امیدهای جدید از انتصابات جدید عدلیه
قوه قضاییه روز گذشته، یک اتفاق بزرگ در عرصه مدیران عالی خود را تجربه کرد؛ صدور حکم انتصاب ۹ مدیر عالیرتبه این قوه در یک روز، صرفاً یک جابهجایی اداری نیست؛ که میتواند اماره و نشانهای از امکان «تحول» در ساختار حکمرانی تلقی و تعریف شود؛ ضمن این که تغییر ۱۴ مدیر ارشد قضایی استانها نیز در راه است.
من برای نگارش این یادداشت، تلاش کردم میان سن مدیران جدید و سابق، مقایسهای آماری احصا کنم، اما در این باره اطلاعات کافی نیافتم. در عین حال در ارزیابی کلی از چهره مدیران جدید و سابق، کاملا روشن است که مدیران جدید، جوانتر به نظر میآیند. البته که معاون اول قوه قضاییه پیش از اعلام خبر این تغییرات گفته بود: «یک تیپ جوانتر سکان بخشها و معاونتهای مختلف قوه قضاییه را برعهده گرفتهاند.» بی شک این سخن، فراتر از یک خبر سازمانی، بیانگر پذیرش این واقعیت است که گردش نخبگان، دمیدن روح تازه در ساختارها و بازآرایی مدیریتی، نه تهدید، بلکه شرط پویایی و کارآمدی است.
در همین راستا، دیگر توضیح معاون اول قوه قضاییه نیز قابل تامل است: «تغییر یک مدیر به این معنا نیست که فرد قبلی موفق یا کارآمد نبوده است؛ بلکه ممکن است یک مسیر با یک مجموعه از افراد طی شده باشد و برای مسیر جدید، در یک بازه زمانی جدید و با اهداف جدید، نیاز به همراهی افراد دیگری وجود داشته باشد.»
اگرچه در این بیان نوعی تعارفهای معمول، حفظ احترام و جایگاه افراد پیشین مورد توجه قرار گرفته، اما در بخش دوم آن، بر ضرورت حضور افراد جدید در مسیر و رویکرد جدید اشاره شده است؛ بی شک اگر این نگاه به یک اصل و باور در حکمرانی جمهوری اسلامی بدل شود، تغییر مدیران از دایره برداشتهای شخصی و سیاسی خارج و به ضرورتی طبیعی در مسیر تحول و نوگرایی در سیستمها تبدیل خواهد شد.
البته در بسیاری از نظامهای حکمرانی و مدیریتی کارآمد ماندگاری طولانی در یک جایگاه، بهخودیخود فضیلت محسوب نمیشود که در نقطه مقابل پایداری و کارآمدی است؛ در حقیقت گردش مدیران، جانشینپروری و جوانگرایی و انتقال دانش از ارکان اداره ساختارها و سازمانهای بزرگ به شمار میرود. همچون روز روشن است، جوانگرایی اگر به «تجربه» آراسته و با انتقال دانش و جانشینپروری همراه شود، میتواند سبب ساز نوسازی در تصمیمسازی شود، بر سرعت عمل بیفزاید و از فرسودگی نهادی بکاهد. در ساختارهایی که گاه سالها با چهرهها و روشهای پیشینی و ثابت اداره میشوند، گشودن راه برای نسل نو و انگیزههای تازه، خود یک اقدام اصلاحی است.
از این منظر، اقدام قوه قضاییه را باید نشانهای هوشمندانه در راستای توسعه کارآمدی و البته لبیک به مطالبات رهبر انقلاب در حکم تمدید مسئولیت رئیس عدلیه دانست.
این منطق تغییر
اهمیت این تغییرات اما، تنها در سن مدیران خلاصه نمیشود بلکه در «منطق تغییر» نهفته است. اصرار بر ماندگاری مدیران در جایگاه خود، الزاما نشانه کارآمدی نیست بلکه فرسایش حضور در یک مسئولیت، جز انجماد اداری، محدود شدن افق تصمیمگیری و تکرار راهحلهای گذشته، اغلب رهاورد دیگری ندارد. در مقابل، گردش هدفمند مدیران، فرصت تزریق نفس، نگاه و روشهای تازه و ارائه متد متناسب با مسائل و اقتضائات جدید را فراهم میکند. در همین نقطه است که «تحول و کارآمدی» از شعار فاصله میگیرد و به سازوکار حکمرانی تبدیل میشود.
البته فلسفه و منطق تغییر، صرفاً با جابه جایی نامها و صندلیها محقق نمیشود. تحول و کارآمدی واقعی، مستلزم تغییر باورها و فرهنگ حکمرانی و مدیریتی است؛ پذیرش این که هر دوره، اهداف و اقتضائات ویژه خود را دارد. بی شک تجربه یک مزیت و ارزش بزرگ است، اما انحصار تجربه میتواند زیانبار باشد و هیچ دلیلی ندارد مسئولی سالهای متمادی در سطوح مدیریتی باقی بماند، مگر آنکه کارآمدی او بهطور مستمر و قابل سنجش اثبات شود.
باید بپذیریم اگر سایر دستگاهها و نهادها نیز گردش مدیریتی را با همین نگاه دنبال کنند، حکمرانی از چهرهها و روشهای تکراری فاصله خواهد گرفت. در غیر این صورت، در همچنان بر همان پاشنه خواهد چرخید؛ مدیران تکراری، اندیشهها و سیاستهای تکراری و نتایج تکراری. از این رو اقدام قوه قضاییه فقط چند انتصاب جدید نیست بلکه کوششی بزرگ در ارتقای «منطق حکمرانی قضایی» است.
نویسنده: صادق غفوریان
انتهای پیام/