«جان فدا»؛ روایتی از قضاوتهای نادرست
اپیزود یازدهم «سرو، سپید، سرخ» با عنوان «جانفدا» به کارگردانی علی طاهرفر، داستان جوانی را روایت میکند که در تمام طول زندگیاش با یک قضاوت نادرست مواجه بوده است؛ رحمت کسی است که اطرافیان او را دروغگو، بیخیال و سر بههوا میدانند و تصور میکنند تمام دغدغهاش گرفتن ویدیو و گذاشتن آن در اینستاگرام است، اما در جریان یک اتفاق امنیتی، همان ویژگیهایی که دیگران دستمایه تمسخر قرار دادهاند، تبدیل به نقطه قوت او میشود.
رحمت بیش از آنکه یک جوان بیمسئولیت باشد، ناظری دقیق است که دیگران متوجه دقت او نشدهاند. حتی ویدیوهایی که او برای صفحه اینستاگرامش تهیه میکرد، برخلاف تصور اهالی، صرفاً سرگرمی نبود؛ او از افرادی فیلم میگرفت که برای حفاری، پیدا کردن و سرقت زیرخاکی به منطقه میآمدند. بنابراین علاقه رحمت به فیلم گرفتن، نه نشانه بیخیالی، بلکه بخشی از حساسیت او نسبت به اتفاقاتی است که در اطرافش رخ میدهد.
یکی از جذابیتهای «جانفدا» در شخصیتپردازی همین تضاد است؛ جوانی که همه او را دستکم گرفتهاند، در موقعیتی قرار میگیرد که باید به تنهایی تصمیم بگیرد. رحمت وقتی با یک جاسوس مواجه میشود، با وجود آنکه کسی حرفش را باور نمیکند، عقب نمینشیند. او میترسد، ناراحت میشود و حتی از اینکه دوباره دروغگو خطاب شود بهشدت آزرده است، اما ترسش باعث نمیشود از کاری که درست میداند دست بکشد.
تیرکمان رحمت نیز یکی از جزئیات هوشمندانه داستان است. چیزی که دیگران آن را بازیچه میدانند، در دست رحمت به ابزاری دقیق تبدیل میشود. نشانهگیریهای او همیشه مستقیم به هدف میخورد و همین مهارت، در لحظات حساس داستان به کمکش میآید. او با همین تیرکمان کوچک به دل ماجرایی میزند که بسیار بزرگتر از توان ظاهری اوست و حتی در شرایطی که با یک جاسوس مسلح روبهروست، جان خود را به خطر میاندازد.
با این حال، رحمت تنها به واسطه شجاعتش قابل توجه نیست. او جوانی مؤدب است که حتی در برابر تمسخر دیگران، تا جای ممکن احترام دایی، مادر و اهالی را حفظ میکند. ناراحتی او از اینکه کسی حرفش را باور نمیکند، بیشتر از آنکه ناشی از غرور باشد، از زخمی میآید که سالها بر شخصیتش نشسته است: اینکه هیچکس او را جدی نمیگیرد.
فضای آذربایجان نیز در شکلگیری حالوهوای اپیزود نقش مهمی دارد. استفاده از زبان ترکی در سراسر داستان، همراه با فضای روستا و روابط میان اهالی، به «جانفدا» هویت بومی مشخصی بخشیده و باعث شده که روایت در یک جغرافیای واقعی و ملموس شکل بگیرد.
«جانفدا» در نهایت داستان آدمی است که دیگران پیش از شناختنش درباره او قضاوت کردهاند. رحمت از همان ابتدا قهرمان به نظر نمیرسد و اتفاقاً همه تلاش میکنند او را جدی نگیرند، اما درست در لحظهای که جامعه به یک آدم شجاع، باهوش و وطندوست نیاز دارد، کسی قدم جلو میگذارد که هیچکس انتظارش را ندارد. استقبال مردم از رحمت در پایان، فقط تجلیل از یک جوان نیست، جبران بخشی از همان بیاعتمادی و قضاوتی است که تا پیش از آن درباره او وجود داشت. «جانفدا» از همین مسیر، نشان میدهد گاهی قهرمان در مقابل چشم همه حضور دارد، اما برای دیدنش باید دست از قضاوتهای ساده و زودهنگام برداریم.
انتهای پیام/