اجلاسهای قضایی منطقهای؛ مکمل یا جایگزین مجامع جهانی؟
مجتبی قهرمانی حقوقدان و رئیسکل دادگستری استان هرمزگان در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرار داد نوشت: در دهههای اخیر، نظم حقوقی بینالمللی با چالشهای بیسابقهای مواجه شده است. نهادهای چندجانبه جهانی نظیر سازمان ملل متحد، که روزگاری نقطه اتکای حقوق بینالملل بودند، به دلیل ساختارهای ناعادلانه، اعمال نظر قدرتهای مسلط و بیاثر شدن ساماندهندههای کلاسیک، که در آنها یک قطب به دنبال تحمیل اراده خود است، به تدریج از کارایی لازم در تحقق عدالت و حاکمیت قانون بازماندهاند. در این شکاف کارکردی، نهادها و اجلاسهای منطقهای نظیر سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس ظهور کردهاند و عملاً به بازوی مکمل – و در مواردی جایگزین – برای مجامع جهانی تبدیل شدهاند.
حضور رئیس قوه قضاییه کشورمان در نشست سران قضایی کشورهای عضو بریکس در دهلینو که به میزبانی دیوان عالی هند و با حضور رؤسای عالیترین مراجع قضایی روسیه، چین، مصر، اندونزی، امارات، بلاروس، قزاقستان، آفریقای جنوبی و ازبکستان برگزار شده است فرصتی برای تأمل در این پرسش راهبردی است که یک شخص عالیرتبه قضایی، در این اجلاسها تا چه اندازه میتواند مؤثر باشد؟
۱. ظرفیتهای بیبدیل اجلاسهای منطقهای قضایی
تجربه حضور در اجلاسهای منطقهای قضایی، همانگونه که در مجمع قضات کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای به میزبانی دادگاه عالی خلق چین تجربه کردیم، نشان میدهد این اجلاسها ظرفیتهایی دارند که در مجامع بزرگ و قطبیشده جهانی کمتر یافت میشود:
- چابکی و کارآمدی: در این اجلاسها، برخلاف نهادهای جهانی پُرآبوتاب، گفتوگوها صریحتر و مبتنی بر واقعیتهای مشترک منطقه است.
- تکیه بر مطالبات مشترک: اعضا حول محورهای مشخصی، چون مقاومت در برابر یکجانبهگرایی و عدالتخواهی گرد هم میآیند.
- بستر گفتوگوی همترازانه: کشورهای عضو، فارغ از دیکته قدرتهای مسلط، میتوانند نظم عادلانهتری را برای مسائل حقوقی منطقه خود رقم بزنند.
۲. نقش و جایگاه شخص عالیرتبه قضایی در این اجلاسها
حضور یک مقام عالیرتبه قضایی در چنین اجلاسی، صرفاً یک حضور تشریفاتی نیست؛ بلکه فرصتی راهبردی برای پیشبرد اهداف ملی و عدالت بینالمللی است. تجربه نشان داده است یک قاضی ارشد میتواند در این میادین:
- پیام مستند و مستدل حقوقی نظام قضایی کشور را به گوش مجامع منطقه برساند؛ تجربیات حرفهای در حوزههایی، چون جرایم رایانهای، جرایم اطفال، اعتبار قضایی آرای خارجی و قراردادهای بینالمللی را مبادله کند؛ بستر نهادینهسازی همکاریهای قضایی را در اجرای متقابل آرای دادگاهها میان کشورهای عضو فراهم سازد؛ و در مؤثرترین حالت، اعتبار قضایی و سیاست خارجی کشور را در محافل منطقهای و بینالمللی ارتقا بخشد.
تجربه حضور هیأت قضایی کشورمان در مجمع شانگهای نشان میدهد که سخنرانیها و گفتوگوهای ما در آن مجمع، «مؤثر و پررنگ» و مورد قبول کشورهای عضو ارزیابی شد؛ این یعنی دیپلماسی قضایی منطقهای میتواند ابزار قدرتمندی در خدمت منافع ملی باشد.
۳. در غیاب موضعگیریهای حقمدارانه در مجامع جهانی
مهمترین نقطه قوت اجلاسهای منطقهای، در همین جاست: وقتی یک جنایت جنگی تمامعیار علیه یک کشور عضو رخ میدهد، موضعگیری حقمدارانه در مجامع جهانی به دلیل انحصار و اعمال نظر قدرتهای مسلط، یا با سکوت مواجه میشود یا به ضدیت تبدیل میگردد. اما در اجلاسهای منطقهای، اعضایی که مطالبات مشترک دارند و تجربه مشترک شهودِ حقکشی بینالمللی را دارند، بستر مؤثرتری برای بیان حقیقت و تثبیت حقوقی مواضع فراهم میکنند.
در پاسخ به این پرسش که آیا این اجلاسها «تکمیلکننده» هستند یا «جایگزین» مجامع جهانی، باید گفت از منظر حقوقی و راهبردی، آنها جایگزین کامل برای نهادهای جهانی نیستند؛ اما در شرایطی که این نهادها از کارایی لازم بازماندهاند، اجلاسهای منطقهای بهعنوان رکنی تکمیلکننده و در مواردی جایگزین، بستر مؤثر و چابکی هستند که عدالتخواهی و همکاریهای قضایی را عملیاتی میکنند.
حضور فعال و اثرگذار مقامات عالی قضایی ایران در اجلاسهای بریکس و شانگهای، گواه روشنی بر این است که دیپلماسی قضایی منطقهای، بهعنوان راهبرد مکمل در کنار دیپلماسی کلاسیک، میتواند جایگاه کشور را در نظم نوین حقوقی و سیاسی منطقه و جهان تثبیت کند.
انتهای پیام/