قصه غزه از ایران به جهان رسید/ «سرزمین فرشتهها» در مسیر بینالمللی
غزه را سالهاست در قاب تلویزیون و عکسهای خبری میبینیم؛ شهری که جنگ، خانهها و زندگی مردمش را زیرورو کرده و کودکانش را با واقعیتهایی روبهرو کرده که برای سن آنها زود است. «سرزمین فرشتهها» اینبار میخواهد قصه غزه را از دل همین زندگی روایت کند؛ قصه زنی که در میان جنگ، مراقب چند کودک است و تلاش میکند چیزی از امید و زندگی برای آنها باقی بماند.
این فیلم به نویسندگی و کارگردانی بابک خواجهپاشا و تهیهکنندگی منوچهر محمدی، محصول مشترک سازمان سینمایی سوره و مؤسسه تصویرشهر است.
«سرزمین فرشتهها» در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با کسب ۵ سیمرغ بلورین و ۸ دیپلم افتخار مورد توجه قرار گرفت و حالا، پس از حضور در جشنواره فجر، مسیر نمایش و حضور بینالمللی خود را آغاز کرده است.
غزهای که در ایران ساخته شد
شاید نخستین نکتهای که «سرزمین فرشتهها» را از یک فیلم معمولی درباره جنگ جدا میکند، جایی باشد که برای ساخت جهان آن انتخاب شده است.
فیلم درباره غزه است، اما امکان فیلمبرداری در غزه وجود نداشت. گروه تولید در ابتدا گزینههایی خارج از ایران را بررسی کردند. سوریه یکی از انتخابها بود؛ کشوری که منوچهر محمدی پیشتر تجربه فیلمبرداری «بازمانده» را در آن داشت. لبنان نیز در ادامه مورد بررسی قرار گرفت و حتی رقه عراق نیز یکی از گزینههای مطرح بود، اما هیچیک شرایط لازم برای تولید فیلم را فراهم نکردند. در نهایت، قرار شد غزه در ایران بازسازی شود.
گروه تولید بخشی از لوکیشنها را در حوالی فرودگاه امام خمینی (ره) و بخشی دیگر را در هشتگرد ساختند؛ فضاهایی که قرار بود هم غزه پیش از ویرانی و هم سیمای شهری پس از جنگ را بازآفرینی کنند. حتی اجرای برخی صحنههای انفجار و بازسازی فضای جنگ، بخشی از دشواریهای تولید بود.
این انتخاب البته فقط یک راهحل اجرایی نبود. خواجهپاشا میگوید از همان ابتدا قرار بوده «سرزمین فرشتهها» فقط برای مخاطب ایرانی ساخته نشود و بتواند با مخاطبانی در خارج از ایران هم ارتباط برقرار کند. به همین دلیل، باورپذیری جغرافیا و جهان داستان اهمیت زیادی داشت و گروه سازنده در بخشهایی مانند طراحی صحنه، انتخاب لوکیشن، فیلمبرداری و بازیها تلاش کردند فضای فیلم تا حد ممکن واقعی و قابلباور باشد.
روایت غزه از چشم کودکان
«سرزمین فرشتهها» قرار نیست غزه را فقط از زاویه جنگ و ویرانی روایت کند. فیلمساز، به جای آنکه میدان نبرد را در مرکز داستان قرار دهد، سراغ آدمهایی رفته که در دل همین بحران هنوز با زندگی روزمره دستوپنجه نرم میکنند؛ بهویژه کودکانی که جنگ، زودتر از موعد آنها را با ترس، فقدان و دلتنگی روبهرو کرده است.
داستان درباره زنی است که در میانه بحران، مسئولیت چند کودک را بر عهده دارد و تلاش میکند در شرایطی که جنگ تقریباً همه چیز را تحت تأثیر قرار داده، زندگی آنها را سرپا نگه دارد. خلاصه رسمی فیلم نیز بر همین وجه تأکید دارد: «در سرزمین فرشتهها زنی با عشق و مقاومت معجزهای را رقم میزند…»
انتخاب این زاویه دید، به فیلم اجازه میدهد به جای ورود مستقیم به مناقشه سیاسی، سراغ تجربهای برود که برای هر مخاطبی قابل لمس است؛ کودکی که از خانه و خانوادهاش دور افتاده، میترسد، دلتنگ میشود و با این حال هنوز میل به بازی و زندگی دارد.
خواجهپاشا نیز درباره این انتخاب گفته است که واقعیت غزه آنقدر تلخ و سنگین است که روایت مستقیم همه ابعاد آن برای مخاطب آسان نیست. به همین دلیل تلاش کرده این واقعیت را با زبانی شاعرانهتر و از دریچه نگاه کودکان روایت کند؛ روایتی که به جای توضیح دادن جنگ، بخشی از اثر آن را در زندگی آدمها نشان میدهد.
«سرزمین فرشتهها»؛ نه تکرار «بازمانده»، بلکه روایت امروز غزه
نام «سرزمین فرشتهها» ناگزیر خاطره یکی از شناختهشدهترین آثار سینمای ایران درباره فلسطین را زنده میکند: «بازمانده»
وجه مشترک این دو فیلم فقط مسئله فلسطین نیست؛ نام منوچهر محمدی نیز در هر دو اثر بهعنوان تهیهکننده دیده میشود. «بازمانده» ساخته سیفالله داد در سال ۱۳۷۳، با اقتباس از داستان «بازگشت به حیفا» اثر غسان کنفانی، روایتگر بخشی از تاریخ فلسطین و آوارگی مردم آن بود و با استفاده از بازیگران عرب، یکی از ماندگارترین تصاویر سینمای ایران از مسئله فلسطین را خلق کرد. «سرزمین فرشتهها» اما قرار نیست همان مسیر را تکرار کند.
اگر «بازمانده» به یک برهه تاریخی و مسئله آوارگی فلسطینیان نگاه میکرد، فیلم خواجهپاشا سراغ غزه امروز رفته است؛ اگر فیلم سیفالله داد بخش مهمی از روایت خود را بر هویت، خانواده و آوارگی بنا کرده بود، «سرزمین فرشتهها» نگاه خود را به تجربه کودکان در دل جنگ نزدیک کرده است.
از این منظر، نسبت این دو فیلم را بهتر است نه در قالب «ادامه» و «تکرار»، بلکه بهعنوان دو روایت سینمایی از دو مقطع متفاوت مسئله فلسطین دید.
خود خواجهپاشا نیز در توضیح تفاوت دو اثر، «بازمانده» را اثری با جهان تاریخی و سیاسی متفاوت دانسته و «سرزمین فرشتهها» را فیلمی با زبان شاعرانهتر معرفی کرده است.
حتی سلاف فواخرجی، بازیگر سوری فیلم، نیز پیشتر از تأثیر «بازمانده» بر آشنایی خود با سینمای ایران سخن گفته و آن را از آثار مهم سینمایی درباره فلسطین دانسته است؛ نکتهای که حضور او در «سرزمین فرشتهها» را معنادارتر میکند.

سلاف فواخرجی؛ یک چهره عرب در قلب روایت غزه
اگر قرار باشد یک عنصر را بهعنوان یکی از مهمترین ظرفیتهای بینالمللی فیلم نام ببریم، سلاف فواخرجی در صدر این فهرست قرار میگیرد.
بازیگر شناختهشده سوری که سابقه طولانی در سینما و تلویزیون عرب دارد، نقش اصلی فیلم را ایفا میکند؛ انتخابی که فقط به اعتبار نام او محدود نمیشود. حضور یک بازیگر شناختهشده از جهان عرب، به فیلم کمک میکند از قالب یک تولید ایرانی درباره فلسطین فراتر برود و بخشی از مخاطبان عرب را نیز با خود درگیر کند.
البته رسیدن به این همکاری به سادگی اتفاق نیفتاد. خواجهپاشا گفته است که گروه و فواخرجی در آغاز نیاز داشتند مدتی را برای شناخت جهان کاری یکدیگر سپری کنند؛ چراکه او از فضای سینمایی متفاوتی آمده بود. این آشنایی اولیه در نهایت به همکاریای انجامید که کارگردان از آن بهعنوان یکی از تجربههای موفق فیلم یاد کرده است.
از نگاه خواجهپاشا، آنچه همکاری را پیش برد، فقط حرفهایبودن بازیگر نبود؛ بلکه باور او به موضوع فیلم بود.
این باور در اظهارات خود فواخرجی نیز دیده میشود. او حضور در پروژهای درباره فلسطین را برای خود موضوعی شخصی و ارزشمند دانسته و تأکید کرده که مسئله فلسطین را در طول سالهای فعالیت هنریاش دنبال کرده است.
پنج سیمرغ پیش از عبور از مرزها
«سرزمین فرشتهها» پیش از آنکه سفر خارجی خود را آغاز کند، در داخل کشور یک کارنامه قابل توجه برای خود ساخت.
این فیلم در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با دریافت ۵ سیمرغ بلورین و ۸ دیپلم افتخار در شمار پرافتخارترین آثار این دوره قرار گرفت.
در میان جوایز، سیمرغ بهترین فیلم به منوچهر محمدی رسید و بابک خواجهپاشا نیز برای کارگردانی مورد تقدیر قرار گرفت. سلاف فواخرجی برای بازی اصلی زن سیمرغ و جایزه ویژه هیأت داوران را دریافت کرد و در بخشهای فنی نیز جوایزی برای فیلم به دست آمد. همچنین گروه بازیگران کودک و کامل حرب، دستیار اول کارگردان، موفق به دریافت دیپلم افتخار شدند.
برای فیلمی که موضوع آن از ابتدا با مسئلهای فرامرزی گره خورده بود، این موفقیت داخلی میتوانست نقطه شروع مناسبی برای ورود به مرحله بعد باشد؛ مرحلهای که در آن، دیگر تنها داوران ایرانی نیستند که اثر را میبینند.
از کازان تا سلیمانیه؛ نخستین قدمهای «سرزمین فرشتهها» در جهان
حالا «سرزمین فرشتهها» وارد فصل تازهای شده است؛ فصلی که مقصد آن، جشنوارههای خارج از ایران است.
فیلم در بیستودومین جشنواره بینالمللی فیلم مسلمانان کازان در روسیه به نمایش درمیآید؛ رویدادی که از سال ۲۰۰۵ برگزار میشود و آثاری با مضامین انسانی، فرهنگی، اجتماعی و معنوی را از کشورهای مختلف گرد هم میآورد. این دوره از جشنواره از ۴ تا ۸ سپتامبر ۲۰۲۶، برابر با ۱۳ تا ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ در شهر کازان برگزار میشود. پخش بینالملل «سرزمین فرشتهها» نیز بر عهده مرکز بینالملل سوره است.
همزمان با آغاز این مسیر، از پوستر بینالمللی فیلم در دو نسخه انگلیسی و عربی نیز رونمایی شده است؛ پوسترهایی که طراحی آنها را محمد روحالامین بر عهده داشته است.
اما مسیر «سرزمین فرشتهها» به کازان ختم نمیشود. فیلم به بخش رقابتی ششمین جشنواره بینالمللی فیلم سلیمانیه عراق نیز راه یافته است؛ جشنوارهای که از ۹ تا ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶، برابر با ۱۸ تا ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ در شهر سلیمانیه اقلیم کردستان برگزار میشود.
حضور در بخش رقابتی سلیمانیه، در کنار نمایش در کازان، نشان میدهد فیلم از همان آغاز مسیر خارجی خود، در حال ورود به دو فضای متفاوت سینمایی است؛ یکی در روسیه و دیگری در منطقهای که خود تجربهای طولانی از جنگ، بحران و دگرگونیهای اجتماعی دارد.

سینما در برابر تصاویر تکرارشونده جنگ
«سرزمین فرشتهها» در شرایطی پا به عرصه بینالمللی میگذارد که مخاطب جهانی، پیش از ورود به سالن سینما، بارها و بارها تصاویر غزه را در قاب رسانهها دیده است. بنابراین چالش اصلی فیلم فقط این نیست که غزه را نشان دهد؛ بلکه این است که آیا میتواند چیزی فراتر از تصاویر روزمره جنگ به مخاطب ارائه کند؟ پاسخ فیلمساز، انتخاب قصه و شخصیت است.
خواجهپاشا در توضیح نگاه خود تأکید کرده که تلاش گروه این بوده فیلم از زبان و مرز جغرافیایی عبور کند و با استانداردی بینالمللی ساخته شود. او همچنین معتقد است جشنوارههایی که نگاه انسانی دارند، میتوانند با چنین اثری ارتباط برقرار کنند؛ بهشرط آنکه فیلم به یک اثر صرفاً تبلیغاتی تبدیل نشود.
شاید مهمترین تفاوت «سرزمین فرشتهها» همین باشد؛ فیلم به جای اینکه فقط درباره غزه و جنگ حرف بزند، سراغ آدمهایی رفته که وسط همین جنگ زندگی میکنند. آدمهایی که خانه از دست دادهاند، کودکانی که با همه ترسشان هنوز بازی میکنند و زنی که سعی دارد مراقب بچهها باشد و زندگی را برایشان تا جای ممکن عادی نگه دارد.
حالا که فیلم راهی جشنوارههای خارج از ایران شده، قرار است همین قصه را برای مخاطبانی روایت کند که شاید غزه را بیشتر از قاب خبر دیدهاند. اگر «سرزمین فرشتهها» بتواند حتی برای مدتی کوتاه، این آدمها را از پشت تصاویر جنگ به مخاطب نزدیک کند، شاید کار خودش را درست انجام داده باشد؛ اینکه غزه را نه فقط از میان خبرهای جنگ، بلکه از دریچه زندگی آدمهایش ببینیم.
انتهای پیام/