نشست «ایران قربانی تروریسم؛ روایت داغهای ماندگار» برگزار شد
نشست «ایران قربانی تروریسم؛ روایت داغهای ماندگار» دوشنبه، ۹ شهریور ۱۴۰۵ با حضور جمعی از خانوادههای معظم شهدای ترور، فعالین حقوق بشر و برخی مستندسازان و نویسندگان آثار مکتوب در حوزه تروریسم توسط بنیاد هابیلیان برگزار شد.
این نشست با هدف بازخوانی جنایتهای تروریستی علیه ملت ایران، تبیین ابعاد و آثار تروریسم و روایتگری خانوادههای شهدای ترور از داغهای ماندگار آنان برگزار شد.
زهرهسادات لاجوردی، نماینده مجلس شورای اسلامی، در نشست «ایران قربانی تروریسم؛ روایت داغهای ماندگار»، با تاکید بر ضرورت بازخوانی حوادث دهه ۶۰ و نقش گروهک تروریستی منافقین در ترورهای آن دوران، گفت: اگر دهه ۶۰ و شهادتهایی را که در آن دوران اتفاق افتاد بازخوانی کنیم، نقش منافقین که در آن زمان با عنوان منافقین خلق فعالیت میکردند، بهخوبی مشخص میشود؛ پس از آن نیز جریان موسوم به منافقین انقلاب راه آنان را ادامه داد و همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد.

لاجوردی با بیان اینکه باید تحولات و حوادث امروز را نیز با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد، اظهار کرد: اگر این روزها با دقت بیشتری به حوادثی که در حال وقوع است و شرایطی که با آن مواجه هستیم توجه کنیم، میبینیم که فعالیت این جریانها همچنان ادامه دارد.
این نماینده مجلس با اشاره به شرایط پس از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی گفت: امروز نیز پس از گذشت شش ماه از شهادت رهبر معظم انقلاب، شهید آیتالله امام خامنهای، سیدعلی خامنهای، مردم همچنان در صحنه ایستادهاند و همه سختیها و ناملایمات را به جان خریدهاند.
وی با اشاره به تجربه چهار دهه گذشته، تصریح کرد: تجربه گذشته نشان داده است که عقبنشینی و تسلیم در برابر دشمن نهتنها موجب پایان فشارها نمیشود، بلکه زمینه را برای زیادهخواهی و پیشروی بیشتر دشمن فراهم میکند.
علیرضا طاهری، کارشناس حقوق بشری دیگر سخنران این نشست، گفت: به جای اینکه سمنهای موثر در مجامع بین حضور داشته باشند، میبینیم جلاد این جایگاه را اشغال و سالهای زیادی از آن بهره گرفته است؛ کشورهای توسعهیافته معمولا از این نوع سازمانها و نهادها استفاده میبرند.
وی در ادامه تصریح کرد: در دهههای گذشته گروهک تروریستی منافقین توانسته بود با ظرفیت بالا در کمیسیون وقت حقوق بشر حضور پیدا کرده و از این ظرفیت ضد ایران استفاده کند.
این کارشناس مسائل حقوق بشری، همچنین به سیاسیکاری گزارشگران ویژه سازمان ملل در موضوع ایران و لزوم فعالیتهای نهادهای مردمی ایرانی برای مقابله با این موضوع پرداخت.
مهدی صیاد شیرازی، فرزند شهید امیر سپهبد صیاد شیرازی نیز که در این نشست حضور داشت، به تشریح واقعه شهادت وی پرداخت.

وی، گفت: من در زمان ترور پدرم، ۱۷ ساله بودم؛ در همان ۱۷ سالگی برای اعطای درجه سپهبدی، محضر آقا مشرف شدیم.
این فرزند شهید درباره روز ترور، گفت: پدر بزرگوار ما طبق روال همیشه، ما را به دبیرستان میبردند؛ ایشان نه محافظ داشتند و نه راننده و طبق روال همیشه، خودشان رانندگی میکردند و ما را به دبیرستان میبردند؛ روز ۲۱ فروردین ۷۸ نیز ایشان خواستند ما را به همراه برادرمان به مدرسه ببرند؛ این حادثه در روبهروی منزل و جلوی منزل ما اتفاق افتاد.
صیاد شیرازی اظهار کرد: ایشان گاهی به من گفتند ماشین را بیرون بیاورم، اما آن روز خودشان ماشین را بیرون آوردند؛ من آمدم درِ پارکینگ را ببندم که دیدم فردی با لباس رفتگری در حال نزدیک شدن به ماشین است و مشغول جارو کردن اطراف ماشین بود؛ او ماسکی نیز زده بود و لباس رفتگری داشت. نزدیک ماشین شد، پاکتی را از جیبش بیرون آورد و به پدرم که پشت فرمان بودند، داد؛ پدرم پاکت را باز کردند و دیدیم که هیچ چیزی داخل آن نبود و نوشتهای نیز وجود نداشت؛ در همین فاصله، آن فرد کلتی را از لباس خود خارج کرد و شروع به تیراندازی کرد و سپس فرار کرد؛ یک موتورسوار نیز منتظر او بود و در واقع پشتیبان او بود.
وی در ادامه تصریح کرد: ترور انجام شد و ما فکر میکردیم امکان دارد ایشان زنده بمانند و شرایطشان بهتر شود؛ به همین دلیل، به همراه همسایهمان که در طبقه بالا بودند، ایشان را سوار ماشین همسایه کردیم و به سمت بیمارستان فرهنگیان بردیم؛ بعد متوجه شدیم تمام این تیرها به ایشان اصابت کرده و ایشان درجا شهید شده بودند؛ این حادثه دلخراش در همان دوران نوجوانی ما اتفاق افتاد و واقعا بسیار تلخ بود؛ پس از آن شاهد تشییع جنازه باشکوهی بودیم؛ دلداری مردم و حضور آنان در آن زمان برای ما بسیار دلگرمکننده و آرامشبخش بود.
زهرا نوربخش، خواهر شهیده لیلا نوربخش، شهید حادثه تروریستی روز عید غدیر شیراز در ۱۳۶۰ توضیح داد که در روز حادثه به همراه خانواده خود در اتوبوسی در شهر شیراز حضور داشتند که ناگهان عوامل گروهک منافقین که آنها نیز در اتوبوس حاضر بودند اقدام به پرتاب بمب آتشزا کردند که درپی این حادثه خواهر ۳ سالهاش سوخته و به شهادت رسید و خود نیز که ۴.۵ سال داشت، از نواحی مختلف بدن دچار سوختگی شد.
نوربخش در واکنش به ادعاهای اخیر گروهک تروریستی منافقین درباره اینکه هر کسی که در آن دوران ترور شده، جزو مسئولین بوده است، گفت که این ادعاها دروغی بیش نیست؛ پدر من کارگری ساده بود و هیچ کدام از اعضای خانواده من جزو مقامهای دولتی و نظامی نبودند.
وی تاکید کرد که گروههای تروریستی از طرف کشورهای غربی حمایت میشوند.
حسین سلطانینژاد، از اعضای هیئتمدیره هابیلیان که ۸ نفر از اعضای خانوادهاش در حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان به شهادت رسیدند، با بیان اینکه همراه خانوادهاش جزو موکبداران مراسمهای سالگرد شهید قاسم سلیمانی بودند، گفت که تمام خانواده در روز حادثه در موکب حضور داشتند.

سلطانینژاد با تشریح وضعیت، گفت که پس از انفجار اول سعی کرد اعضای خانوادهاش را از منطقه دور کند و پس از مدتی انفجار دوم رخ داد که به شهادت ۸ نفر از اعضای خانواده وی منجر شد.
وی گفت: من افتخار میکنم که خانواده شهید هستم؛ خانواده من افراد عادی بودند؛ هیچکدام مقام یا مسئول و یا حتی کارمند هم نبودند.
سلطانینژاد همچنین اشاره کرد که پسرش نیز در این حادثه جانباز شد.
پدر شهید محمدطاها اقدامی، شهید حادثه تروریستی اهواز در شهریور سال ۱۳۹۷ و عضو هیئتمدیره بنیاد هابیلیان، هم در سخنرانی خود گفت: محمدطاها ۴ ساله بود و برای تماشا در مراسم رژه شرکت کرده بود.

وی با بیان اینکه گروهک الاحوازیه که توسط داعش و آمریکا حمایت میشد، اظهار کرد: آنها از پشت جایگاع مردم را به رگبار میبندند.
این عضو هیئت مدیره بنیاد هابیلیان با بیان اینکه در زمان حادثه همسرش خود را به روی محمدطاها میاندازد، گفت: با وجود این، فرد تروریست در زمانی که همسرم روی محمدطاها دراز کشیده بود، از فاصله حدود ۲ متری و از پشت به آنها شلیک کرد که گلوله از بدن همسرم عبور کرد و به محمدطاها اصابت کرد؛ محمدطاها در همانجا در آغوش مادرش به شهادت رسید.
اقدامی گفت: آنها وحشیانه مردم بیدفاع و سربازان بیدفاع را روی زمین به رگبار بستند؛ کسانی که بیدفاع بودند؛ شهدای ترور چه در زمان حضورشان خاری در چشم تروریستها و آمریکا هستند، چه حالا که حضور ندارند؛ هدف این گروهکها القای ضعف نیروهای مسلح بود؛ شهادت این کودک ۴ ساله باعث شد که نقشه شوم دشمنان برای القای اینکه صرفا به نظامیان حمله شده است، نقش بر آب شود.
وی گفت: سرکرده الاحوازیه با همت سربازان گمنام بازداشت و به ایران آورده شد؛ او بعدا در دادگاههای ما محاکمه شد؛ من رودر رو به او گفتم آیا از این که یک کودک ۴ ساله را به شهادت رساندی پشیمان نشدی؟ او گفت که نه.
دختر شهید غلامعلی حاجیهاشم که در ۲۴ اسفند ۱۳۶۳ در انفجار تروریستی نماز جمعه دانشگاه تهران به شهادت رسید، هم دیگر سخنران این نشست بود؛ وی گفت: دشمنان در آن زمان تهدید کرده بودند که به نماز جمعه نروید، زیرا بمباران میکنیم؛ ۲۱ نفر آن روز به شهادت رسیدند؛ محل انفجار به محل نشستن پدرم نزدیک بود؛ پدرم به اتاق عمل نرسیدند و درپی ضربه مغزی به شهادت رسیدند.

وی گفت: دیگران گفتند که پدرم حتی با جراحت، پیش از شهادت در حال ذکر گفتن بود؛ وحشیتر از منافقین خودشان هستند؛ جرم پدرم و امثال او این بود که فقط مسلمان بودند؛ پدر من یک فرد عادی بود که مغازه خیاطی داشت؛ آنها پدر من را بیگناه از ما گرفتند.
در حاشیه این مراسم نیز آیین افتتاح دفتر بنیاد هابیلیان در تهران برگزار شد.
انتهای پیام/