل ایستادگی است. ساحلی که مردمانش، همچنان که در برابر تجاوز ایستادند، در برابر سختیها هم خواهند ایستاد، تا حقشان گرفته شود و قایقهایشان دوباره به آب برگردند.
اینجا در بندرعباس یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: مقاومت این مردم در برابر تجاوز دشمن، با وجود همه سختیها، همچنان ادامه دارد و پرچم ایستادگی بر فراز خلیج فارس برافراشته است.
انتهای پیام/