ندا ملکی: اثرگذاری زن را نباید به شهرت و جایگاه اجتماعی محدود کرد/ میتوانستیم زنان اثرگذار را در رسانه خیلی بیشتر نشان دهیم
ندا ملکی، مجری «خانه مادری»، در گفتوگو با میزان از نگاه این برنامه به مفهوم زن اثرگذار و الگوی زن تراز میگوید.
به نظر میرسد «خانه مادری» تلاش میکند نگاه مخاطب را از زن مشهور به زن اثرگذار تغییر دهد. این نگاه در برنامه چگونه دنبال میشود؟
چیزی که در «خانه مادری» برای ما اهمیت دارد، این است که مفهوم اثرگذاری زن را از تعریفی که شاید رسانهها در سالهای گذشته ارائه کردهاند، گستردهتر کنیم. گاهی زن موفق و اثرگذار را در قالب فردی تحصیلکرده، کارآفرین، دانشمند یا زنی که مسئولیت مهمی داشته، معرفی کردهایم؛ در حالی که واقعیت اثرگذاری بسیار گستردهتر از این تعاریف است.
«خانه مادری» تلاش میکند دایره اثرگذاری زنان را وسیعتر کند و بگوید هر زن ایرانی، به دلیل ویژگیهای منحصربهفردی که دارد، میتواند اثر خاص خودش را در جامعه بگذارد. قرار نیست همه زنان شبیه یک الگوی مشخص باشند؛ مهم این است که هر زن متناسب با تواناییها و شرایط خود بتواند برای جامعه مفید باشد. حتی زنی در دورافتادهترین روستاها اگر ایدهای برای حل یک مشکل یا بهتر شدن حال مردم داشته باشد، ایدهاش ارزشمند است و باید دیده و به اشتراک گذاشته شود.
«خانه مادری» چطور تلاش میکند مفهوم زن تراز را از یک مفهوم نظری به تجربههای واقعی زنان پیوند بزند؟
وقتی درباره زن تراز انقلاب اسلامی صحبت میکنیم، درباره زنی حرف میزنیم که زنانگی او به حاشیه رانده نشده است؛ نه گرفتار نگاههای سنتی و محدودکننده است و نه قرار است هویتش صرفاً بر اساس ویژگیهای ظاهری تعریف شود.
در واقع، راه سومی وجود دارد. زن با ویژگیهای شخصیتی و توانمندیهای خودش میتواند اثرگذار باشد و در عین داشتن نقشهایی مانند مادری و همسری، نسبت به جامعهاش هم بیتفاوت نباشد. زن تراز، متناسب با استعدادها، توانمندیها و علاقهمندیهایش و در عین حفظ نقشهای طبیعی خود، میتواند کنشگری اجتماعی داشته باشد.
در «خانه مادری» این نگاه را چطور به شکل ملموس به مخاطب نشان میدهید؟
ما تلاش کردهایم الگوهای متنوعی از زنانی را نشان دهیم که شاید در نگاه اول کسی تصور نکند میتوانند اثرگذاری اجتماعی داشته باشند.
مثلاً خانمی حدود ۶۰ ساله را داشتیم که به جای اینکه خود را از جامعه کنار بکشد، برای کودکان و خانوادههایشان در فرهنگسراها قصهگویی میکرد. ارتباط با کودکان هم برای خودش نشاط ایجاد میکرد و هم یک ارتباط اجتماعی ارزشمند بود.
در واقع یک زن میتواند انفعال و ناامیدی را انتخاب کند یا وارد عرصه کنشگری اجتماعی شود. ما در «خانه مادری» تلاش کردهایم زنانی را نشان دهیم که اثرگذاری را انتخاب کردهاند؛ زنانی با سن، شرایط و توانمندیهای متفاوت که هر کدام به شیوه خودشان در جامعه اثرگذار هستند.
به نظر شما مشکل امروز جامعه ما کمبود زنان اثرگذار است یا اینکه رسانهها هنوز نتوانستهاند زنان اثرگذار را آنطور که باید ببینند و معرفی کنند؟
به نظرم بخشی از این مسئله به کوتاهی نهادهایی برمیگردد که با موضوع زنان و خانواده مرتبط هستند. از طرف دیگر، گاهی به محض ورود به مباحث زنان با برچسبهایی مثل فمینیست بودن مواجه میشویم یا این سؤال مطرح میشود که وقتی مخاطب یک برنامه زنان هستند، چه فایدهای دارد؟
در حالی که موضوع زنان صرفاً یک موضوع زنانه نیست. زن، ریشه و مظهر زایش، خلاقیت و آفرینش است و اگر بتوانیم حال خوب زن را در جامعه گسترش دهیم، حال کل جامعه بهتر خواهد شد.
به نظرم ما در نشان دادن اینکه زنان چقدر میتوانند در عرصههای مختلف اثرگذار باشند و چطور بخشی از رشد جامعه میتواند به واسطه کنشگری آنها اتفاق بیفتد، آنطور که باید موفق نبودهایم. کارهایی انجام شده، اما میتوانستیم بسیار بیشتر از اینها کار کنیم.
میتوانید نمونهای از زنانی را که در «خانه مادری» معرفی کردید و تصویر متفاوتی از زن اثرگذار ارائه میکنند، مثال بزنید؟
مثلاً یک آتشنشان زن در برنامه داشتیم که همسرش نیز بهشدت از او حمایت میکرد. او در کنار نقش مادری و همسری، یک نقش اجتماعی متفاوت را انتخاب کرده بود و خانوادهاش نیز همراهش بودند. در بعضی مشاغل مانند پزشکی، پرستاری و حتی آتشنشانی، در برخی موقعیتها حضور زنان ضروری است.
همچنین زنانی در جایگاههای مدیریتی داشتیم که واقعاً مسیر رشد را طی کرده و با سفارش و روابط به آن جایگاه نرسیده بودند. هر کدام مسیری را طی کرده بودند تا بتوانند در رشد جامعه و ایجاد حال خوب برای مردم مؤثر باشند.
چطور سعی کردید «خانه مادری» به دام کلیشههای زن فداکار یا زن موفق نیفتد؟
از ابتدا تلاش کردیم صرفاً دنبال تعریف یک الگوی کلیشهای از زن موفق یا فداکار نباشیم. برای همین از زنانی دعوت کردیم که در حوزه خانواده و حل مسائل جامعه، هر کدام به شکلی نقشآفرینی کرده بودند؛ حتی اگر کارشان خیلی بزرگ و عجیب نبود.
ممکن بود زنی در محله خودش برای پاکیزگی محیط تلاش کرده باشد، برای تهیه جهیزیه یک خانواده قدم برداشته باشد یا برای تأمین ودیعه مسکن خانوادهای کمک کرده باشد.
در مقابل، خانمی را داشتیم که مدرک دکترا داشت، اما به جای مسیر معمول دانشگاهی، یک شرکت دانشبنیان راهاندازی کرده بود تا به زنان و دختران نوجوان آموزش دهد پژوهشگران موفقی شوند. افرادی هم بودند که دانش تخصصی خود، مانند هوش مصنوعی، را به دختران نوجوان آموزش میدادند.
برای ما مهم نبود که فرد مشهور باشد یا موفقیت بزرگی به دست آورده باشد؛ مهم این بود که از انفعال فاصله گرفته و بر اساس توانایی، علاقه و دغدغه خودش قدمی برای جامعه برداشته باشد. این اثرگذاری میتواند در مقیاس یک محله یا در سطح گستردهتر جامعه اتفاق بیفتد.
در شکلگیری این نگاه و تولید «خانه مادری»، چه حمایتهایی وجود داشت؟
در این زمینه باید از خانم دکتر اردبیلی، رئیس مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران، تشکر کنم که از تولید این برنامه حمایت کردند. تمام زنانی که در برنامه حضور داشتند، افرادی بودند که خانم دکتر اردبیلی ایدههای آنها را برای اثرگذاری دریافت کرده و با حمایتهای مختلف کمک کرده بود تا بتوانند در این مسیر قرار بگیرند.
به نظرم اگر نهادهای مرتبط، زنان دارای ایده و توانمندی را شناسایی و از آنها حمایت کنند، زمینه برای اثرگذاری بیشتر آنها فراهم میشود.
در میان مهمانان «خانه مادری»، چه کسی بیش از دیگران شما را تحت تأثیر قرار داد؟
بیشتر از همه، آدمهای خیلی معمولی من را تحت تأثیر قرار دادند؛ زنانی که در خانههایشان مادری و همسری میکنند، اما نسبت به مسائل جامعه و خانوادههای اطرافشان بیتفاوت نیستند. اگر مسئلهای را در همسایگی یا محله خود ببینند، از کنار آن عبور نمیکنند، برایش راهحل پیدا میکنند و خودشان تبدیل به بخشی از راهحل میشوند.
یکی از این افراد خانمی بود که به «مامان شکوه» معروف شده بود. نکته جالب این بود که با وجود سن نسبتاً کم، در محله خودش چنین جایگاهی پیدا کرده بود. او سرمایهای را که از پدر و مادرش به ارث برده بود، در خدمت افراد نیازمند قرار داده بود؛ حتی برای افرادی که مشکل مسکن داشتند خانه اجاره میکرد و واسطه میشد تا شرایط زندگی آنها بهتر شود.
برای من ارزشمند بود که او از همان جوانی کار خیر و دغدغه خدمت به مردم را شروع کرده بود و نسبت به همسایهها و محلهاش بیتفاوت نبود. این موضوع را فقط در حد حرف نگه نداشته بود و در زندگی خودش عملی کرده بود.
نکته مهم دیگر این بود که او دکترا، تحصیلات آکادمیک خاص، پست یا مقام ویژهای نداشت و پدر و مادرش هم چهرههای شناختهشدهای نبودند؛ اما توانسته بود مفهوم الگوی سوم زن را در زندگی واقعی خودش پیاده کند. او هم مادر بود، هم همسر و هم یک کنشگر اجتماعی و برای هر سه نقش وقت و انرژی میگذاشت.
برای من این یک نمونه بسیار ارزشمند بود و شخصاً چیزهای زیادی از همنشینی با او یاد گرفتم. واقعیت این است که بسیاری از مهمانان «خانه مادری» ویژگیهای مشابهی داشتند و هر کدام به نوعی من را تحت تأثیر قرار دادند.
انتهای پیام/