سفری برای دیدن ناگفتههای ایران/ از کرانههای چابهار تا پهنه اروند
در روزگاری که تصاویر پراکنده از پیشرفتها در فضای مجازی گم میشوند، مستند سفرنامه «راه تاز» تلاش میکند با گردانندگی پژمان بازغی و همراهی هنرمندان، مسیری ۱۸۳۰ کیلومتری را برای دیدن دوباره ایران باز کند؛ سفری که به جز یک گشتوگذار ساده، تلاشی است برای بازتعریف مفهوم توسعه در ذهن مخاطب.
گاهی برای درک واقعیت، نباید به گزارشهای خشک و آماری بسنده کرد و باید خود را در دل مسیر قرار داد. مستند «سفرنامه راه تاز» که از شبکه سحر و با همکاری سازمان برنامه و بودجه تولید شده، دقیقا همین رویکرد را انتخاب کرده است. این اثر که همزمان با هفته دولت از شبکه سه پخش میشود، فقط یک مستند سفرنامهای نیست. این کار واکاوی تصویری از توانمندیهای ملی است که در قالب یک روایت پویا، از مرزهای شرق تا غرب کشور را در بر میگیرد و با تمرکز بر این مسیر، میخواهد نشان دهد که زنجیرهای از توانمندیها از جنوب تا شمال کشور را به هم متصل کرده است.

انتخاب این سوژه در این برهه زمانی، تصادفی به نظر نمیرسد. در روزهایی که تعریف توسعه و پیشرفت گاهی در میان بحثهای سیاسی یا گزارشهای تکهتکه شده گم میشود، ضرورت دارد که تصویری منسجم و میدانی از آنچه در گوشه و کنار کشور در حال رخ دادن است، ارائه شود.
«سفرنامه راه تاز» با انتخاب این زمان، میخواهد بگوید که پیشرفت، اتفاقی نیست که فقط در دفاتر برنامهریزی رخ دهد بلکه واقعیتی است که در جادهها، کارخانهها و نقاط استراتژیک از چابهار تا اروند، جریان دارد. دغدغه سازندگان این اثر، ایجاد یک نقشه ذهنی جدید برای مخاطب است. نقشهای که در آن، توانمندیهای ملی به جای اعداد، با چشمهای خودشان دیده شوند.
انتخاب پژمان بازغی برای گردانندگی این مسیر نیز نکتهای است که نباید از آن گذشت. بازغی در فضای رسانه، چهرهای است که مخاطب با او نوعی صمیمیت و اعتماد دارد. او در این اثر، نقش یک مسافر کنجکاو را بازی میکند. کسی که با نگاهی همسطح و همراه، از پیشرفتها و ظرفیتهای کشور میپرسد و آنها را روایت میکند. حضور او باعث شده تا روایت مستند، از حالت یک گزارش رسمی خارج و به نوعی گفتوگو تبدیل شود که مخاطب را هم در مسیر همراهی کند و در ادامه حضور هنرمندانی چون شهرام قائدی، علی مشهدی، فرهاد جم، سیروس میمنت، آرام جعفری و شهرزاد کمالزاده است. شاید در نگاه اول، حضور آنها جنبه سرگرمی داشته باشد، اما اگر عمیقتر نگاه کنیم، این حضور یک رسالت مشترک است. وقتی هنرمندان از حصار استودیوها و صحنههای بازسازیشده خارج شده و خود را با چالشهای یک سفر ۱۸۳۰ کیلومتری روبهرو میکنند، در واقع در حال پیوند دادن هنر با واقعیتهای ملی هستند. آنها با حضور خود، به این روایت، روح و پویایی میبخشند و کمک میکنند تا موضوع توسعه، از یک مفهوم انتزاعی، به تجربهای ملموس و قابل درک تبدیل شود.

مسیر انتخاب شده، از چابهار تا اروند، نمادی از پیوستگی و تنوع است. پیمودن این مسیر طولانی به معنای عبور از نقاط مختلف جغرافیایی و اقتصادی است که هر کدام داستانی از ایستادگی و نوآوری را در دل خود دارند. این سفر، نگاهی است به ظرفیتهایی که شاید در روزمرگی فراموش شده باشند. «سفرنامه راه تاز» با تمرکز بر این مسیر، میخواهد نشان دهد که زنجیرهای از توانمندیها از جنوب تا شمال کشور را به هم متصل کرده است. این مستند به عنوان یک اثر تلویزیونی، تلاشی است برای بازگشت به اصل مطلب. آنهم اینکه ایران، با تمام چالشها، هنوز هم مسیرهای تازهای برای رشد و شکوفایی دارد که فقط نیاز به دیدن دارند.
انتهای پیام/